‌‌
کلماتم را در جای نادرستی تقدیم کردم. واژگانم را بی‌هوده شعر کردم. نگاهم را بی‌هوده به نگاهش گره زدم. دستانم قدرت لرزش قلب‌اش را نداشت. رنگ زلفانش با رنگ چشمانش برای ربایش مقام زیبایی در جنگ بودند و کشته‌اش من. راه، طی شد؛ قلب، منقلب شد؛ تن، لرزید؛ ادبیات، صرف شد؛ اما هیچ، هیچ، هیچ. سرطان تنهایی به تمام زندگیِ آدم که متاستاز کند، دیگر امید آغوش نیست، امید لمس نیست. چرا احساس می‌کنم این‌ها، پس‌از مادرمْ برایم سهم‌گین‌تر شده‌است. ۸ ماه و ۷ روز است که مادرم نیست. انتظار داری که آرام‌تر شده باشی؛ اما نه، هرگز. احساس می‌کنم که او شایسته‌ترین فرد برای عاشقانگی‌هایم بود؛ اما دریغ و دریغ. من آن را جای دیگری و در قلب دیگری می‌جستم. دریغ، دریغ. هزار دریغ که وقتی بود متوجهش نشدم و اکنون باید با چشمانی پر از آرسۊ، نبودن‌اش را حسرت بخورم. مِدادم کسی را فریاد می‌زند که دیگر هرگز به دادم نخواهد رسید. روانم رؤیای کسی را در خواب می‌بیند که دیگر روی مرا نمی‌بوسد. هیچ سندی برای بودن با او لازم نبود و هیچ شرط مَحضری‌ای نداشت. برای گرفتن دستانش هیچ اما‌واگری نبود و بی‌دریغ تقدیم می‌شد. لای چروک‌هایشْ گیلان موج می‌زد. بوسه‌اش طعم جنگل می‌داد و آغوش‌اش دریا بود و بوی برنجِ تازه از زلف‌اش آویخته بود و نوای چیشنٚک و دۊم‌بٚلاسْکٚنٚه‌یْ و کۊلْکاپیس و کاکۊلٚه‌یْ از چشمانش لمس می‌شد. خنده‌اش، دیوان نظامی و بوستان سعدی بود. خیال‌تان راحت! گیلان دیگر بی‌جلوه‌ترین استانِ این مملکت است. در حضیضِ زیبایی است. تابش و وارش‌اش را دیگر لطفی نیست. سبزی و نیلی‌اش را چشم‌اندازی نیست. نیست که نیست، چون مادر نیست.
سٚتارٚه دَنِّیِئٚه مي آسۊمان
کوکب بخــت مرا هیچ منجّم نشناخت
یا رب از
مادرِ گیتی به چه طالع زادم؟
‌
‌

7 comments

آرسو به معنای اشک است؟ در لری‌ی بختیاری هم اَرس یا هَرْس به همین معنا است.
مدلول_بی_دال
آرسو به معنای اشک است؟ در لری‌ی بختیاری هم اَرس یا هَرْس به همین معنا است.
بله عزیزم. در آوازی از زنده‌یاد پوررضا می‌شنویم که «هٚوا وارٚش وَرَه مي چٚۊشمٚ آرسۊ» که بسیار زیباست
ابراهیم
بله عزیزم. در آوازی از زنده‌یاد پوررضا می‌شنویم که «هٚوا وارٚش وَرَه مي چٚۊشمٚ آرسۊ» که بسیار زیباست
جالب شد، چون من می‌خواستم بگویم که اگر بشود آوازی معرفی کنید تا این واژه را بشنوم. این واو که بالای آن دونقطه می‌گذارید نشانگر چه آوایی است؟ اگر کار استاد پوررضا در کانال نیست آن را برایم بفرست. با خواهش و سپاس. خواننده‌ی فقید بختیاری، بهمن علاء‌الدین هم ترانه‌ای را خوانده می‌گوید: خُت گُلی تیات گُلِن هرسات گلاوِن: خودت گلی، چشمانت گل اند، اشکهایت گلاب اند.
مدلول_بی_دال
جالب شد، چون من می‌خواستم بگویم که اگر بشود آوازی معرفی کنید تا این واژه را بشنوم. این واو که بالای آن دونقطه می‌گذارید نشانگر چه آوایی است؟ اگر کار استاد پوررضا در کانال نیست آن را برایم بفرست. با خواهش و سپاس. خواننده‌ی فقید بختیاری، بهمن علاء‌الدین هم ترانه‌ای را خوانده می‌گوید: خُت گُلی تیات گُلِن هرسات گلاوِن: خودت گلی، چشمانت گل اند، اشکهایت گلاب اند.
این «ۊ» معادل مصوت بلند «او» است. البته رسم‌الخط گیلکی هنوز کامل نیست و بسیاری از آواها را پوشش نمی‌دهد. مانند صداهایی که بین «فتحه» و «کسره»، بین «او» و «ای»، بین «فتحه» و «آ» و امثالهم قرار دارد. آواز پوررضا را با متن و توضیحات در کانال خواهم گذاشت همین هفته
مادر اولین وطن و آخرین تبعید گاه....روح مادر عزیزتون شاد،خدا بهتون صبر بده ابراهیم جان....