چند سال پیش «سپ بلاتر» رییس وقت فیفا، از زنان فوتبالیست خواسته بود شرتهای تنگتر و زنانهتری بپوشند تا بتوانند تماشاگران بیشتری جذب کنند! همان سال یکی از فوتبالیستهای زن نروژی در پاسخ به بلاتر و استدلال جنسیتی او گفته بود: «ما به عنوان فوتبالیست فقط به نتیجه اهمیت میدهیم. اگر تماشاچیان میخواهند مدلها را تماشا کنند باید بروند و مجله پلی بوی بخرند»!.
این سطرهای بالا دغدغه فوتبال زنان در کشورهای توسعهیافته بود. کشورهایی که در آن رویکرد جمعی بر بهبود وضعیت استوار است. در ایران که وضعیت برعکس است و آناندازه وضعیت خراب است که به گفته برخی بازیکنان فوتبالیست زن ایرانی اساسا خیلیها خبر ندارند که در ایران، زنان به طور رسمی فوتبال بازی میکنند!
قبل از همه چیز این مسئله به این باز میگردد که زنان فوتبالیست ایرانی هیچ - به معنای واقعی کلمه هیچ - سهمی از رسانه «ملی» ندارند. رسانه به اصطلاح ملی، حداقل در زمینه فوتبال، رسانهای کاملا مردانه است و با فوتبال زنان، همچون چیزی که وجود ندارد، روبرو میشود و سعی میکند اساسا بحث آن به میان نیاید. تازه این درحالیست که زنان ایرانی برعکس اکثر کشورهای دنیا مجبور هستند با لباسهای کاملا پوشیده فوتبال بازی کنند. لباسهایی که قطعا لباسهای راحتی نیستند. طبیعی بود که چنین رسانهای، جامجهانی فوتبال زنان را هم کاملا ندیده بگیرد.
«زهرا قنبری» که از برجستهترین فوتبالیستهای زن ایرانیست، درباره بیتوجهی رسانهای به فوتبال زنان در ایران میگوید: «در کشور ما عدۀ اندکی میدانند فوتبال بانوان وجود دارد. فوتبال بانوان مثل فوتبال آقایان نیست که بازتاب گستردهای داشته باشد. اگر الان جام جهانی فوتبال مردان برگزار میشد، خیلی از شبکههای رادیو و تلویزیون ایران به آن میپرداختند. احساس میکنم دلیل این بیاعتنایی، تفاوتی است که از نظر نشریات ورزشی بین فوتبال بانوان و فوتبال آقایان وجود دارد. ولی من که خودم فوتبالیستم، معتقدم فوتبال زنان و مردان تفاوت چندانی ندارد. تفاوت اصلی در کمبود امکانات فوتبال زنان است ولی از حیث کیفیت بازی و سطح تکنیک، به نظرم خانمها در سطح بسیار خوبیاند... جام جهانی زنان هم مثل لیگ برتر فوتبال بانوان در ایران بازتاب چندانی ندارد. اینکه به فوتبال زنان بهای کافی داده نمیشود، خیلی یأسآور و انگیزهسوز است».
تصویری از زهرا قنبری؛ فوتبالیست ایرانیبیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2Xw9OUh@Tavaana_TavaanaTech
جهان بايد از هر دو اثر منفى بر ديدگاه انسانى و علمى كه ناشى از نابرابرى است دور شود و به رفتار طبيعى انسان توجه كند.