در باب "شرایط حساس کنونی" و اقتصاد

"به این ترتیب، واژه صلح معنای تازه ای یافته است. نسل های پیشین صلح را حالت موقتی درگیر نبودن در جنگ می پنداشتند. ما امروز صلح را ناموجه بودن جنگ می پنداریم. در سال ۱۹۱۳ (پیش از شروع جنگ جهانی اول)، زمانی که می گفتند بین فرانسه و آلمان صلح برقرار است منظور این بود که "در حال حاضر بین فرانسه و آلمان جنگ نیست، اما کسی نمیداند سال بعد چه اتفاقی خواهد افتاد".

امروز وقتی که می گوییم فرانسه و آلمان در صلح به سر می برند منظورمان این است که تحت هر گونه شرایط قابل پیش بینی، بسیار بعید است که بین این دو کشور جنگی در بگیرد. چنین صلحی نه فقط بین فرانسه و آلمان بلکه میان اغلب کشورها (اگر چه نه همه آنها) حاکم است. هیچ طرح و برنامه ای حاکی از در گرفتن جنگی جدی میان آلمان و لهستان، میان اندونزی و فیلیپین، یا میان برزیل و اوروگونه در سال آینده در کار نیست.

این "صلح نوین" صرفا رویایی از جنس افکار هیپی ها نیست، حکومت های تشنه قدرت و شرکت های طمع کار هم روی آن حساب می کنند. وقتی شرکت مرسدس بنز استراتژی های فروش خود در شرق اروپا را طرح میریزد این احتمال را نادیده می گیرد که شاید آلمان لهستان را تسخیر کند. شرکتی که کارگران ارزان قیمت از فیلیپین وارد می کند نگران این نیست که شاید اندونزی سال بعد به فیلیپین حمله کند.

نمی شود باور کرد در جلسه دولت برزیل برای بحث و بررسی درباره بودجه سال بعد وزیر دفاع از جایش برخیزد و مشت بر میز بکوبد و فریاد بزند: "یک دقیقه اجازه بدهید! اگر بخواهیم به اوروگوئه حمله بریم و اشغالش کنیم چه؟ شما این را در نظر نگرفتید. باید برای تأمین هزینه های این حملات پنج میلیارد دلار کنار بگذاریم". البته هستند کشورهایی که وزیران دفاعشان هنوز چنین حرفهایی می زنند، و هستند مناطقی که صلح نوین نتوانسته در آنها پا بگیرد. من این را بسیار خوب می دانم و خودم در یکی از این مناطق زندگی می کنم. اما اینها استثناست".

برگرفته از کتاب انسان خداگونه، حضرت یووال نوح هراری

http://bit.ly/2rB6eOU

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

1 comment

سلام
وقتی سیستم سازی را بزرگترین قدرت‌های جهان هم در سطح جهان پیش نمیبرند به این نتیجه می رسیم که متاسفانه طرف حسابمان فاشیسم کوچکی در حد شرکت است که مایل است بلبشو ادامه یابد .
ای کاش سیستم سازی به تنها درخواست و آرزوی جامعه جهانی تبدیل شود آنوقت خیلی از بیماریهای روان و فاشیستها که اکنون در راس قدرت جا خوش کرده اند به این بصیرت می رسیدند که جایگاهشان را در جهان پیدا کنند یا بسازند