«میخواهند سه نفر از ما را بکشند»
توییت «مجید توکلی» درباره تایید حکم اعدام سهتن از معترضان آبان ۹۸
این سه تن جوانانی متولد دهه ۷۰ شمسی هستند.
به نظر شما برای اعتراض تاثیرگذار به این تصمیم نظام، شهروندان چه میتوانند بکنند؟
#اعدام #آبان۹۸ #محمد_رجبی #سعید_تمجیدی #امیرحسین_مرادی
@Tavaana_Tavaanatech
اینکه چه کار باید کرد مشخص است. در درجه اول سازماندهی نیست و بعد عزم و ارادۀ لازم در مردم
اگر یک اتحاد نسبی در بین اپوزیسیون بود از مشروطهخواهان و جمهوریخواهان گرفته تا چپها و بقیه گروهها و رسانههایی که ادعای براندازی دارند همه اطلاعیه میدانند و از مردم میخواستند مقابل بیدادگاه انقلاب تجمع کنند. متاسفانه این همبستگی نیست
ظلم و بیعدالتی که در حق این سه نفر میشود که دیگر نباید محل اختلافات سیاسی باشد. الان خانم فاطمه سپهری و آقای منوچهر بختیاری فراخوان بدهند و مردم را دعوت به تجمع کنند، میبینید چپها به نئولیبرالیسم حمله میکنند، فرشگردیها تهمت میزنند، جمهوریخواهان منتظر توئیت شاهزاده میمانند و ....
کاملا قبول دارم که همبستگی بین گروههای اپوزیسیون باید توسط رهبران خود اپوزیسیون شکل بگیرد.
این همبستگی هم اصلا قرار نیست یک اتحاد منسجم باشد که همه گوش به حرفهای یک نفر بدهند (مانند انقلاب ۵۷ که تقریباً همه رهبری خمینی را پذیرفته بودند) اما وقتی ۳ جوان معترض را به ناحق میخواهند اعدام کنند انتظار میرود اپوزیسیون یک نوع همبستگی و یکصدایی از خودش نشان بدهد چون مسئله اختلاف نظر در باب سیاست یا اقتصاد یا نوع حکومت و این چیزها نیست، مسئله جنایتِ حکومت - و جان چند هموطن است. یا وقتی ۱۴ نفر در داخل ایران درخواست استعفای خامنهای، لغو قانون اساسی و برگزاری همهپرسی را دادنددادند؛ انتظار حمایت بیشتری از اپوزیسیون خارج کشور میرفت و شرایط مهیا بود ولی متاسفانه شکل نگرفت
در مورد شاهزاده رضا پهلوی، ایشان شخصیت جنگنده و فعالی ندارند. فعال نیستند. چرا؟ نمیدانم.
ولی بعضی فاکتورها را در فضای اپوزیسیون (بخصوص خارج از کشور) میبینم که میتواند روی هر فعال سیاسی تاثیر بگذارد. مثلاً حجم دروغگوییها و تهمتزدنها که علیه همدیگر به کار میبرند. اپوزیسیون بیشتر از آنکه علیه جمهوری اسلامی باشد تبدیل شده به اپوزیسیون علیه خودش. بعضی وقتها حجم دروغها و تهمتهایی را که مثلاً علیه مسیح یا محمد نوریزاد به کار میبرند میبینم با خودم فکر میکنم من اگر جای آنها بودم تا حالا میدان را خالی کرده بودم. شخص باید انگیزههای خیلی قویای داشته باشد تا دوام بیاورد و به مبارزه ادامه بدهد. شاهزاده رضا پهلوی هم خارج از این فضا نیست. کم دروغ و تهمت و دشنام نمیدهند. ایشان در گذشته (۱۵-۲۰ سال پیش) بیشتر در صحنه سیاسی بودند شاید به این نتیجه رسیدند که بهتر است کمی عقب بایستند و زیاد وارد جریانات نشوند
اما از سوی دیگر من ایشان را مانع یا ترمزی برای اپوزیسیون نمیدانم. درست است که نقش پررنگی از خودشان نشان نمیدهند ولی ترمز اپوزیسیون هم نیستند. اپوزیسیون خودش مشکلات اساسی دارد که هیچ ربطی به شاهزاده ندارد. یکی از این مشکلات ناتوانی در کار جمعی و حزبی است. یک مشکل فرهنگی. میگویم مشکل فرهنگی و میدانم برخی که این متن را میخوانند میگویند باز مشکلات فرهنگی را پیش کشید. ولی به نظر من وجود دارد. کسی به ما یاد نداد (خودمان هم در خارج از کشور که شرایط مهیا بود یاد نگرفتیم) دور هم جمع شویم، همدیگر را نقد کنیم، مناظره کنیم، و در کنارش اگر لازم شد با هم ائتلاف کنیم و از هم حمایت کنیم. این میشود که جبهه ملی یک شاخه در داخل کشور دارد، یک شاخه در آلمان دارد، یک شاخه در فرانسه دارد، یک شاخه در انگلیس دارد، هیچ کدام هم دیگری را قبول ندارد. یا چریکهای اکثریت حاضر نیستند با چریکهای اقلیت سر یک میز بنشینند. به روی هم اسلحه میکشند. این دست رفتارها نه به جمهوری اسلامی ربط دارد و نه تقصیر شاهزاده رضا پهلوی است. در تاریخمان کم نداشتیم. رفتار حزب توده با خلیل ملکی، جبهه ملی با بختیار، یا قصاید ملکالشعرای بهار علیه کسروی، ایرجمیرزا علیه عارف قزوینی
به امید فردایی بهتر برای همه 🖐