▪️ مدرنیسم و تنِ معماری در ایران
🖋 محمدیاسر موسی پور| دانشآموختۀ دکتری معماری دانشگاه شهیدبهشتی
چندی پیش یکی از دانشجویان رشتۀ معماری پرسشی از من داشت، آیا نمیتوانیم برای نقد و نظریهپردازی درباره معماری به جای مفاهیم وارداتی، از زبان فارسی خودمان کمک بگیریم؟ البته این اولین مواجههام با این پرسش نبود. در پاسخ برایش نوشتم، همینکه از معماری بهعنوان چیزی قابل نظریهپردازی و البته قابل نقد سخن میگوییم، یعنی پیشاپیش از چیزی حرف میزنیم که بیرون از زبان فارسی تشکیل شده است. فهم معماری در این معنا -که کاملاً با معنایی که ما در گذشته استفاده میکردهایم متفاوت است- دارای یک تاریخ است که در زبان و در جغرافیای دیگری شکلگرفته و در فرایندهایی به زبان ما وارد شده است. این پاسخ در عین اشاره به یک فکت، حاوی یک پیام بود که فکر میکنم اگرچه تلخ یا سخت، باید شهامت مواجهه با آن را بیازماییم: دقیقاً در همان لحظه که میخواهیم با پرسیدن این سؤال، غرب را از خودمان بیرون بگذاریم و از شر سایهی سنگین آن خلاص شویم، او یادآوری میکند پیشاپیش در ما حاضر است. بااینحال، هدف این پاسخ هرگز آن نبود که از نوعی خودکمبینی در مواجهه با غرب طرفداری کند. هدف، تغییر مفروضات هستیشناسانه ما بهقصد افزایش توان نظری برای تحلیل پیچیدگیهای وضعیتمان بود؛ اما منظور از مفروضات هستیشناسانه چیست؟ یکی از این مفروضات، آن است که ما، خود و غرب را مثل دو شیء مجزا در کنار هم فرض میکنیم. درحالیکه همآمیختگیهای ذهنی و عینی بسیاری، چنین تفکیکی را اساساً ناممکن میکند.
⭕️ ادامۀ مطلب را میتوانید در Instant View یا در وبسایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:
https://telegra.ph/YM-09-07http://koubeh.com/ym1/@koubeh