واکنش ها به مرگ خانم اعظم طالقانی اگرچه باعث جبهه بندی مرسوم فضای مجازی شد؛ ولی اهمیت زیادی برای صداهای محذوف جامعه که مجرایی جز شبکه های اجتماعی برای ابراز نظر ندارند، داشته؛ بخصوص نحوهٔ واکنش شیفتگان و پیروان این مرحومه که ظاهرا در سابقه تراشی برای او مسابقه گذاشته اند.
گذشته از بحث و جدلها، به نظر ۳ مساله محوری، هسته اصلی حمایتها و پیش فرض دلبستگان اعظم طالقانی و همفکرانش بوده(مرگ ابراهیم یزدی هم چنین فضای دفاعی را بوجود آورد). اینبار اما اتحاد عجیبی میان اسلامگرایان اصلاح طلب، ضدامپریالیستها و برخی فمینیستها بوجود آمد.
اولین رویکرد؛ مقابله با اسلام ستیزی و پیوند اسلام و فمینیسم با دفاع از اقدامات اعظم طالقانی در طول این ۴۰ سال با محوریت آشتی اسلام سیاسی و ارزشهای اجتماعی معاصر مانند دفاع از همجنسگرایی و فمینیسم، هسته اصلی ادعای مدافعان اغلب خارج کشوری او بود.
زندگی طولانی در غرب و گسست از واقعیت سیاسی حاکم بر ایران، تاثیر پذیری از رتوریک غالب رسانه ای که در خدمت چپ ضدامپریالیسم-امریکا ستیز است و همچنین احساس از بین نرفتنی مهاجر بودن و میل به دیده شدن به قیمت، برخی خارج نشینان را به همدلی و جعل واقعیت در مورد مرحومه طالقانی کشاند.
در حالیکه شهروندان ایرانی (مذهبی و غیرمذهبی)، زیر فشار بیکفایتی و سرکوب اسلامگرایانند(حساب قاطبه مذهبی را از شیفتگان اسلام سیاسی باید جدا کرد)، هرگونه آدرس غلط یا ایده وارداتی مانند اسلاموفوبیا و... را که ربطی به شرایط زیستن در ایران ندارد، بدون تعارف باید اخلاقا زیر سوال برد.
دومین رویکرد که نامش را میتوان گذشته-شویی نامید، از سوی طیف ملیمذهبی و اصلاح طلب دوم خردادی بشدت برجسته شد. مرگ اعظم طالقانی، فرصت خوبی به این دسته که گذشته غیرقابل دفاع و بعضا توام با جنایت و خشونت دارند، داد که با تعمیم گرایی، گذشته طالقانی ها را مانند یزدی ها انکار کنند.
تاکید بر اقدامات خیرانه مرحومه طالقانی و برخی کنش های اکثرا ناکام او مانند ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری، این دسته را در چارچوبی قرار داد که از دیماه ۹۶ بوضوح دامنه ش مشخص بود: حفظ وضع موجود و نوید تغییرات ناپایدار مقطعی برای بقا به هر قیمت!
از خلال واکنش اصلاحطلبان میتوان دریافت چطور این جماعت رفسنجانی دهه ۶۰ و ۷۰ را به هاشمی آزادیخواه بعدی تبدیل کردند یا مثلا چگونه سیاه ترین باندهای امنیتی رژیم در دهه ۶۰ و ۷۰ در قالب دفتر تحکیم وحدت و مجاهدین انقلاب، بدون پاسخگویی، امروزه کباده اصلاحات دموکراتیک[!] میکشند.
اما سومین پیش فرض که تقریبا در تمامی مدافعان و دوستداران اقدامات اعظم طالقانی مستتر و در جریان بود، پهلوی ستیزی بیمارگونه در تخفیف و تحقیر کاراکترهای زنان مدافع حقوق مدنی در عصر پهلوی و برابرنهادن کسانی چون فرح پهلوی و فرخرو پارسا با امثال اعظم طالقانی بود.
این پیش فرض قادر به پاسخگویی مقابل این پرسش نیست که امثال اعظم طالقانی، اگر در هیات زن مسلمان مدافع حقوق زنان و پل ارتباطی فمینیست های برابری خواه با مسلمانان تحول خواه قرار داشت، اساسا چرا در مقابل نظم کارآمد وقت پهلوی و حقوق مصرح و مسلم آن برای زنان شورش کردند!
جلوی قالب کردن ایده های وارداتی چون اسلاموفوبیا، جلوی گذشته شویی تبهکاران و جلوی گذشته ستیزی و جعل واقعیت، تحت هر عنوان و ایسم دهان پرکن پوزه بندی باید ایستاد.
اپوزیسیون، مشروعیتش را در وهله اول با برتری اخلاقی در اذهان عمومی و ارجاع به عقل سلیم میگیرد.
Devita____
@ajibzad