◾اتساع زمان

◾ست‌گادین ۲۶ مرداد ۱۴۰۰



شما می‌توانید این پُست را در ۶ دقیقه بخوانید. برای من، نوشتن این پُست، بیش از یک ساعت طول کشیده است.

ویرایش اضافی و صیقل‌دادن به متن، به نفع خواننده است.

شما به جای خواندن صدها نوشته‌ی دیگر، این پُست را می‌خوانید، چون دیگران آن را هایلایت کرده‌اند، به اشتراک گذاشته‌اند، رتبه‌ی بالایی برای آن در نظر گرفته‌اند و یا به هر نحوی از سایر نوشته‌هایی که ممکن بود بخوانید، غربال شده است. این همه نظارت، ارزش می‌آفریند.

در اینجا، ریاضی کاملاً قانع‌مان می‌کند: از نوشته‌های هزار نویسنده، فقط ۳۰ کتاب به چاپ می‌رسد. نوشتنِ هر کتاب، یک سال طول می‌کشد ولی خواندنش در ۶ ساعت تمام می‌شود. شما نمی‌توانید همه‌ی آن ۳۰ کتاب را بخوانید و فقط یکی از کتاب‌ها را که بهترین نقد و نظرها را دریافت کرده است می‌خوانید... ده‌هزار ساعت کار نویسندگان و ویرایشگران برای تحویل محصولی شش ساعته به شما.

اتساع زمان ناشی از صیقل‌خوردن و نظارت، به این خاطر امکان‌پذیر می‌شود که ایده‌ی چاپ، ماهیتی «ناهمزمان» و «یک‌به‌چند» دارد.

ناهمزمان است چون شما همزمان با نوشتنِ من، آن را نمی‌خوانید.

یک‌به‌چند است چون کارِ یک خالق اثر، بین خوانندگان زیادی تکثیر می‌شود.

اخیراً یکی از دوستان، یک پیام صوتی برایم فرستاد که ۱۴ دقیقه مدت‌زمانش بود. او به خاطر اینکه ۱۰ یا ۱۵ دقیقه را صرف نوشتنِ یک ایمیل نکند، ایمیلی که خواندنش برای من سه دقیقه طول می‌کشد، آن همه وقتم را به هدر داد. ولی ماهیت تعامل یک‌به‌یک به این معنی بود که یا زمان او بود یا من. یا پول او بود یا من.

و گوش‌دادن به صدای یک خواننده به صورت زنده یا در یک کنسرت، غافلگیری شگفت‌انگیزی به ارمغان می‌آورد ولی در عین حال به این معناست که مدت‌زمان زیادی از دست می‌رود. چون کسی بر این زمان، نظارت نمی‌کند و شما هیچ دست بالایی برای انتخاب‌کردن ندارید.

یکی از مزایای ناشناخته و غافلگیرکننده‌ی اینترنت جهانی و اشتراک‌گذاری سازمان‌یافته‌ی اطلاعات، اتساع زمان است. مزیتی که ما به جای استفاده از آن، با سوق‌یافتن بیشتر به عادتِ انسانیِ بی‌خیالی و «هرچه پیش آید، خوش آید»، به طور مداوم آن را به هدر می‌دهیم.





.

1 comment

👍👍👍