This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امان از بیشعوری،
امان از دنیا طلبی،
امان از سالوس وتزویر،

ای کاش بجای فریب مردم، و اینکه مثل ب....ه بر روی منبر بالا پایین بپری ومزخرف بگی، عقلتو بکار می انداختی وراه انسانی و انسانیت را پیدا میکردی

ولی سالها در حوزه های جهلیه به مغز اخوند زباله می ریزند تا سوار بر جهل انسان را گمراه کند. اخوند هیچوقت نخواهد فهمید که انگل جامعه است و در مغزش فقط جهالت حمل می کند.

@SepehrAzadi

29 comments

Show 16 more comments
خلایق هرچه لایق لعنت به جهل مقدس لعنت به دین فروشی،ولی خواهیم.دید که توی این خاک نفرین شده چقدر از ملت هنوز درگیر این مزخرفات هستند
Cavid
نمی دانم کتاب طاعون آلبرکامو
را خوانده اید یا نه؟

در میانه های کتاب یک جایی هست
که موش ها با سرعت در حال زیاد
شدن هستند. با ازدیاد موش ها
بیماری طاعون هم شدت و شیوع
بیشتری می گیرد. با آن که طاعون
در حال تسخیر شهراست و طاعون
زدگان یکی پس ازدیگری از نفس
می افتند؛ اما مردم هنوز بیماری را
جدی نگرفته‌اند؛ یا نمی‌دانند یا
نمی خواهند که جدی‌اش بگیرند.
هر کسی روایتی از طاعون و طرز
و طبیعتش دارد.
پدر پانلو کشیش شهر تا وقتی که
خودش طاعون نگرفته است؛ بیماری
را نتیجه گناهان و معصیت مردم
می داند و بی توجه به دستورات
دکتر ریو از مردم می خواهد که با
دعا و نیایش خود را از بلا و بدبختی
محافظت کنند.
کشیش پانلو وقتی که خودش طاعون
می گیرد سراغ اولین کسی که می رود
دکتر ریو است و دکتر تنها کسی است
که از وخامت اوضاع خبر دارد.
دکتر ریو آینده را می‌بیند اما،
مردم نمی بینند. تضاد ناجوری
شکل می گیرد بینِ دانستن و ندانستن.
آن که می داند رنج می کشد و آنکه
نمی داند فارغ است. دکتر ریو خودش
را به در و دیوار می‌کوبد تا بگوید که
اگر براساس موازین بهداشتی رفتار
نکنیم آینده‌ی همه ما تاریک و سیاه
خواهد بود. از طرف دیگر مردم
بیشتر از قبل به سینما می روند.
بی دلیل به خیابان می آیند. هر روز
فستیوال های بزرگ در شهر برگزار
می کنند.مسئولین ناچار به قرنطینه
شهر می شوند اما عده ای قوانین
قرنطینه را نادیده می گیرند.

رامبر روزنامه نگار چون نمی تواند به
دیدار دختر مورد علاقه اش که خارج
از شهر است برود بر علیه قرنطینه
مطلب می نویسد و آن را کاری
بیهوده می داند.

شرایط جامعه طاعون زده ی قرن
نوزدهم در شهر را كه با شرایط کرونا
زده امروز مقایسه می کنم؛ قویا به
این گمان می رسم که...
یا ما برگشته ایم به قرن نوزدهم!
و یا آلبر کامو آدم زمانه ی خودش
نبوده و یک قرن جلوتر از زمان خود
می زیسته و می اندیشیده است!!!

با خواندن داستان طاعون و تجربه ی
قصه ی کرونا آدمی می‌فهمد که چه
مرز ضخیمی بین دانستن و ندانستن
وجود دارد.
هرچه چرخ تاریخ می چرخد و انسان
به جلو و جلال می رودمرز بین دانستن
و ندانستن هم ضخیم تر و زمخت تر
می شود.

در حال حاضر و در این ایام با اعلام اجرای دشمن شکن مراسم محرم تاریخِ
جهل و نادانی دینی را مجدد به تکرار
واداشت، تا بار دیگر بر دهان دشمنان
اسلام بکوبیم که ما صاحب داریم و
کرونا هیچ کاری به ملت صاحب دار
شیعه ایران نمی تواند بکند، ولی غافل
از اینکه متوجه نیستیم که مشت بر
دهان مردم و کادر پزشکی بیمارستانها
می زنیم ، نه غیرمسلمان شیعه.
آگاهى، شعور و هوشيارى مردم
زمانه ام را آرزومندم ...
خواهر کوسو بیا پائین از منبرت اینکار یه چیزی از پایین تو کون میکنند بالا وپایین میره٫٫بی ناموس شارلاتان جوش نخور بواسیلت میزنه بیرون٫٫
ریـدم به دهان تو و رهبرتو خامنه ای و اون حسین و ۲۴۰۰۰ هزار پیامبرت٫٫که اندازه یک دستمال کلینکس هم برای جامعه مسلمان و غیره مفید نبودن ونیستن
بازار خودشون گرم باشه ،،مردن مردم واسه شون مهم نیست
اتفاقا همین مذهبیا برن هیئت کرونا بگیرن مردم عادی راحت بشن از لجنزار توی مغزشون که میخان بزور به خپرد مردم بدن
زن جنده تورو خر....... کفتار کثیف زیرت میخ داره یا خارش گرفتی هی بالا میپری
معلومه بساطشون بدجوری کساد شده، کون گشادشونو باید جمع کنن و یواش یواش دنبال کار آبرومندانه برن و نون حلال بدست بیارن
ترسیدن دکانشان تخته بشه که میشه دارن خودشون رو جر میدن، بهترین راه تحریم مراسم محرم و صفر مانند انتخاباته
بیناموس خرافاتی
فعلاً که سر تو بدجور تو اخوره، نگرانی اخورت برچیده شه
ای مادرجنده ننه باباگداواقعا هیچ کس حرومزاده ترکونی تراز اینهابروی این کره ندیده ونخواهد دیده.اینها شبها توحوزه کون همدیگه میزارن دقیقا واقعیت داره شک نکنیدازچندین نفرمن شنیدم که توحوزه شبها همدیگرومیکنندتاحتی یکی ازدوستانم برام داستانی اززمان شاه روگفت که یکی ازاقوامشون مادرش به پسرش میگه من ارزودارم تواخوند بش وبه اسرار مادرش میره حوزه علمیه دقیقا شب اول خفتش میکنند میزاره فرارمیکنه مادرش میگه چرااومدی خجالت میکشه بگه مادرش میگه شیرموحلال نمیکنم خلاصه بعدازسه بارفراربه یکی ازاقوام واقعیت رومیگه اونهم به مادر این بابا قضیه رومیگه تابیخیال میشه.
گوینده یک درصد مقصره نودو نه درصد تقصیر شنونده و مستمع است تا مستمع نباشد چنین گوینده هایی امکان وجود ندارند پس راه حل را در مستمعین و شنوندگان و پامنبریها جستجو کنید