صحبتهای مسیح آنقدر قاطع و از موضع توانگری و استقامت بودند که نیازی به شرح ندارند.
نعیمه دوستدار نوشته است: «کجای دنیا اعضای خانواده مخالفان را گروگان میگیرند؟ ایران. حکومت ایران جلوه تمامعیار تروریسم است. مسیح اولین و آخرین کسی نیست که اعضای خانوادهاش را گروگان گرفتهاند اما خاری است خلیده در چشم حکومتی که از تمام امکانات برای خفهکردن صدایش استفاده کرده و موفق نشده.»
ناخودآگاه یاد آن تیتر
فایننشالتایمز در سال ۲۰۰۵ افتادم که در پی انتشار کتابِ «تاجِ خار»، مسیح را «خاری خلیده در پهلوی مجلس محافظهکار» نامیده بود. خاری که حالا پیکر نظام خودکامه را زخم کرده و از افعی زخمخورده هم همین به خود پیچیدن انتظار است.
روی دیگر این سکه اما چیز دیگری است. این گروگانگیری بسیاری از تبلیغات منفی همیشگی علیه مسیح را خنثی کرده و بسیاری از افرادی را که همواره موضعی تند علیه او داشتند را ترغیب به حمایت از او کرده است.
____
@ajibzad
به آن دوماهیِ قرمز میان عمق دوچاهش
نگاه کردم وگریه امان نداد بمانم
به اوکه معنیِ دوریست که انتهای صبوریست
به خندههاش که زوریست نگاه کردمو گریه
امان نداد بمانم
امان ازآن شب وحشت امان ازاینهمه دوری
ازاین تنفسِ در مرگ. عذابِ زنده به گوری
به هیچ راه پس و پیش. به دردِ بیشتر از پیش
به آن دوچشم دهاتیش. نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم
به ساق وسایش ارّه به جیغ اوتهِ درّه
به مرگ ذرّه به ذرّه نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم
به روی وموی سپیدش به اشک وتاری دیدش
به کورسوی امیدش نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم
امان ازآن شب وحشت امان ازاینهمه دوری
ازاین تنفسِ در مرگ. عذابِ زنده به گوری
به هیچ راه پس و پیش. به دردِ بیشتر از پیش
به آن دوچشم دهاتیش. نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم