از شکاف دیوار گِلی
آنجا، رو به رویم
بوته خاری سر برون کرده است

خیره
خبرچینی آشکار
مزاحمی که موی دماغ نیست
نا آشنایی که فقط مرا می‌پاید
سوزن‌های چوبین خار
رسته بر تمامی این کلاف در هم گم
رو به زردی
صدای لرزانی هم دارند
که من می‌شنوم
مثل صدای پیش از زلزله
نه یارای گریزی است
نه عزم برآوردنش

چه خواهد کرد
اگر خوابم برباید!

از دیباچه‌ی کتاب «رهایی بشر»
به قلم «فریبرز رئیس دانا»

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment