✅ هر فرد منطقیای میداند هیچ عامل واحدی مسبب وقایعی مانند یک تابستان خوشایند در هند، طلاق یک دوست، جنگ جهانی اول، سرطان، تیراندازی در یک مدرسه و موفقیت جهانی یک شرکت نیست. به عبارت دیگر ، صدها ، هزارها یا تعداد بیشماری از عوامل در کنار هم جمع میشوند. با این حال ما مدام تلاش میکنیم فقط یک عامل را سرزنش کنیم.
🔸تولستوی در بخشی از کتاب "جنگ و صلح" درست به هدف می زند: "وقتی سیبی میرسد و میافتد، چه چیزی باعث افتادن آن میشود؟ به این خاطر که زمین جذبش میکند، به این دلیل که ساقه پژمرده شده، یا خورشید آنرا خشک کرده، سنگینتر شده، باد آنرا تکان داده یا به خاطر پسری که پایین درخت میخواهد آن را بخورد؟ یک عامل واحد، علت آن نیست."
🔸تصور کن مدیر تولید یک برند شناخته شده "کرن فلکس" برای صبحانه هستی. به تازگی محصول جدیدی معرفی کردهای. بعد از یک ماه متاسفانه معلوم می شود محصول جدید شکست خورده است. برای پیدا کردن علت، چگونه عمل میکنی؟
▪️اول باید بدانی هیچگاه فقط یک علت وجود ندارد. یک برگه کاغذ بردار و بطور خلاصه تمام دلایل احتمالی را روی آن بنویس. برای دلایل پشت این دلایل هم همین فرآیند را انجام بده. بعد از مدتی با شبکه ای از عوامل تاثیرگذار احتمالی مواجه خواهی شد. ▪️دوم، آنهایی را که می توانی تغییر بدهی مشخص کن و بقیه را که نمی توانی، پاک کن. ▪️سوم، با تغییر دادن فاکتورهای مشخص شده در بازارهای مختلف، آزمایشهای تجربی را اجرا کن. این کار به زمان و پول نیاز دارد اما تنها راه فرار از باتلاق فرضیات سطحی است.
🔸اعمال ما از برهم کنش هزاران عامل، از استعداد ذاتی گرفته تا تربیت، و از تحصیلات تا تمرکز هورمونها بین تکتک سلولهای مغز ناشی میشود. تا زمانی که به دلایل واحد باور داشته باشیم، همیشه قادر خواهیم بود پیروزیها و شکستها را به افراد نسبت دهیم و آنها را مسئول خطاب کنیم. این جستجوی احمقانه به دنبال سپربلا، دست به دست و به زور منتقل میشود؛ بازیای که هزاران سال است مردم سرگرمش هستند!