چند نمونه وضعیت حال و روزگار این روزهای مردم رو ببینید، اینها باعث شده مردم تنها به مردگان متحرکی تبدیل شوند که تنها سیستم تنفسی آنها کار کنه، کدام انسان باشرفی می تواند نسبت به چنین وضعیتی ساکت باشد، کسانی که در مقابل رنج هم میهن خود سکوت می کنند یک مرحله از حیوانات هم پست ترند. البته شک نکنید تجربه و تاریخ نشان داده این موج به آنهایی که ساکت هستند هم می رسد.

‏پیام: «پدر بنده کارمند شهرداری شهری به اسم لیکک هستن و اونجا پیش میاد که چندین ماه حقوق نمیدن و کارمنداش مجبور به قرض از مغازه‌ها هستن.
‏چندین ساله به یاد ندارم اول مهر و عیدی تونسته باشن با خیال راحت چیزی بگیرن… خرید گوشت و ماهی و مسافرت پیشکش به شخصه دیدم پول نون نداشتن.

‏ما مواجه ایی نداریم صرفا مرده‌های سرگردانی میبینم هر روز میرن سرکار و میان.»
‏‌

‏پیام: «شرکتی که کار می کنم براش سرویس نداره، تقریبا یک سوم حقوقم خرج رفت و آمد میشه. از یه طرف هم مخارج تحصیل و... . حسرت یه کافه رفتن می مونه تو دل آدم.
‏یه تفریح ساده برامون شده آرزو
‏ماشین و خونه هم که دیگه پر زد و رفت.»
‏‌

یکی از کاربران توئیتر:
«‏بعضی از روزها بیش از 12 ساعت سرکار شیفتم ولی تو تموم این سالها حتی نتونستم یه پس انداز خیلی کم داشته باشم لعنت بهت جمهوری اسلامی…»
‏‌

یکی از کاربران توئیتر:
«‏صبح از مغازه نون و پنیر و نبات گرفتم. رسمن همین سه قلم شد ۲۰۰ و خورده‌ای. آدم یه موقع می‌گفت یه نون پنیر پیدا می‌شه بخوریم دیگه اونم نمی‌شه خورد.»


‏پیام: «من معلمم، حقوقم انقدر کمه که گاهی روم نمیشه به کسی بگم که بالای ۳۰ سال دارم و تو خونه ۳۰ متری زندگی می‌کنم و …»
‏‌

‏پیام: «من یه دانشجوام و همزمان کار هم میکنم. همه جوره زحمت میکشم ولی کلِ پولم بابت هزینه رفت و آمدم میره. یروزایی از پسِ هزینه مترو و اتوبوسم بر نمیام. برای استفاده کردن از اینترنت به وای‌فای دانشگاه وصل میشم از بس به همراه اول بدهکارم. خیلی وحشتناکه و به هیچ کس نمیتونم بگم…

‏من حتی از پسِ این مخارجِ هفتگی و روزانه هم بر نمیام. هیچی نمیتونم برای خودم بخرم حتی خوراکی. پس اندازی ندارم و به پدر و مادرم هم نمیگم چون همینطوری هم اوضاع خرابه حداقل اینطوری از لحاظِ روحی خوبن و فکر میکنن اوضاعم خوبه…
‏‌

یکی از کاربران توئیتر:
«‏تو جایی که ما زندگی میکنیم از صبح تا شب کار می‌کنیم به زور شکم خودمونو سیر می‌کنیم، اینجا خیلی‌ از نوجونا و جوونا خودکشی میکنن. دیگه وضعیت‌مون از شرمندگی گذشته، ما همه چیزمونو از دست دادیم فقط برای زنده ماندن می‌جنگیم.
‏اینجا همه ما به ته خط رسیدیم» ‌


یکی از کاربران توئیتر:
«‏درآمدم انقد کمه که نمیتونم برم خانوادمو شهر دیگه ببینم
‏درآمدم انقد کمه که خدا خدا میکنم به وعده بعدیم برسه »
‏‌

‏پیام: «بیشتر از ۲۰ روزه دندون درد امونم رو بریده ولی پول ندارم حتی برم بکِشمش. از تعداد قرصایی که میخورم زخم معده‌م بدتر شده و احتمالا تا دو روز دیگه پول خرید مُسَکِن رو هم نخواهیم داشت.»
‏‌

‏پیام: «با ۳۲ سال سن هنوز پیش خانواده زندگی میکنم و شرمنده پدرم هستم. درآمدم کفاف مخارج روزمره خودمو هم نمیده چه برسه به خونه و ماشین و....»
‏‌

‏پیام: «من تنها زندگی میکنم فقط خرج خودم رو میدم. از سر کار میام مسیر مترو تا خونه رو از کوچه پس کوچه‌هایی میام که سوپر و میوه فروشی، نبینم و یوقت دلم چیزی بخوا‌د.
‏اینستاگرام رو حذف کردم چون الان ده گیگ اینترنت ایرانسل کلیه خودش ... یک ایران به خاک سیاه نشستیم.»
‏‌

یکی از کاربران توئیتر:
«‏چهارشنبه حقوق گرفتم حقوقی که وزارت کار اعلام کرده و من هیچ چیزی حتی ی پاکت سیگار هم هنوز نخریدم و ۹۵ هزار تومن تو حسابم دارم»
‏‌

یکی از کاربران توئیتر:
«‏دو سه سال پیش یکی از بچه های کار تو وکیل‌آباد جلومو گرفت گفت عمو دو روزه چیزی نخوردم میشه برام نهار بگیری،رفتم واسش گرفتم.
‏چند روز پیش دوباره همین مسئله پیش اومد،چون هنزفری تو گوشم بود وانمود کردم صداشو نشنیدم و رد شدم؛حقیقتا روم نشد بگم عمو خودمم پول ندارم نهار بخورم.»


‏پیام: «صبح هشت و نیم تا پنج سر کارم ؛ میام خونه دوباره ۶میرم تا ۱۲سر کار
‏چی میمونه؟حتی اندازه یه پرایدم نتونستم پس انداز کنم
‏۲۷سالمه!!»
‏‌

یکی از کاربران توئیتر:
«‏۲۵ سالمه از شدت کار سنگین و اجبار با داشتن مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی، ساییدگی چندین مهره از ستون فقرات دارم. ترک خوردگی دنده دارم جفت سیاتیکام درگیرن، بیرون زدگی دیسک توی مهره ای انتهایی کمر دارم. بخاطر شرکت کردن توی تظاهرات هر روز توی سرکار تهدید میشم. »
‏‌

2 comments

کدوم مادرجنده ای پای این متناستیکر خنده گذاشته؟؟؟؟