برای فرهاد خسروی، کولبر نوجوان
طرح از شیون حسن‌پور
.
فرهاد قصه ما

چهارده‌ سال، چهارده بهار، چهارده پاییز. کم نیست؟ فرهاد خسروی اگر در ایران به دنیا نیامده بود، اگر کولبری نمی‌کرد، اگر روز فاجعه در مدرسه بود، اگر قطره‌ای غیرت در رگ‌های حکمرانان بود، اگر دست‌کم نیمی از ثروت این کشور برای رفاه و آسودگی مردم آن هزینه می‌شد، اگر این وطن وطن بود، او اکنون در کوچه‌های مریوان برف‌بازی می‌کرد و برف و سرمای بی‌رحم کوهستان قاتل او نمی‌شد. آری آری، می‌دانم که در اگر نتوان نشست؛ اما مگر جز اگر چیزی هم برای ما باقی گذاشته‌اند؟
فرهادجان، این چند کلمه را با انگشت‌های لرزان و ناتوان می‌نویسم. خدا را شکر می‌کنم که این روزها توان نوشتن و گریستن ندارم. بهانه خوبی است برای بی‌غیرتی و بی‌دردی. اما ایران همیشه اینسان بی‌رگ نخواهد ماند. روزی همه کوه‌های ایران ‌و کردستان، بیستون فرهاد خسروی خواهند شد.

رضا بابایی
۹۸/۹/۲۹

متن از کانال یادداشت‌ها
مرتبط:
مبارزه حکومت ایران با کولبری از رواج آن نکاسته است؛ چرا؟
bit.ly/1TUQA7P
کولبران کُرد
bit.ly/2jjd99N

#کولبر #فرهاد_کولبر #فرهاد_خسروی

@Tavaana_TavaanaTech

9 comments

Master Trainer
In the name of Colbert, for a morsel of bread, one must cross mountains and rivers this time.
Master Trainer
The Islamic Republic and Islam are the historical stigma of Iran and humanity
Master Trainer
Translation Translation Translation Wrong
Master Trainer
Master Trainer
Master Trainer
شما امروز بر سر یك دو راهی ایستاده‌اید كه اختیار دارید هر کدام را بپذیرید.

یكی آنكه بهمین حال كه هستید باشید :

این اندیشه‌های پراكنده همچنان در مغزها باشد.

از شعر و شاعری دست برندارید ،

كتابهای سراپا زیان زمان مغول را پیاپی چاپ كرده بیرون ریزید ،

چهارده مذهب همچنانكه هست باشد،

اخلاق پست بحال خود بماند ، از هركسی زور دیدید گردن گزارید و همه بخاموشی گرایید ، و اگر او رفت بیكبار زبان بزشتگویی باز كنید ، ...

پیاپی حزبها سازید ، و دسته ها ببندید ، ‌و در راه خودنمایی و هوسبازی از گراییدن به بیگانگان هم خودداری ننمایید.

یك جمله بگویم : تغییری در اندیشه و رفتار و كردار خود ندهید.

این یك راه است و میتوانید آن را پیش گیرید.

ولی در این صورت حالتان همین خواهد بود كه هست.

گرفتار صد بدبختی خواهید بود ، لگدمال بیگانگان خواهید گردید.

اختیار زندگانی را در دست خود نخواهید داشت.

✴️ یك جمله بگویم : این درماندگی و زبونی پایدار خواهد ماند و بلكه روز بروز سخت‌تر گردیده كم‌كم نوبت نابودی خواهد رسید.

یك راه دیگر آنست كه این حقایق را كه ما یاد میكنیم و یكایك روشن میگردانیم بپذیرید و هر كسی در سهم خود بكار بندد و زشتیها را از خود دور گرداند و یك تبدیلی در اندیشه‌ها و خویها و رفتارها پدید آید و زندگانی رنگ نوینی گیرد.

یك راه هم اینست.

اختیار با شماست كه كدام یكی از اینها را بپذیرید و پیش گیرید.

✴️اگر بخواهید با همین حال بازمانید چنانكه گفتم گرفتاریهاتان همین خواهد بود كه هست ، و شما باید باینها رضایت دهید و بیهوده بگله و ناله نپردازید زیرا این گرفتاریها یك حادثه‌ی تصادفی ، یا نتیجه‌ی قضا و قدر نیست بلكه نتیجه‌ی قطعی همان حال و رفتاریست كه دارید ، و میخواهید دست برندارید.

✴️یك بیچارگی كه من در شما می‌بینم آنست كه نمیخواهید نیك بشوید ولی میخواهید از روزگار نیكی بینید.

✴️میخواهید در این آلودگیها بمانید و هیچ كم نكنید. ولی نتیجه‌ی آنها را كه زبونی و زیردستیست درنیابید.

✴️در اینجاست كه باید گفت : معنی زندگی را نمیدانید.

✴️در اینجاست كه باید گفت : یك دسته كودكان چهل ساله و پنجاه ساله‌اید.

این كار كودكانست كه دست بآتش دراز میكنند و چون سوزانید بگریه می‌افتند. در جلو كندوی عسل ببازی پردازند و چون زنبورها بیرون ریختند و سر و روی ایشان را خستند بناله و فریاد برخیزند.

✴️شما بخودتان بسیار مغرورید.

✴️من چون می‌آزمایم می‌بینم این غرور و نادانی شما از اندازه گذشته.

زیرا امروز در حال آنكه از هر باره خوار و زبون می‌باشید و در توی بدبختی و درماندگی فرورفته‌اید باز حال خود را درك نمی‌كنید.

✴️ شما هر یكی خود را دانشمند می‌شمارید هر سخنی بمیان آید می‌گویید : « مگر ما این را نمیدانستیم؟» ولی من چون می‌آزمایم می‌بینم ، شما چیزهای بسیار روشنی را نمی‌دانید.

✴️ شما از داستان «علت و معلول» ناآگاهید و این نمیدانید كه در این جهان هر چیزی از یك علتی برمیخیزد و تا آن علت از میان نرود بحال خود خواهد ماند.

✴️ این نمیدانید كه هر گرفتاری یا بیماری كه برای كسی یا توده‌ای رخ میدهد از یك علتی برخاسته كه باید آن را جست و شناخت و بچاره پرداخت.

این چراغ برق بالای سر ما اگر اكنون خاموش گردد شاید كسانی آن را تصادفی شمارند و بسخنان گله‌آمیزی پردازند ولی یك اهل فن آن را جز نتیجه‌ی یك علتی نخواهد شمرد و اینست جستجوی آن علت را كرده و بدست آورده و چاره خواهد كرد.

✴️این یك قاعده‌ی بزرگ همگانیست و بهمه چیز جاریست. ولی شما آن را نمیدانید و اعتنا ندارید.

✴️بجای آنكه آلودگیها را از خود دور گردانید و بگرفتاریها از راهش چاره كنید تنها بگله و ناله بس میكنید ، و یا بیخردانه امیدوارید كه ایران یك طلسمی دارد و كسی آن را از دست شما نتواند گرفت.

شما از نادانی و بیچارگی هم زبونی و هم بدبختی را میكشید و هم بیهوده ناله و فریاد میكنید كه این خود زیان دیگری میباشد.

✴️شما به هر چیزی از آلودگیهای خود نام فریبنده‌ی دیگری میگزارید.

✴️ شعرهای بیهوده سرودن ، و افسانه‌های بیخردانه بافتن را «ادبیات» می‌نامید ،

✴️كهنه‌بافندگیهای یونان و روم را «فلسفه» می‌خوانید ،

✴️ به بدآموزیهای خانه‌برانداز صوفیگری «عرفان» نام میدهید ،

✴️ آشفتن مغزهای جوانان را «آموزش و پرورش» یاد میكنید ،

✴️ گمراهیهای پراكنده و كشاكشهای بیهوده‌ی قرنهای گذشته را «مذهب» می‌شمارید ...

بدینسان به هر یكی از آلودگیهای خود عنوان دیگری میدهید و ما هر یكی را كه دنبال می‌كنیم بهایهوی و ایستادگی می‌پردازید و با اینحال نیكی از جهان میخواهید. دوباره میگویم : این خود نشان درماندگی شماست.

✴️ دوباره میگویم : شما یا چنانكه هستید باشید و تن باین خواری و زبونی دهید و یا اگر رهایی میخواهید این حقایق را از ما بپذیرید و هر كسی تكانی بخود دهید و هر كسی این آلودگیها را از خود دور گردانید.

(پرچم روزانه ش 102)
گزارش مردمی

هوای پایتخت ایران
خطرناک برای تمام موجودات زنده

هوای امروز تهران
آیا این میزان آلودگی فقط برای گروه حساس خطرناک است؟؟ آیا شاخص ۱۴۱ درست است؟
کدام آمار و ارقام در جاعش درست است؟؟
خودشان می گویند برای گروه حساس خطرناک است!!
اما این هوا گربه ها را هم می کشد
پرنده های تهران که سالهاست مرده یا فرار کرده اند
به مردم بگویید که حکومت حقیقت وضع آلودگی هوا را هیچگاه اعلام نمی کند
بله خیلی اگرها، اگر خامنه‌ای ملئون نبود، اگر پدر خمینی در اون شب سراغ مادرش نمیرفت تا موجودی به نام خمینی بوجود بیاد، اگر شاه اسمائیل صفوی به خاطر خلاس شدن از دخالتهای بغداد ایران را شیعه نمیکرد، اگر حمله قادسیه شکل نمیگرفت، اگر محمد حشری نبود، و و و