حکایت تکراری حمایت از آزارگر جنسی

دکتر علی صاحبی دکتری روانشناسی بالینی، فوق تخصص اختلالات وسواس مربی ارشد و عضو هیات علمی موسسه بین المللی ویلیام گلسر ساکن استرالیاست. چند روز پیش در دادگاه مدنی و اداری نیوساوت ولز، کمیسیون شکایت امور پزشکی استرالیا، پروانه کار على صاحبي را به دلیل تعرض جنسی به بیمار و رفتار غیرحرفه‌ای باطل کرده است.

پس از شکایت یکی از بیماران و بررسی ۳۵ ماهه پرونده در کمیسیون، صاحبی مجرم شناخته شده و برای کمیسیون محرز شده او با یکی از بیماران وارد رابطه جنسی شده و پیغام‌هایی با محتوای جنسی رد و بدل کرده، جلسات درمان گروهی در خونه خودش با موزیک و الکل برگزار می‌کرده که خلاف روال حرفه‌ای درمان است. با این محکومیت، علی صاحبی اجازه کار مربوط به روانشناسی در استرالیا را ندارد. او هر ساله چند ماه به ایران می‌آید و تدریس و مشاوره دارد و در اینستاگرام فارسی بیش از چهارصدهزار نفر او را دنبال می‌کنند.

انتشار این خبر در فضای مجازی ایرانیان با بحث و مجادله همراه بوده است. تلاش برای حفظ آبروی آزارگر بخشی از ادبیات همیشگی واکنش به موضوع است در حالی‌که عده‌ای تذکر می‌دهند مسئول این بی‌آبرویی فرد آزارگر است نه قربانی یا افشاکنندگان آن. سکوت درباره آزار جنسی به ایجاد حاشیه امن برای آزارگر و تکرار آزار و قربانی شدن افراد جدید منجر می‌شود.

مهدی خسروانی (مترجم متون فلسفی) و الهام عظیمی (تراپیست) در این مورد یادداشتی نوشته‌اند:

«بسیاری از اعضای جامعه‌ی روانشناسی کشور متقاعد شده‌اند که دکتر صاحبی به‌راستی مرتکب سوءاستفاده از مراجع خودش شده است. با این حال، برخی از آنها در کمال شگفتی، دیگران را با توسل به «اخلاق» از پیگیری این ماجرا بازمی‌دارند. یکی از استدلال‌های «اخلاقی» دوستانِ یادشده این است که پیگیری برای پاسخ‌گوکردن دکتر صاحبی موجب لطمه به آبروی او و نیز آسیب به اعضای خانواده‌ی ایشان می‌شود. بله، اگر این ماجرا علنی نشده بود و مطمئن بودیم که سوءاستفاده‌ی ایشان محدود به همین یک مورد بوده، می‌توانستیم در مورد موضوعاتی دیگر سخن بگوییم؛ مثلاً اینکه بهتر است سازوکاری (مثلاً مجازات پلکانی) ایجاد شود تا تناسب خطا و مجازات رعایت شود و زندگی حرفه‌ای روان‌درمانگران با یک خطا یکسره نابود نشود.

اما در شرایط فعلی طرفداران مسکوت‌گذاشتن قضیه، چگونه انتظار دارند که مخاطبشان صداقت آنها را باور کند؟ آیا مخاطب از خودش سؤال نمی‌کند که چه‌طور آبروی دکتر صاحبی و آسیب به اعضای خانواده‌ی او مهم است اما رنج و آسیبی که به قربانیان سوءاستفاده وارد شده یا در آینده خواهد شد مهم نیست؟ در شرایطی که ظاهراً نشانه‌ای از قصد جدی مراجع رسمی برای انجام وظیفه در این‌ مورد دیده نمی‌شود، چگونه می‌توان پیگیری موضوع در فضاهای عمومی را به‌راحتی تخطئه کرد؟

جالب آنکه برخی از همین افراد معتقدند پیگیری این موضوع، اعتماد جامعه به درمانگران را سست می‌کند و سست‌شدن اعتماد جامعه به روانشناسان را به‌عنوان دلیل مخالفتشان با بررسی موضوع اعلام می‌کنند. ظاهراً به این نکته‌ی بدیهی توجه ندارند که امروزه دیگر نمی‌توان چنین ماجراهایی را به صحبت‌های درگوشیِ اعضای جامعه‌ی روانشناسان محدود کرد یا در پستوهای بوروکراتیک به فراموشی سپرد. بنابراین، تنها راه حفظ (یا احیای) اعتماد جامعه، برخورد با چنین اشخاصی است و هر اقدام دیگری، ازجمله کوشش در جهت پوشاندن چنین خطاهایی، باعث سست‌ترشدن اعتماد جامعه به جامعه‌ی روانشناسان می‌شود.»
@kherad_jensi

11 comments

هر چه بگندد نمکش می زنند
وای به روزی که بگندد نمک!
حالا دیگه کلا میاد ایران ...
چه افتضاحی
معمولا دزدها از آبروی دزدها دفاع میکنن. این دوستان مدافع آبرو هم احتمالا کارهای مشابهی انجام میدن
ظاهرا با یه نفر تو رابطه رفته و تجاوز هم نکرده. فقط چون کارش خلاف مقررات بوده، پروانه اش باطل شده.
لفظ آزارگر جنسی بهش می خوره؟
Hamidreza Lotfalian
از محتوای خبر به نظر میاد که شخص مورد نظر با مراجعش رابطه جنسی برقرار کرده ، نه اینکه آزارگر یا متجاوز باشه ؛ فقط رفتارش غیر حرفه ای بوده و چه بسا مراجعش هم راضی به رابطه بوده باشه 
میدونیم که تعریف آزارگری جنسی توی کشورهایی مثل استرالیا کاملا با تعریف رایج در ایران متفاوته و توی اون کشور ها حتی رابطه با همسر هم بعضا میتونه مصداق تجاوز باشه 
پس بهتره احتیاط کنیم و با آبروی مردم بازی نکنیم که یه روزی با آبروی ما بازی نکنن
Z Shafiei
سعید کلانتری
ظاهرا با یه نفر تو رابطه رفته و تجاوز هم نکرده. فقط چون کارش خلاف مقررات بوده، پروانه اش باطل شده. لفظ آزارگر جنسی بهش می خوره؟
با بیمارش رفته تو رابطه.با این که خودش هم متاهل هست ظاهرن.رابطه ی جنسی بیمار با دکترش ممنوع هست
متن مغرضانه هست، ایشون رفتار غیرحرفه ای داشته اند اما آزارگر جنسی نبوده اند،