محمد نظری، زندانی سیاسی که از خردادماه سال ۷۳ از بابت اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان ایران در زندان به‌سر می‌برد، در نامه‌ای سرگشاده از فشار نهادهای امنیتی بر خانواده‌اش خبر می‌دهد.

این زندانی سیاسی در این نامه نوشته است که مادرش به دلیل پیگیری پرونده وی از سوی نهادهای امنیتی تحت فشار قرار گرفته و در پی همین فشارها سکته و فوت کرده است. آقای نظری همچنین اشاره کرده است که برادرش پس از پیگیری پرونده وی توسط نهادهای امنیتی تهدید شده و نهایتاً جنازه‌اش در یکی از جاده‌ها پیدا شده است.

وی در این نامه با بیان اینکه دادگاه مهاباد پیشتر با عفو و آزادی وی موافقت کرده است، می‌گوید که در نهایت کمیسیون عفو و بخشودگی با مداخله نمایندگان نهادهای امنیتی با آزادی‌اش مخالفت کرده است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

اینجانب محمد نظری، فرزند حمدالله به اتهام هواداری از حزب دموکرات کردستان ایران در تاریخ ۹خرداد ۱۳۷۳ محکوم به حبس ابد شده و تاکنون بدون آنکه از یک روز مرخصی استفاده کرده باشم در زندان به‌سر می‌برم. لذا لازم می‌دانم چند مورد را بیان کنم تا همگان بدانند در این مدت علاوه بر خودم چه اتفاقاتی برای خانواده‌ام افتاده است.

۱. خانواده‌ام در تمام این سال‌ها به جد پیگیری پرونده‌ام بوده‌اند. مادرم در سال ۹۰ که جهت پیگیری عفو و تخفیف مجازاتم به تمام ارگان‌ها، سازمان‌ها و حتی بیت رهبری مراجعه کرده بود، تنها یک جواب دریافت کرد و آن اینکه: هیچ گاه پیگیر پرونده‌ی پسرت نباش و برو دعا کن که اعدام نشد! مادرم در نهایت تحت فشار و اذیت و آزارهای وارده از سوی بعضی نهادها سکته و فوت کرد.

۲. در سال ۹۱ دادستانی کل کشور دستور بررسی مجدد پرونده‌ام را داد. با اینکه دادگاه مهاباد با آزادی و عفو اینجانب موافقت کرده بود، کمیسیون عفو و بخشودگی تهران با دخالت آقای نجمی، نماینده وزارت اطلاعات در زندان رجایی‌شهر کرج مرا فاقد صلاحیت دانسته و با آزادی‌ام مخالفت کرد.

۳. برادرم که در سال ۹۵ پیگیر آزادی من شده بود از سوی بعضی از نهادهای امنیتی تهدید شده و در نهایت جنازه‌اش در حالی که به ظاهر سکته کرده بود در یکی از جاده‌ها پیدا شد.

۴. بارها درخواست وکیل کردم. شماری از وکلا با وجود قبول وکالتم در مراحل اولیه به دلایل نامعلومی انصراف دادند. هر چند در سال ۹۶ آقای محمد حسین آقاسی بدون هیچ گونه چشم‌داشتی وکالت مرا قبول کردند و امید زیادی به آزادی‌ام داشتند اما با تمام تلاش‌هایی که انجام دادند نتوانستند کاری از پیش ببرند.
.
۵. با توجه به موارد مذکور از خواهرم تقاضا کردم که تحت هیچ عنوانی به دنبال آزادی من نباشد، زیرا نمی‌خواهم سومین کسی باشد که به خاطر پرونده‌ام از دستش می‌دهم.

۶. در سال ۹۶ نماینده اطلاعات شرط آزادی مرا مصاحبه اعلام کردند که با مخالفت اینجانب مواجه شد. آنها در جواب گفتند در این صورت نمی‌توانند برای آزادی من کاری انجام دهند. هرچند امروز ماموران اطلاعاتی به ناعادلانه بودن حکم من اذعان دارند اما اینکه چرا همچنان با آزادی من مخالفت می‌کنند سوالی است که تنها شخص مدیر کل اطلاعات استان آذربایجان غربی می‌تواند به آن پاسخ بدهد. باید بگویم در صورت درخواست هر کدام از مسئولین قضایی و امنیتی حاضر خواهم بود در هر دادگاهی حضور یابم و به تمام سوالات آنها پاسخ بدهم. آیا رواست به خاطر یک اعتراف دروغ و کذب و بعد از گذشت ۲۵ سال اینگونه با خانواده‌ام رفتار کنند؟ در پایان از تمام خواننده‌های این نامه درخواست می‌کنم به این نامه پاسخ داده و قضاوت کنند.

محمد نظری، زندان مرکزی ارومیه

طرح از آستیاگ

#محمد_نظری

مرتبط:
محمد نظری؛ جوانی تباه شده در زندان
https://tavaana.org/fa/mohammad_nazari

@Tavaana_TavaanaTech

1 comment

خدایا غیرت و شهامت از دست رفته را به ما برگردان تا به این وضعیت نکبت بار اعتراض کنیم از اینکه سرنوشت جوانان کشور چنین تباه میشود جانمان به لب رسیده حکومت باید بفهمد این وضعیت به نقطه بحرانی رسیده صبر مردم لبریز شده و نفرت از اینهمه ظلم و ستم آتش زیر خاکستری است که اگر فوران کند نه خبری از تاک میماند نه تاکستان این مردمی که ظاهراً بی تفاوت هستند از درون می‌جوشند اگر ذره ای عقلانیت در وجودتان هست به فکر چاره باشید والله این راه سرانجامی دهشتناک و تلخ دارد اگر تصور میکنید با ارعاب و سرکوب همه چیز درست خواهد شد اشتباه هولناکی میکنید خدایا به حاکمان ما کمک کن خطرات مسیری که میروند را ببینند و دست از غرور کاذب بکشند و بفهمند با زور و زندان و ارعاب نمیتوان یک کشور را اداره کرد اینهمه آزار و اذیت کرمان این سرزمین نه خواست خداست و نه منطبق بر پیام انبیای او اگر فکر میکنید سرنوشت این حکومت با سرنوشت سایر حکام مستبد متفاوت خواهد بود چون اسلامیست سخت در اشتباهید سرنوشت هر حکومتی که به مردم خود ظلم کند جز نابودی و تباهی نیست میدانم لذت قدرت چنان روح و روان شما را تسخیر کرده که قادر به تشخیص خطای خود نیستید ولی عشق به میهن و بدلیل نگرانی از سرنوشت کشور عزیز امیدوارم خردمندی از درون سیستم خطر را ببیند و چاره ای بیاندیشید