پدرم حق داشت.وقتی خبر داوطلب شدن مرا شنید، عصبانی شد: "احمق، بگذار دیگر پسرهای فامیل بروند." ولی آن‌ها آنقدر احمق نبودند که داوطلب شوند. پدرم یک کارگر بود. می‌خواهی یک چیزی را به تو بگویم؟ همیشه پسرهای کارگران هستند که در جنگ کشته می شوند.


📚زندگی جنگ و دیگر هیچ
✍اوریانافالاچی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment