#سیدالحکما_علی_مرعشی_تبریزی (۱)
#جلال_شایق
سیدالحکما شرف‌الدین سيدعلى‌‌بن‌ سيدمحمد حسينى تبريزى از اطبای مهم دوره قاجار است که ابتکارات و تألیفات پزشکی وی در کنار سایر مقامات علمی، شایستۀ تدقیق می‌باشد . وی علاوه بر سیدالحکما به سیدالعلما و سیدالاطباء نیز شهرت داشته و صاحب ریحانه وی را سیدعلی شرف‌الدین‌‌بن حاج محمد منجم تاجر تبریزی، حسینی مرعشی معرفی و او را از اکابر علمای طراز اول آذربایجان می‌داند .
سیدالحکما در سال ۱۲۰۲ هجری قمری در کربلا چشم به جهان گشود هرچند برخی وی را متولد سال ۱۲۰۰ در نجف دانسته‌اند . نیز برخی وی را متولد تبریز قید می‌کنند. ایشان فرزند سیدنجم‌الدین محمد مرعشی حسینی حائری معروف به میرزا محمدخان فلکی فقیه، محدث، منجم و ریاضیدان می‌باشد که در شعر دستی داشته و مظلوم تخلص می‌کرده است. صاحب کتاب مفاخر آذربایجان وی را حاج سید محمد منجم‌باشی حسینی مرعشی معرفی می‌کند که گویا طبیب نیز بوده است.
تحصیلات مقدماتی ایشان در نجف اشرف بوده و مقدمات، فقه، اصول و حکمت را در همان شهر آموخته و سپس در تهران حکمت و اصول را نزد شیخ انصاری در تهران می‌آموزد وی را از شاگردان شیخ محمدحسن صاحب جواهر نیز گفته‌اند . علت روی آوردن وی به علم طب را چنین نوشته‌اند که روزی در تهران یکی از اقربا با بی‌اعتنایی از وی می‌پرسد چیزی شده‌ای؟ و این امر بر سید گران آمده و می‌گوید می‌روم علمی تحصیل کنم که مردم به من احتیاج داشته باشند و چیزی بشوم. البته برخی نیز عدم استقبال مردم تبریز از وی و معلوماتش را علت دلسردی سید و توجه او به طب می‌دانند .وی سپس برای تحصیل طب به اصفهان نزد میرزا حسن شیروانی از اطبای دوران محمدشاه و برادر حاجی ملا شریف شیروانی سفیر وقت ایران در استانبول رفته و به سبک قدما به تحصیل در طب مشغول می‌شود . مدت تحصیلات طبی وی را ۱۵ سال در اصفهان و سایر جاها نوشته‌اند. پس از فراغت از تحصیل علم در اصفهان جهت تحصیل علوم غریبه عازم هندوستان شده و پس از ده سال توقف در هند دوباره به تهران مراجعت می‌نماید . همچنین نوشته آمده که وی فلسفه را نزد ملا هادی سبزواری در سبزوار تحصیل‌کرده است . با توجه به وجود دو رساله به نام‌های رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول و سفرنامۀ استانبول و هندوستان در فهرست‌نوشته‌های وی چنین برمی‌آید گویا سفری به استانبول داشته است.پس از مراجعت از هند مجدد به تهران و به قولی به تبریز بازگشته است . وی در محلۀ سرچشمۀ تهران به سبک قدما مطبی دایر و به درمان بیماران می‌پردازد. از جمله مراجعان همان مرده طعنه‌زنی بوده که از سر طعنه وی سید به طب روی آورده بود. نقل است که فرد مذکور دچار عارضه‌ای شده و برای سید پیغام می‌فرستد که جهت معالجه وی به نزدش برود وی سید درخواست او رد کرده و از وی می‌خواهد به مطب او آید؛ چون ایشان را در مطب ملاقات و درمان می‌کند مرد از طعنه خود پشیمان می‌شود و سید می‌گوید: رفتم درسی خواندم که بتوانم احتیاج مردم را برطرف نمایم و دیگران محتاج من باشند (۶). ذکر است مدتی در مشهد مجاور بوده و مدتی در نزد حمزه میرزا عموی ناصرالدین‌شاه طبابت می‌نموده است. سپس جهت طبابت مظفرالدین شاه که مقام ولیعهدی در تبریز را داشته عازم تبریز شده و در آنجا مقام می‌یابد . ایشان در تبریز در محله راسته کوچه و کوئى که بعد به نام ایشان کوى سیدعلی‌خان حکیم مشهور شد اقامت داشتند و پهلوى کوى مسجدى ساختند که به مسجد سیدعلی‌خان حکیم شهرت یافت. پس از مرور زمان یکى از تجار تبریز معروف به اپیکچى آن مسجد را تعمیر نمود و به نام مسجد ایپکچى مشهور گردید. ولى در سال 1400 قمرى به جهت خیابان‌کشی آن کوى از بین رفت و باب بزرگى به مدرسۀ طالبیه از آن کوچه باز کردند اما مسجد در وسط خیابانى که تا سال 1409 تمام نشده بود همچنین باقى ماند. بعداً با تکمیل خیابان‌کشی مسجد نیز از بین رفت . هم‌اکنون بقایایی آن کوی در تبریز به نام ایشان سیدعلی حکیم نامیده می‌شود که درواقع ورودی مدرسۀ طالبیۀ تبریز از راسته کوچه است.
@science_azerbaijan

Comments

Be the first to add a comment