مراقب پیامد آرزوهای خود باشید!
به عنوان کسی که مایلم همه آدم ها از بیشترین مواهب مادی و بیشترین دریافتی ممکن برخوردار باشند، می خواهم یاداوری کنم, گذشته از امکان فساد ورشکستگی های احتمالی، حداقل دستمزد اجباری
بالا باعث می شود سرمایه ها به سمت صنایع کاربر سرازیر شود و به تدریج بسیاری از کارگران و کارمندان با ماشین جایگزین شوند و افراد عمدتا غیرماهر شغلشان را از دست بدهند، چیزی که برای مثال در قضیه حداقل حقوق ساعتی ۱۵ دلار در مورد شرکت هایی مثل آمازون و مک دونالد مطرح بود.
کار تشکل ها و نمایندگان کارگری به جای قهر و معرکه گیری، علاوه بر چانه زنی بر سر منافع نیروی کار، توانمند سازی آنها برای بهبود تحرکشان نیز هم هست. راه جهنم با نیت های خیر فرش شده است، مراقب باشید چه آرزو می کنید، شاید برآورده شود! والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
این استدلال تقاضای کل هوشمندانه تر است و کمتر
مصرف شده است، ولی این استاد جورج میسن یک
استدلال خوب و ساده دارد که چرا موثر نیست
https://www.econlib.org/archives/2009/12/cutting_the_min.html
پرسشی که برای بنده پیش میآد که این هست که آیا کاهش مزدها بالافاصله به افزایش تقاضا برای نیروی کار میانجامه؟ به نظر بنده اگر انتظارات مثبتی پیش روی کارفرما نباشه و در عین حال تقاضا برای محصولاتش پایین باشه، تمایلی به افزودن بر تقاضای نیروی کار ندارد. نکته دیگر اینکه که تحلیل میل نهایی به مصرف در بحث ایشان غایب هست، و افزایش تقاضای حاصل از انتقال پول از افرادی که میل نهایی به مصرف پایینتری دارند به کسانی که میل نهایی به مصرف بالاتری دارند را بررسی نکردهاند. نظر جنابعالی را در این خصوص دوست داشتم بدانم
بحث انتظارات که می فرمایید البته مهم است، در آن صورت حتی با حداقل حقوق هم بحث کاهش سطح فعالیت ها را داریم و حتی رفتار نیروی کار هم متاثر می شود و یحتمل مصرف آنها هم کم می شود. می دانیم که در نهایت هم مهم تولیدات واقعی اقتصاد است تا پول و انتقال آن. من در نهایت اینجا بنا به همان منطق قانون سه فکر می کنم که اصل را باید بر عرضه گذاشت و تحریک تقاضا رویکردی پرمناقشه است
بماند که اساسا مفهوم تقاضای کل به معنای رایج در نگاه مکتب اتریش تا اندازه زیادی نامعتبر است
سپاس از توجه شما