مراقب پیامد آرزوهای خود باشید!

به عنوان کسی که مایلم همه آدم ها از بیشترین مواهب مادی و بیشترین دریافتی ممکن برخوردار باشند، می خواهم یاداوری کنم, گذشته از امکان فساد ورشکستگی های احتمالی، حداقل دستمزد اجباری بالا باعث می شود سرمایه ها به سمت صنایع کاربر سرازیر شود و به تدریج بسیاری از کارگران و کارمندان با ماشین جایگزین شوند و افراد عمدتا غیرماهر شغلشان را از دست بدهند، چیزی که برای مثال در قضیه حداقل حقوق ساعتی ۱۵ دلار در مورد شرکت هایی مثل آمازون و مک دونالد مطرح بود.

کار تشکل ها و نمایندگان کارگری به جای قهر و معرکه گیری، علاوه بر چانه زنی بر سر منافع نیروی کار، توانمند سازی آنها برای بهبود تحرکشان نیز هم هست. راه جهنم با نیت های خیر فرش شده است، مراقب باشید چه آرزو می کنید، شاید برآورده شود! والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

14 comments

Show 4 more comments
V L
من خیلی وقته که کانال شما رو دنبال میکنم ولی توی نوشته‌هاتون هر وقت صحبت از حقوق کارگر و کارفرما میاد وسط به طور کاملا مشخص طرف کارفرما رو میگیرید، شما به چه وجدانی چنین حرفی می زنید؟ کارگر توی ایران به دنبال حقوق آنچنانی نیست کارگر ایرانی دنبال حقوقی هست که بتونه حداقل شکم خانواده‌شو سیر کنه! نمیشه که به بهانه تولید کارگرا رو استثمار کنیم، حقوق کارگر باید کفاف خانواده‌ش رو بده! پیمانکار میره برای گرفتن پروژه قیمت خیلی پایین میده که بتونه توی مناقصه برنده بشه بعد که موقع انجام کار میشه مجبوره مواد اولیه و مصالح رو به هر قیمت بخره و میخواد حاشیه امنیتش رو کم کردن دستمزدها تضمین کنه! یه کم انصاف داشتن هم خوب چیزیه، چه اشکالی داره کارگر حقوقی بگیره که بتونه زندگیش رو تامین کنه و از اونور هم کارفرما قیمت دستمزد واقعی رو توی برآوردش لحاظ کنه و بیاره روی قیمت تمام شده محصولش! توی این عمری که ما هدر دادیم فقط دیدیم که به نفع کارفرما گردن کارگرا رو دارن میزنن! آخه کارگر با حقوق دومیلیونی کجا میتونه شکم خودش و زنش و یه بچه و اجاره خونه و پوشاک و آموزش بچه و ... رو بده؟ تازه توی نوشته هاتون که کلا اعتقادی به آموزش دولتی هم ندارین، بیاین توی یه پست راه حل این مشکل رو بگین، جوری که هم کارگر بتونه شکمش سیر بشه هم کارفرما از پس هزینه های تولید بربیاد
زنده باشید، چند نفر در استخدام دارید؟
سلام قربان فکر‌کنم سرمایه بر را به اشتباه کاربر تایپ کردید در متن.
M. Moradi
سلام قربان فکر‌کنم سرمایه بر را به اشتباه کاربر تایپ کردید در متن.
زنده باشید، متوجه صحبت شما هستم، ولی جز جذابیت یافتن صنایع سرمایه بر به صورت کلی، در اینجا منظور اینست که در جاهایی که سهم نیروی کار بالاست انگیزه برای جایگزینی آنها با ماشین آلات افزایش می یابد
جناب خالقی به نظرم اینطور هم میشه به مسئله نگاه کرد: افزایش حداقل مزد، موجب انتقال درآمد ملی از پردرآمدهایی که میل مارجینال (نهایی) به مصرف پایین‌تری دارند به آن‌هایی که میل مارجینال به مصرف بالاتری دارن میشه، این افزایش تقاضا برای کالاهای مصرفی هم به افزایش تقاضای کسب‌وکارها برای نیروی کار می‌انجامه. برخی از نمایندگان کارگری رقم‌های بسیار بالایی رو پیشنهاد میدن که منطقی نیست اما دست کم افزایش "ملایم" حداقل مزد چیز بدی نیست بنظرم
Amir Hossein KhaleQi
زنده باشید این استدلال تقاضای کل هوشمندانه تر است و کمتر مصرف شده است، ولی این استاد جورج میسن یک استدلال خوب و ساده دارد که چرا موثر نیست https://www.econlib.org/archives/2009/12/cutting_the_min.html
جناب خالقی به نظر می‌آید ایشان فرض را بر این مبنا قرار داده‌اند که کاهش دستمزدها به‌طور اجتناب‌ناپذیری به افزایش تقاضا برای نیروی کار می‌انجامد و بالتبع درامد کارگران بالا می‌رود. و دومین فرضشان هم این هست که اگر هم تقاضا برای نیروی کار بالا نرفت، کاهش دستمزدها به افزایش درآمد کارفرما منجر میشود و کماکان تقاضای کل پابرجا خواهد ماند.

پرسشی که برای بنده پیش می‌آد که این هست که آیا کاهش مزدها بالافاصله به افزایش تقاضا برای نیروی کار می‌انجامه؟ به نظر بنده اگر انتظارات مثبتی پیش روی کارفرما نباشه و در عین حال تقاضا برای محصولاتش پایین باشه، تمایلی به افزودن بر تقاضای نیروی کار ندارد. نکته دیگر اینکه که تحلیل میل نهایی به مصرف در بحث ایشان غایب هست، و افزایش تقاضای حاصل از انتقال پول از افرادی که میل نهایی به مصرف پایین‌تری دارند به کسانی که میل نهایی به مصرف بالاتری دارند را بررسی نکرده‌اند. نظر جنابعالی را در این خصوص دوست داشتم بدانم
Tech Maverick
جناب خالقی به نظر می‌آید ایشان فرض را بر این مبنا قرار داده‌اند که کاهش دستمزدها به‌طور اجتناب‌ناپذیری به افزایش تقاضا برای نیروی کار می‌انجامد و بالتبع درامد کارگران بالا می‌رود. و دومین فرضشان هم این هست که اگر هم تقاضا برای نیروی کار بالا نرفت، کاهش دستمزدها به افزایش درآمد کارفرما منجر میشود و کماکان تقاضای کل پابرجا خواهد ماند. پرسشی که برای بنده پیش می‌آد که این هست که آیا کاهش مزدها بالافاصله به افزایش تقاضا برای نیروی کار می‌انجامه؟ به نظر بنده اگر انتظارات مثبتی پیش روی کارفرما نباشه و در عین حال تقاضا برای محصولاتش پایین باشه، تمایلی به افزودن بر تقاضای نیروی کار ندارد. نکته دیگر اینکه که تحلیل میل نهایی به مصرف در بحث ایشان غایب هست، و افزایش تقاضای حاصل از انتقال پول از افرادی که میل نهایی به مصرف پایین‌تری دارند به کسانی که میل نهایی به مصرف بالاتری دارند را بررسی نکرده‌اند. نظر جنابعالی را در این خصوص دوست داشتم بدانم
عرض کنم چنانکه کروگمن هم اشاره کرده است در سطح فردی که عاقلانه ترین کار است، در بحث تقاصای کل استدلال او از بحث میل نهایی به مصرف (کالاهای نهایی) فراتر می رود، می دانیم تقاضای کل مصرف کالای نهایی و سرمایه ای هر دو را شامل می شود، حرفش اینست اگر پرکشش بگیریم بنا به تعریف تقاضا افزایش یابد اگر کم کشش بگیریم مابه التفاوت آن از اقتصاد خارج نمی شود (کارفرما آن را زیر بالش پنهان نمی کند)، جز بحث مصرف، در قالب سیستم بانکی می تواند افزایش کالای سرمایه ای (تقاضای کل) برای پاسخگویی به شرایط محیطی جدید را به همراه بیاورد.

بحث انتظارات که می فرمایید البته مهم است، در آن صورت حتی با حداقل حقوق هم بحث کاهش سطح فعالیت ها را داریم و حتی رفتار نیروی کار هم متاثر می شود و یحتمل مصرف آنها هم کم می شود. می دانیم که در نهایت هم مهم تولیدات واقعی اقتصاد است تا پول و انتقال آن. من در نهایت اینجا بنا به همان منطق قانون سه فکر می کنم که اصل را باید بر عرضه گذاشت و تحریک تقاضا رویکردی پرمناقشه است
بماند که اساسا مفهوم تقاضای کل به معنای رایج در نگاه مکتب اتریش تا اندازه زیادی نامعتبر است
Tech Maverick
جناب خالقی به نظر می‌آید ایشان فرض را بر این مبنا قرار داده‌اند که کاهش دستمزدها به‌طور اجتناب‌ناپذیری به افزایش تقاضا برای نیروی کار می‌انجامد و بالتبع درامد کارگران بالا می‌رود. و دومین فرضشان هم این هست که اگر هم تقاضا برای نیروی کار بالا نرفت، کاهش دستمزدها به افزایش درآمد کارفرما منجر میشود و کماکان تقاضای کل پابرجا خواهد ماند. پرسشی که برای بنده پیش می‌آد که این هست که آیا کاهش مزدها بالافاصله به افزایش تقاضا برای نیروی کار می‌انجامه؟ به نظر بنده اگر انتظارات مثبتی پیش روی کارفرما نباشه و در عین حال تقاضا برای محصولاتش پایین باشه، تمایلی به افزودن بر تقاضای نیروی کار ندارد. نکته دیگر اینکه که تحلیل میل نهایی به مصرف در بحث ایشان غایب هست، و افزایش تقاضای حاصل از انتقال پول از افرادی که میل نهایی به مصرف پایین‌تری دارند به کسانی که میل نهایی به مصرف بالاتری دارند را بررسی نکرده‌اند. نظر جنابعالی را در این خصوص دوست داشتم بدانم
البته این ایراد تقاضای کل قابل تامل تر از بقیه است و دارم روی آن بیشتر کار می کنم تا به یک تصویر منسجم تر برسم، پستی می گذارم به زودی.
سپاس از توجه شما