این چه بحرانیست کاین دنیا زهم پاشیده است
گوییا کز آسمان مرگ خدا باریده است

اشک و آه مادری  بر سفره  میرقصد مگر
دست غیبی دار و نادار ورا چاپیده است

آن یکی در فقر مرد و این یکی در عیش و نوش
ننگ بر آنکو که آدم را بشر نامیده است 

لاله لاله  سر به دار و سینه سینه سرب داغ
اهرمن گویی در این خاک اژدها زاییده است

روز ها در گریه شبها در عزای دشمنان 
هیچ حیوانی در این دنیا چو ما نادیده است

عمر ملت در اراجیف و دعا بر باد رفت
زندگانی زیرمشتی خاک آرامیده است

آنکه  دنیا را جهنم کرد  با خواب بهشت
گفت نوری هست و از عرش خدا تابیده  است

سنگ قبری را که میخندید گفتم از چه  ،گفت
زانکه در خواب بهشتش زیر من خوابیده است

مسعود آذر
🔹@azar_massoud

Comments

Be the first to add a comment