آموزش رایگان حق نیست، کالاست!

دو نوع "حق" تعریف کرده اند؛ حقوق مثبت و منفی، حق مثبت به این معناست که بقیه را الزام می کند که برای فرد کالا یا خدمتی فراهم کنند، حقوق منفی فقط دیگران را الزام می کند که فضولی و مداخله در امور شما نکنند و کاری به کارتان نداشته باشند، حق زیستن، مالکیت و آزادی (لیبرتی) نمونه ای از حقوق منفی اند. اگر ما بنا به "طبیعت" خود آزاد و رها زاده شدیم و به حقوق منفی باور داشته باشیم، حقوق مثبت تنها و تنها با نوعی اجماع و توافق همه افراد معنی خواهد داشت.

آموزش رایگان در واقع رایگان نیست، خود شخص نپردازد بقیه باید آن را بپردازند، اگر با توافق و دلخواه خودشان باشد که عالی است (نمونه خیرین مدرسه ساز و خیریه ها) اما اگر به زور و اجبار دولت باشد (گیریم به بهانه خیر "جمعی") نقض یکی از حقوق طبیعی و اولیه فرد یعنی حق مالکیت است.

رمانتیسیسم را کنار بگذاریم، دنیا کارتون نیست، آموزش هم یک کالا (خدمت) اقتصادی است با تمام مشخصات یک کالای اقتصادی و جز با تن دادن به سازوکار بازار به کیفیت و قیمت مناسب نمی رسد، بازار را آزاد بگذارید کارافرینان حتی برای فقیرترین ها هم جنس مناسب تولید خواهند کرد، یادمان باشد به قول شومپیتر بزرگ پیشرفت سرمایه داری این نیست که اکنون ملکه انگلستان جورابهای ابریشمی بیشتری دارد، بلکه بدان معناست حتی کارگران فقیر هم در ازای زحمت کمتر می توانند پاپوش مناسب داشته باشند، والله اعلم.

http://bit.ly/2Hc1tQg

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

6 comments

Alfred
حرف زدن آسانه
ولی کو راه حلی که عملی باشه
اینجا خاورمیانس نه ینگه دنیا
حالا که اینجوریه بفرمایید کشورهای اسکاندیناوی با اینهمه خدمات دولتی از قبیل بهداشت و آموزش رایگان چرا این مشکلات کیفی رو ندارن ؟
زندگی هم خیلی بکامشان هست
واقعا جای تأسف داره که طبیعی ترین حق هر انسان و بدیهی ترین وظیفهٔ هر دولتی رو اینقدر مبتذل مطرح میکنید که آدم فک میکنه دولتهای کشورهای متمدن چطور به خودشون جرأت دادن همچین حقی رو به مردم اعطا کنن. دولت فرانسه چطور به خودش جرأت داده هرنوع کلاس تقویتی و کمک آموزشی رو ممنوع بکنه تا عدالت اجتماعی برقرار بشه. چطور در کشورهای حوزه اسکاندیناوی آموزش رایگان در همه مقاطع وظیفهٔ دولت هست. جالبه شما از لیبرال ترین دولتها هم کاسهٔ داغترشدید و گند و کثافت نئولیبرال رو که بوش همهٔ دنیارو برداشته هنوز محل حمایت شماست. متعجبم ازینکه چطور این نظامی که با بحران بعدی قطع به یقین سر از زباله دان درمیاره رو اینطور تقدیس میکنید و هر حق اقتصادی و اجتماعی رو به کمونیسم و شوروی و مائو ربط میدید تا نظر هواداران کورتون رو جلب کنید. آقا این راه به ترکستان هست. این حقوق رو تمام اربابان شما هم به رسمیت میشناسن. شما که از فریدمن و هایک هم جلو زدید.
اینجا نباید بین آموزش در مدارس و آموزش در دانشگاه تمایز قائل شد؟
ظاهرا هر چقدر آموزش اجباری مدارس قابل دفاع است در دانشگاه محل سوال!
Alfred
Amir Hossein KhaleQi
نکته این است که رایگان رایگان نیست، در مورد اسکاندیناوی نوشته ام این را هم بخوانید بد نیست، به همان دلیل که خاورمیانه اسکاندیناوی نیست باید در نتیجه گیری احتیاط کنید https://www.theatlantic.com/international/archive/2013/05/the-high-price-of-a-free-college-education-in-sweden/276428/
اشکالی به رایگان نبودن هر رایگانی نیست
ولی کودک سیستانی فقیره چون دولت مشغول چپاول ثروت ملی بنفع گروه برخوردار است
در حالیکه گروه برخوردار از همین غیر رایگانها فربه شده و روز بروز فربه تر میشه
همچین مباحثی اولویت آخر هم نیست
شما اول یک فرمول جادویی پیدا کنید که در خاورمیانه برخوردار از جیب فقرا روز بروز فریه تر نشود . بعد آموزش غیر رایگان پیش کش
هوا رو هم پولی کنید
بسم الله
Amir Daroonparvar
واقعا جای تأسف داره که طبیعی ترین حق هر انسان و بدیهی ترین وظیفهٔ هر دولتی رو اینقدر مبتذل مطرح میکنید که آدم فک میکنه دولتهای کشورهای متمدن چطور به خودشون جرأت دادن همچین حقی رو به مردم اعطا کنن. دولت فرانسه چطور به خودش جرأت داده هرنوع کلاس تقویتی و کمک آموزشی رو ممنوع بکنه تا عدالت اجتماعی برقرار بشه. چطور در کشورهای حوزه اسکاندیناوی آموزش رایگان در همه مقاطع وظیفهٔ دولت هست. جالبه شما از لیبرال ترین دولتها هم کاسهٔ داغترشدید و گند و کثافت نئولیبرال رو که بوش همهٔ دنیارو برداشته هنوز محل حمایت شماست. متعجبم ازینکه چطور این نظامی که با بحران بعدی قطع به یقین سر از زباله دان درمیاره رو اینطور تقدیس میکنید و هر حق اقتصادی و اجتماعی رو به کمونیسم و شوروی و مائو ربط میدید تا نظر هواداران کورتون رو جلب کنید. آقا این راه به ترکستان هست. این حقوق رو تمام اربابان شما هم به رسمیت میشناسن. شما که از فریدمن و هایک هم جلو زدید.
من اصلا نمیدونم نولیبرال چیه. ولی میدونم مساوات هیچ وقت مساوری با عدالت نیست. و میدونم تغییر وضعیت به مساوات اجتماعیِ محض(چیزی که تو خیلیا الان خواهان و مریدش شدن)، باعث به وجود اومدن بحرانای جدیدی میشه که معلوم نیست کی داعیه‌دارِ حل کردنش بخواد بشه... اول از همه ی برنامه باشه... بعد شروع کنیم.... حتی اگر برای چیز غلطی باشه این توانایی رو بهمون میده که اگه مسئله ای پیش اومد بحرانشو رد کنیم و بدتر به درک نزدیک نشیم.