~
شهرداری تهران اعلام کرده، قطعه ۴١ بهشتزهرا که محل دفن اعدامشدگان دهه شصت است را به پارکینگ قطعه ۴٠ (قطعه کشتگان جنگ دوازده روزه) تبدیل کرده است.
پییر روسـانوالو (Pierre Rosanvallon) در مباحث پردامنه خود درباره نظم سیاسی به این نکته اشاره میکند که نحوه مواجهه دولت و جامعه با «مرگ» و یادبود مردگان، بیانگر نوع نظم سیاسی و اجتماعی است. اگر بپذیریم که مردگان جایگاه بینظیری در خاطره دارند، کیفیت مواجهه با آنهاست که میتواند یک تعریف پایدار از نظم سیاسی را در حافظه جمعی بسازد.
در واقع، سیاستهای مربوط به اجساد، قربانیان و کشتگان سیاسی نقش مهمی در فهم ما از شناخت محتوای دولتها دارند زیرا که آنچه بر آنها اعمال میشود بیانی است از خواست روانی دولت برای مواجهه با زندگان؛ خواستی که از ترس «انتقام» -بهطور کامل- فرصت اِعمال بر همگان را نمییابد. اجساد فرصتی را مهیا میکنند که این خواست، شکلی مادی به خود بگیرد و بیان شود. تخریب قبور و تبدیل کردن آنها به پارکینگ، بیانی است از میل به زدودن مخالفان؛ ایدهای که البته نه فقط در اندیشه دولت که در ذهن بسیاری دیگر منتظر تحقق است: «مرگ بر سه فاسد، ملا/ چپی/مجاهد».
میشل فوکو در درسگفتارهای کلژدوفرانس - بهویژه «از جامعه باید دفاع کرد» در سال ١٩٧۵ - این بحث را مطرح میکند که قدرت مدرن نهتنها بر زندگی بلکه بر مرگ هم اعمال حاکمیت میکند. یعنی دولتها نه تنها از طریق سیاستهای مربوط به جنگ، کنترل و زندان که از طریق سیاستهای مرگ، قبور و یادمانها محتوای خود را میسازند. آشیل اِمبمبه (Achille Mbembe) با بسط دیدگاه فوکو در نظریه نکروپولیتیک (Necropolitics) مینویسد: «شیوه حکمرانی را میتوان از شیوه کشتن و یادکردن مردگان شناخت.»
در واقع مواجهه با اجساد سمتوسوی چیزی را مشخص میکند که پیشتر رابرت هرتز در مقاله مشهور Contribution à une étude sur la représentation collective de la mort (1907) سعی کرده بود آن را از حیث انسانشناختی نشان دهد: آیینهای تدفین و یادبود مردگان منعکسکننده ساختار قدرت و نظم اجتماعیاند.
#امین_بزرگیان
✂️Ellinne