🌀 *«پیشگویی در عصر هوش مصنوعی»* ● مدیران و پژوهشگران در عصر هوش مصنوعی، بهجای پیشگویی یا فاجعهپردازی باید به روش علمی (داده، آزمون، ابطالپذیری) بازگردند. ● درعصر عدم قطعیت و AI آرام و صبور باشید، داده جمع کنید و علم را جدی بگیرید.
*پیشنهادهای کاربردی برای مدیران:* ۱.پیشبینیهای قطعی (فروپاشی نظام مالی، جنگ جهانی، سلطه رباتها) روایتپردازی است، نه تحلیل؛ چون یک پیشبینی درست برجسته میشود و دهها پیشبینی نادرست فراموش. ۲.روایت های فلاکتمحور: تخصص فنی به معنای تخصص در فلسفه، جامعهشناسی یا اقتصاد سیاسی نیست؛ ضمن اینکه فناوران ممکن است برای جذب سرمایه یا مخاطب، آینده را اغراقآمیز تصویر کنند. ۳.نظریههای کلاسیک: مفاهیم برآمده از مارکس، فروید، هایدگر، هابرماس و تا حدی عاصماوغلو بر مناسبات جدید (داده، پلتفرم، الگوریتم) تحمیل میشوند؛ «نباید با نقشه جهان قدیم در جهان جدید حرکت کرد». ۴.درس تاریخ فناوری: هر موج فناوری (خط، چرخ، اینترنت) هزینه داشته اما ظرفیت انتخاب، آموزش و ارتباط را گسترش داده است. ۵.اصل «همهچیز انسانی است»: فناوری را انسان میسازد و سازمانها و دولتها آن را به کار میگیرند؛ پس مشکلات مشخص را باید با سیاست عمومی متناسب اصلاح کرد، نه کل فناوری را تهدید تمدن دانست. ۶.دعوت به احتیاط روششناختی و پرهیز از قطعیتنمایی، بهویژه نقد «سوگیری انتخابی» پیشگویان. ۷.توجه به انگیزههای اقتصادی در اغراقگویی فناوران. ۸.موضع میانه میان وحشت و خوشبینی سادهلوحانه. ۹.«داده جمع کنید» بدون مشخص کردن شاخصها، روشها و مرجع تصمیمگیری، عملیاتی نیست. ۱۰.تصمیمهای مربوط به هوش مصنوعی را بر مبنای سناریوسازی و پایش شاخصهای سازمانی بگیرید، نه بر اساس هیجان رسانهای، چه خوشبینانه و چه هراسآمیز.