می شد و توسلی یکی از سخنرانان آن مراسم ها بود. توسلی از دوستان قدیم دکتر شریعتی بود که همراه با دکتر پوران شریعت رضوی (همسر علی شریعتی) در سوربن پاریس درس خوانده و سپس به ایران بازگشته بود. توسلی سالیانی دراز استاد مسلم و عالی رتبه جامعه شناسی دانشگاه تهران بود. هزاران دانشجوی این رشته از او بهره برده اند. هرچند عضو شاخص نهضت آزادی ایران بود ولی عملا شخصیت فرهنگی و علمی او بر سیمای سیاسی اش غلبه داشت. نویسنده بود. او دارای آثار تألیفی و ترجمه ای پر شمار است. حدود بیست سال پیش به بیماری سرطان دچار شد. بارها به دیدارش رفتم و یا او به دیدارم آمد. یک بار، که از زندان به مرخصی آمده بودم، با پیشنهاد جناب عبدالله نوری به عیادتش رفتیم. سخت تکیده بود و بی حال و بی توان. به زحمت ساعتی روی تخت نشست. اما بعدتر در خارج از کشور اطلاع یافتم که حال و احوالش بهتر شده و جسته گریخته از حضورش در مجامع و فعالیت های فرهنگی و سیاسی اش خبرهای می رسید. خوشحال بودم از این بهبود احوال. در هرحال خبر درگذشت این دوست دوست داشتنی و استاد فرهیخته دانشگاه را به خانواده اش و به یارانش در نهضت آزادی و به انبوه شاگردان و به خیل دوستانش تسلیت می گویم و برای آن بزرگ غفران الهی و برای بازماندگان شکیبایی و پاداش نیکو آرزو می کنم. یک بار زنده یاد مهندس سحابی در نامه ای از ایران برای من (و دو دوست دیگر) نومیدانه نوشته بود: ممکن است دیدار به قیامت باشد؛ ظاهرا دیدارها با یاران دیرین دارد به قیامت می افتد. رو بار سفر بند که یاران همه رفتند. جز سحابی و توسلی، محمد نصرالهی و خانم ها محبی و اعظم طالقانی از آن جلسات به سرای دیگر رخت کشیده اند. با این حال جای خرسندی است که یاران سفر کرده در این 12 سال غربت نشینی، عمری تقریبا بلند و با برکت داشته اند. برای یاران در قید حیات آرزوی سلامتی و عمری بلند و همراه با برکت آرزو می کنم.