🔴هنجارشکنی‌های ساختاری مولا علی (ع) در جامعه

✍دکتر مجتبی لشکربلوکی

زنی مراجعه کرد به معاویه و با او بر سر موضوعی بحث و جدل کرد. معاویه از این گستاخی و جسارت زن در گفتگوی بی‌محابایش ناراحت شد و به او گفت «خدا علی را نیامرزد» که او این رسم را فراگیر کرد. منظور او چه بود؟ رسم هم‌ترازی حاکم و شهروند، پارادایم نقد‌پذیری حاکمان، آیین اعتراض بدون لکنت به حاکم و رسم بدهکاری حاکم و طلبکاری شهروند.

این روایت را که در یک سخنرانی شنیدم و به فکر فرورفتم. آیا علی(ع) فقط همین هنجارشکنی را انجام داد؟ جواب این بود: هنجار شکنی‌های او بیش از اینهاست! به ۷ نمونه اشاره می‌کنم.

1⃣ به روایت محققان تاریخ، در دوران حکومت ایشان زندانی سیاسی گزارش نشده است. آن هم آن زمانی که امیر، مالک جان و مال و ناموس مردم بود و زندانی سیاسی امری رایج.

2⃣ امروزه می‌شنویم که مدیران ارشد کشورها شامل نخست‌وزیران و روسای جمهور، به خاطر تخلفات مالی در زمان مسئولیت یا بعدش محاکمه می‌شوند و این را نشانه‌ی آزادی و عدالت می‌دانیم. ایشان به دادگاه فراخوانده شد. از طرف یک جایگاه والا؟ نه! به شکایت یک فرد عادی. یک رییس قبیله؟ نه یک شهروند معمولی! یک مسلمان؟ نه یک اقلیت! و جالب اینجاست محکوم شد و جالب‌تر اینکه پذیرفت! اعتراف می‌کنم همین که او توسط یک شهروند معمولی اقلیت غیرمسلمان به دادگاه فراخوانده می‌شود و در دادگاه حاضر می‌شود هنوز برای من قابل هضم نیست. چه برسد به محکوم شدنش!

3⃣ خود را بدهکار مردم می‌دانست؛ نه طلبکار. حتما شنیده‌اید در خانه زنی که همسرش را در یکی از جنگ‌ها از دست داده بود به صورت ناشناس رفته بود و برایشان نان می‌پخت و با بچه‌ها بازی می‌کرد و آن زن هم پیاپی علی را نفرین می‌کرد؛ و در انتها که متوجه شد که او همان علی است حاکم سرزمین‌های پهناور. علی خاضعانه گفت: «شما ببخشید که تا کنون مشکلات شما را حل نکرده بودم. از درگاه خدا بخواهید که على را ببخشد.»

4⃣ به گواهی تاریخ، مخالفینش در مسجد علیه او و رو در روی سخن می‌گفتند و چند ساعت بعد برای گرفتن حق خود از بیت‌المال می‌آمدند. هنوز هم باور کردنش سخت است.

5⃣ زمانی که در جنگ‌های عرب، مثله کردن (بریدن گوش یا بینی و اعضا) امری رایج بود او دستور نظامی شدید می‌داد (و نه اینکه صرفا توصیه‌ی اخلاقی نرم کند) که کشتگان را مثله نکنید، فراریان را تعقیب نکنید و مجروحان را نکشید و ...

6⃣ کافی‌ست امروز در گوگل جستجو کنید تصویر حضرت علی. تصویری که می‌‌آید فردی جدی و مقتدر در کنار شیر و شمشیر (ذوالفقار). این تصویر سال‌هاست در ذهن من و شما نشسته؛ چه بخواهیم چه نخواهیم؛ اما به ما نگفتند که در یکی از جنگ‌ها، ۱۲ هزار نفر از متعصب‌ترین افراد، اعلام جنگ کردند. صبورانه با آن‌ها گفت‌وگو کرد و آن قدر مدارا و نرمش و تعامل کرد که ۱۲ هزار نفر به ۴ هزار نفر رسید، سپس به ۱۵۰۰ نفر. هنر استراتژیست‌های جنگی آن است که در جنگ با کمترین خون‌ریزی فاتح شوند و علی این‌گونه بود. منتهی برای من و شما ذوالفقار علی بیش از گفتگوی علی تبلیغ و ترویج شده. زمانی که او برای گفتگو، تعامل، مکاتبه، محاجه، توافق، مذاکره گذاشت بسیار بسیار بیشتر از جنگ بوده است اما ...

7⃣ او با زندانیان (البته گفتم که زندانی سیاسی نداشتند.) مانند یک انسان برخورد کرد. گفته می‌شود تا قبل از او زندانیان در چاه‌های عمیق و به شیوه‌ای غیرانسانی نگه‌داری می‌شدند. او برای اولین بار برای زندانیان، فضای مناسبی برای طی کردن دوران محکومیت فراهم کرد و برای حقوق زندانیان مانند یک انسان، ارزش قائل شد.
هنجارشکنی‌های او بسیار بیشتر از این حرف هاست.

☑️‌ تجویز راهبردی:
شاید بد نباشد که امسال فقط برای فرق شکافته‌ی علی گریه نکنیم. برای خود گریه کنیم. اصلا فرق علی شکافت که ترک در دانسته‌های من و تو ایجاد شود. که فرق ذهنیت‌ها، تعصب‌ها و جاهلیت‌های من و تو شکافته شود. عجیب است ما برای کسی گریه می‌کنیم که هیچ شباهتی به او نداریم. بیش از شمشیر علی، به منطق علی (ایجاد توافق از طریق مفاهمه) و بیش از عدالت اقتصادی علی به عدالت سیاسی (برابری حاکم و شهروندان فارغ از جنسیت و نژاد و مذهب) و بیش از جنگ علی به آشتی او تمرکز کنیم. باشد که به برکت آن حضرت، آمرزیده شویم.

(لطفا به اشتراک بگذارید.)
🆔 @imamalisociety

1 comment

سيد محمد طباطبايي
باسلام
اين مطلب كه باسيره اهلبيت سلام الله عليهم اجمعين ،سليقه اي برخورد كنيم و هر كدام از اعمال و افعال شان بمذاقمان بيشتر سازگار آمد روي آن عمل و فعل شان تمركز كنيم ، اشتباهيست كه در اين نوشتار بشدت نويسنده را گرفتار كرده است. نويسنده فكر كرده كه با فعل امام ميشود بصورت انتخابي و يا رَندُمي برخورد كرد. آنجاييكه در آخر متن ميگويد:
(((بيش از جنگ علي(سلام الله علیه) به آشتي او تمركز كنيم. )))
دلیل بر رَدِ اين مُدعاي نويسنده فرازي از زيارت شريف آل ياسين ميباشد ؛
(( المعروفُ ما امرتم به والمنكر ما نهيتم عنه))
قول و فعل و امر بانجام كار توسط امام همان معروف است و نهي شان در شمول منكر ميباشد.

در خطبه ۸۶ نهج البلاغه آمده است: «وَ فَرَشْتُکُمُ اَلْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِی وَ فِعْلِی» «من با قول و فعل خودم معروف را بین شما گسترش دادم» بدین معنا که هم اقوال و هم افعالِ امام معصوم ،خودِ معروف است.

غلط ديگر نويسنده متن فوق،نام بردن از سيد و سرور امامان شيعه(يعني حضرت اسدالله الغالب ،مولي الموحدين،علي ابن ابيطالب ،صلوات الله وسلامه عليه) بدون لقب و بدون آوردن كلمه حضرت و بدون هرگونه سلام و صلوات بعداز اسم مباركشان ميباشد.

و بزرگترين اشتباه نويسنده متن فوق، مقايسه امام برحق، حبل الله المتين و لنگر آسمان و زمين،اسدالله الغالب،غالب كل غالب،مولي الموحدين
يعسوب الدين
وامام المتقين
اميرالمؤمنين ، علي ابن ابيطالب ،سلام الله عليه،با يك فرد عادي است. آنجايي كه نوشته ؛
(((عجيب است مابراي كسي گريه ميكنيم كه هيچ شباهتي به او نداريم.)))

اينجا ديگر نويسنده متن اوجِ امام ناشناسي را بنمايش گذارده است.

مگر در طول تاريخ كسي هم به حضرت مولا شباهت داشته ،كه ما شباهت داشته باشيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اشتباه ديگر نويسنده متن ،آنجاييست كه نوشته:
(((اصلاً فرق علي(سلام الله علیه)شکافت که ترک در دانسته های من و تو ایجاد شود. )))
دراین فراز نیز با محدود نمودن مسئله شهادتِ باعظمت حضرت مولا سلام الله علیه،به ترک خوردن دانسته های ما ،ظلمی نابخشودنی به حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه نموده و
بسيار بجاست كه ما محبين وشيعيان توجه كنيم كه هرمتن و نوشته اي كه در مورد اهلبيت عصمت و طهارت ،هست را فقط از روي محبت ِ ذاتي و عشق خودمان بحضرات ائمه هدي ، نخوانيم و ديد نقادانه هم داشته باشيم ،تا هر كس و ناكسي نتواند فكر نسنحيده و احياناً مسموم خودش را بما تزريق كند.

البته متن فوق از فرازهاي صحيحي هم برخوردار است،مانند كمك و دستگيري از يتيمان بصورت ناشناس توسط حضرت مولا سلام الله عليه و .......
اما ، مخلوط كردن اين قسمتهاي صحيح با نوشتاري خارج از عرفِ ادب شيعه به امام، و نوشته اي مشكل دار و پايين آوردن شأن امامت و ولايت در حد يك رئيس خوب، بنظر اشتباهيست عمدي كه ضررش دامنگير خواننده متن خواهد شد.

آب بسيار گل آلود شده ، مواظب عقيده تان باشيد.
ياعليمددي