📋 دربارهی فعلهای پیشوندی در فارسی و گیلکی
✍ نویسنده:
@Sapereaude0✅ یکی از ادعاهایی که فارسیستیزان و قومگرایان میکنند این است که در زبان فارسی
فعل پیشوندی نداریم! فعلها در فارسی از دیدِ ساختمان دستوری به چهار دسته تقسیم میشوند:
۱.
ساده۲.
پیشوندی۳.
مرکّب۴.
عبارت فعلی (پیشوندیِ مرکب).
فعل ساده فعلی است که تجزیهپذیر نیست؛ مانند دیدن، خوردن، زدن.
فعل پیشوندی از ترکیبِ
پیشوند + فعل ساده ساخته میشود، که این پیشوندها یا
باعث تغییر معنا میشوند و یا
تأکید و تقویتِ یک معنا. مثلاً فعل
خوردن: با افزودن پیشوندِ
بر به آن،
برخوردن را داریم و یا
باز+خوردن = بازخوردن؛
فرو+خوردن = فروخوردن. یا فعل
داشتن:
برداشتن،
بازداشتن،
واداشتن. یا فعل آمدن:
برآمدن،
بازآمدن،
ورآمدن،
فرودآمدن،
درآمدن. پیشوندهای بنامِ فارسی اینها هستند: «
به،
بر،
در،
فرو،
فرا،
باز،
وا،
ور،
اندر،
فراز،
فرود». زبان فارسی پیشوندهای بسیاری داشت که با آمدن روی
فعل ساده، معناهای دیگری با آن ساخته میشد؛ اما به دلایلی امروزه برخی از این پیشوندها و فعلهای پیشوندی از میان رفتهاند. برخی از این پیشوندهای کهن در سالهای اخیر زنده و رایج شدهاند. مانند پیشوندِ
تَرا در
ترابری و
ترابُرد و
تراکنش. در انگلیسی نیز این پیشوندها وجود دارند. مانند پیشوندِ
en. فعل سادهی
close یعنی
بستن. با افزودنِ این پیشوند به آنْ
enclose را خواهیم داشت که یعنی
محصور کردن. یا واژهی
turn یعنی
دور زدن یا
چرخیدن؛ با افزودنِ پیشوندِ
re به آغازش، فعل پیشوندیِ
return بهمعنای
برگشتن یا
پس دادن ساخته میشود. یکی از کارهایی که برای توانمندتر شدنِ فارسی میتوان کرد این است که این پیشوندها را زنده کرده و معناهای جدید با آن بسازیم و یا معناهای پیشینشان را دوباره بهکار بگیریم، که البته روندی کُند خواهد داشت.
✅ در
زبان گیلکی به نظر میآید که شمارِ این پیشوندها بیشتر باشد؛ اما مشکلی که در زبانِ گیلکی وجود دارد این است که ما شمار قابلتوجهی فعل پیشوندی داریم که
فعل ساده یا همان
مصدر اصلیاش فراموشیده و تهی از معنا شده و دیگر بهکار نمیرود!
یعنی زبان فارسی، پیشوندهایش را از دست دادهاست؛ اما زبان گیلکی مصدرهای سادهاش را از دست دادهاست. در گیلکی میتوان با حذف آن پیشوندها، به فعلهایی ساده با معناهای جدید رسید و بدینترتیب میتوان بر توانمندیِ گیلکی افزود؛ صرفاً با اتکا به قابلیت فراموشیدهی خودِ گیلکی. برخی از این مصدرهای فراموشیده تا چندین سال پیش هم میان سالمندان ما کاربرد داشتهاست؛ ولی متأسفانه امروزه از میان رفتهاست. مهمترین پیشوندها در زبان گیلکی اینها هستند:
وا،
جو،
جه،
بو،
دو،
او،
فی،
فو. هرکدام از این پیشوندها ممکن است در گویشهای مختلف زبان گیلکی، گونههای دیگری هم داشته باشد. مثلاً پيشوند v گونههایی چون vo و vә و vi و vâ هم دارد. برخی از این پیشوندها با پیشوندهای فارسی نیز مشترکاند. مثلاً پیشوند d و گونههای do و da و di و du و dә معمولاً مفهوم
اندر (درون، داخل) را به
فعل ساده میافزايد و یا بهمنظور تقویت معنای فعل و تأکید بر آن بهکار میرود. این پیشوند در فارسیِ باستان همان t و antar، و در زبان پهلوی و فارسی بهصورت
اندر، پیشوندِ فعل شدهاست که صورت کوتهیدهی آنْ
در است.
درآمدن: خارج شدن، بیرون رفتن، روییدن
. اندرآمدن: داخل شدن، آمدن، فرود آمدن، فرارسیدن. چند نمونه از فعلهای پیشوندی در گیلکی:
۱.
مۊتٚن (خرامیدن):وا+مۊتٚن (وامۊتٚن) = جستوجو و وارسی کردن
د+موتن (دٚمۊتٚن) = لگدمال کردن، پا روی پای کسی نهادن
جۊ+مۊتٚن (جۊمۊتٚن) = کسی را بهستوه آوردن
۲.
چِئن (چیدن، زاییدن):فی+چئن (فيچئن) = جمع کردن، پتو به روی خود یا دیگری کشیدن
د+چئن (دٚچئن) = مرتب چیدن
و+چئن (وَچئن) = جدا کردن اجزای ساختمان از هم، دوبارهچینی (وارونِ دٚچئن)
۳.
زئن (زدن):د+زئن (دٚزئن) = بستنِ در یا پنجره
و+زئن (وَزئن) = پا کردنِ کفش یا جوراب
ف+زئن (فَزئن) = فرو کردن چیز نرمی مانند پنبه در سوراخی مانند سوراخ شیشه
۴. مصدرِ سادهی «
بیشتن» را هم پیشتر در
اینجا بررسی کرده بودم.
گفته بودم که برخی فعلهای پیشوندی در گیلکی، امروزه مصدر سادهاش دیگر کاربرد ندارد. مثلاً فعلِ
وَرْگینِئن (آویختن لباس ازْ
یا به روی چیزی) از و+رگینئن تشکیل میشود که امروزه رگینئن دیگر کاربردی در گیلکی ندارد. یا
دٚرْگینئن (انداختن چیزی درون چیزی، مثلاً نخ در سوزن، یا رویارو کردنِ کسی با کسی، مثلاً من رو با فلانی در یک گروه بینداز). نکتهی جالب در فعلهای پیشوندیِ گیلکی این است که همچون فعلهای پیشوندیِ فارسی،
نونِ منفیسازِ آن در
آغاز فعل ساده قرار میگیرد:
فارسی: بر+گشتن←
برنگشتن.
گیلکی: و+گٚرْسٚن←
وٚنْگٚرسٚن.
#فعلهای_پیشوندی
#زبان_گیلکی
#زبان_فارسی
@REsearchers