فرض کنیم همین امروز جمهوری اسلامی از ایران رخت بربسته و در زبالهدان تاریخ به ابدیت پیوسته و ویرانهای را به نام ایران باقی گذارده است. آیا آن روز بر گُردۀ ما نیست که تلاش کنیم که از ایران چهرهای نیکو در جهان ترسیم کنیم؟
پاسخ به این سوال، میتواند آغاز یک کشاکش فلسفی باشد، اما همزمان میتواند مرز اندیشههای ما با باورهای اخلاقیمان در این باره را هم مشخص کند.
با این قصۀ فرضی حرفم را ادامه میدهم:
ناپدری معتادی در خانه است و زندگی را برای ما و خواهران و برادرانمان تیره کرده و هیچ کدح و محنتی را بر ما ناروا نمیداند. از این میان چندی از خواهر و برادرهای از خانهگریخته، که ممکن است هر از گاهی هم به خانه سر بزنند، به در و همسایه میگویند که حال همۀ ما خوب است و فلان درخت انجیر و نارنج گوشۀ حیاط چه صفایی دارند و دلشان برای اشکنههای مادر تنگ شده است. بیآنکه اشاره کنند که سقف خانه در حال فرو ریختن است و خواهران ما هرروز طعم تازیانۀ ناپدری بدخواه را میچشند و فریادهایشان اگرچه به گوش همسایه میرسد اما هیچ فریادرسی ندارند.
این تصویر رویایی حسرتبرانگیز قرار است چه چیزی را برای ما بهبود بدهد؟ اینکه مثلا بهزیستی نداند بر کودکان خردسال خانۀ ما چه میگذرد یا مثلا دختران خانۀ ما نتوانند ستمی که بر ایشان میرود را بازگو کنند و کسی برای دادخواهیشان بلند نشود چه دستاوردی برای ما ساکنان نگونبخت خانه است؟ رسمِ انصافِ کدامین کیش است که ما توسری بخوریم و دم برنیاوریم تا آن بستگان بیرون از خانه که از هر از گاهی با چراغ سبز ناپدریِ ستمکار، با رفیقانشان برای تلذّذ از سایهسار آن درخت انجیرِ یادگارِ پدر به خانه میآیند آبرویشان نرود؟
بیتردید، آن ناپدری که به دَرَکات جحیم واصل شد، برای تکتک ما مهم خواهد بود که اعتبار و شرف از دست رفتهمان را باز بیابیم و تیری زیر آن سقف نیمهرُمبیده بگذاریم تا بتوانیم به خانهمان افتخار کنیم. اینکه با سیلی صورتمان را سرخ کنیم و در میان انجمن، آن ناپدری جفاکار را نعت و ستایش بگوییم، در واقع پوشاندن شر با پوستینی خوشایند است و
هیچ انسان اخلاقگرایی نیست که مرز خود با شرّ مطلق را تحدید نکند.
مذبذبان، همیشه در پندار، و منافقان، همیشه در گفتار، خود را در جانب خیر میبینند اما در کردار و به تبَعِ مصلحت یا منفعت دوشادوش شر میایستند. انسان اخلاقگرا اما همواره در کفاح با شر است و برایش فرقی میان آن ناپدری ظالم و هر شرور دیگری نیست.
حرفم نیمهتمام است، اما به حوصلۀ نداشتهتان رحم میکنم تا مبادا از خواندنم توبه کنید
😁!
_@ajibzad
بنده با حوصله فراوان منتظر ادامه مطلب روشنگرانه و مفیدتون میمانم،با سپاس بیکران 🌹