ادامه:احتمالن دموکراسی با شفافسازی بالا و فشردهسازی بدون اتلافِ ایدهها و استدلالها به بهترین وجه تأمین میشود. افسوس، اینترنت و تلویزیون، در عین حال که سرعت و تأثیرگذاری را بیشتر میکنند، احتمالن شفافیت را کاهش داده و همزمان، فشردهسازی را افزایش میدهند.
همانطور که
Jeff Jarvis در پاسخ به یک قطعهی عالی از
Ted Chiang اشاره میکند، GPT و دیگر چترباتهای هوش مصنوعی از اساس، مکانیزمهای فشردهسازی همراه با اتلاف برای وب هستند. آنها کل وب را میخوانند و در صورت تقاضا آن را در چند پاراگراف فشرده میکنند. مانند یادداشتهای خلاصه درسی
Cliffs Notes، یکی از مشکلات چنین آسایشی این است که نمیتوان آن را از حالت فشرده به حالت اول برگرداند. ظرایف ناپدید میشوند و بازسازی آنها دشوار است.
در طول زندگیمان، این آونگ بارها و بارها به عقب و جلو رفته است. از تلویزیون سیاه و سفید گرفته تا رنگی (این کار، فشردهسازی کمتری از تصویر اصلی را ارائه میدهد). از فیلم در سینما گرفته تا پخش با کیفیت پایین در تلفن. از مکالمهی تلفن ثابت گرفته تا اتصال بد تلفن همراه، تا نوشتن چند کاراکتر در پیامک. CDها بدتر از یک صفحهی گرامافون خوب بودند، اما
SACDs و
MQA در شرایط مناسب، میتوانند صدای بهتری داشته باشند. شرکتها از کتابهای راهنما و یادداشتها به جلسات برنامهریزینشده و فیالبداهه رسیدند و به سمت چککردن مکرر
Slack پیش میروند.
فشردهسازی همراه با اتلاف، همیشه رخ میدهد. وفاداری، یک لذت قدرتمند است. داستانها پخش و طنینانداز میشوند، اما بطور طبیعی، حقیقت آنچه را که همین اواخر با آن مواجه شدهایم را فشرده میکنند. رمان، بیان کامل داستان توسط نویسنده به روشی است که او برای روایت آن انتخاب کرده است، درحالیکه همیشه کتابهای تاریخ و روزنامهنگاری، آنچه را که واقعن اتفاق افتاده، فشردهسازی میکنند.
اگر میخواهید فرهنگ را تغییر دهید، یا یک فناوری را در رسانهها درک کنید، یا تحلیل تاریخی انجام دهید، از وفاداری بکاهید و در پی فشردهسازی باشید.
Robert Caro یک زندگی نامهنویس به سبک فشردهسازی با اتلاف کم است…
و اکنون هوش مصنوعی، وفاداری را بهطور کلی بازتعریف میکند. گاهی اوقات آنچه را که از قبل وجود داشت تزئین میکند و چیزی را ارائه میدهد که ممکن است به اشتباه به عنوان یک اصل با وفاداری بالا دیده شود.
و با این حال، الفبا معجزهایست که وفاداری بالا، فشردهسازی کم، انعطافپذیری و توزیعی گسترده دارد.
.