بحران چشم انداز

"گفته می شود حوالی دوران یورش مغول ها به ایران و آن همه کشتار و ناامنی پیامد آن تعداد خانقاه ها افزایش چشمگیری پیدا کرده بود و خیلی ها به صرافت دوری گزیدن از مادیات و تارک دنیا شدن افتاده بودند و خرافات و مانند آن هم بسیار رواج یافته بود.. کمی جلوتر بیاییم، خواندن برخی سفرنامه ها و خاطرات از دوران سیاه ناصری که ایرانیان در بدبختی و فقر دست و پا می زدند هم تصویری کم و بیش مشابه را پیش رو می نهد.

فارغ از صحت و دقت تاریخی قضایا، یک نکته را می توان ذکر کرد که خیلی هم غریب نیست وقتی امکانی برای زندگی خوب وجود نداشته باشد و پیرامون آدم ها پر از ناامنی و بی اطمینانی و ناامیدی باشد، آنها هم ارتباط با واقعیت را از دست بدهند و سعی کنند با تخیل و موهومات خود را راضی کنند. امروز البته اگر زمانه عوض شده و در صورتی اوضاع خوب نباشد بعید است تعداد زیادی سراغ خانقاه و مانند آن بروند، ولی اثر منفی این ناامیدی چه بسا در مقیاسی وسیع تر و به اشکالی پیچیده تر همچنان پررنگ خواهد بود. اما اجازه دهید به طور خاص روی جنبه اقتصادی این پدیده ناامیدی اجتماعی و نبود چشم انداز بهبود مکث بیشتری کنیم".

در شماره این هفته تجارت فردا به مشکلی پرداخته ام که به زعم خودم مهمترین مشکل پیش روی ما برای سال های آینده است، آنجا گفته ام "ما در کشور با معضل بحران چشم انداز روبه روییم، تا وقتی نتوانیم یک آینده خواستنی را به افکار عمومی بفروشیم کار پیش نخواهد رفت، برجام و توافق هسته ای نوعی چشم انداز برای ارتباط گسترده با جهان را تبلیغ می کرد و هوادارانی هم داشت، ولی به هزار دلیل شکست خورد، اکنون چشم اندازی نداریم و به قول قدما در دوره فترت به سر می بریم، این برای مملکتی درگیر هزار مشکل مصیبت کمی نیست.

سیاسیون ما، از هر گروه و فرقه ای که باشند، به جای پرداختن به تفنن باید به جد دنبال ساختن و پرداختن چنین چشم اندازی باشند، وقتی صحبت از نبود پروژه سیاسی می کنیم، در واقع این نکته را در نظر داریم که شوربختانه هیچ گروهی چشم اندازی جذاب برای اکثریتی از مردم ندارد، چشم اندازی که وضعیت مطلوب و جهت کلی حرکت کشور را در داخله و خارجه مشخص سازد.

با این حال به نظر می رسد تا وقتی اصلی ترین مسئله سیاسی ما یعنی نوع ارتباط ما با قدرت های سیاسی و اقتصادی جهان حل نشود، کمتر بتوان امیدوار به بهبود به آینده اقتصاد ایران بود. به خاطر نمی آورم حتی یک کشور در تاریخ معاصر داشته باشیم که با تشنج حداکثری در مناسبات خارجی پیشرفت پایدار را تجربه کرده باشد؛ لیبی، عراق و کره شمالی نمونه های غم انگیزی از فرصت های از دست رفته اند. در سیاست اگر راهی هم نباشد، باید آن را ساخت، به اهالی سیاست در کشور پیشنهاد می کنم کتابی که سال گذشته به نام کیسینجر مذاکره گر منتشر شد را از دست ندهند، آشنا شدن با روش و منش فردی که در زندگی سیاسی اش با بحران های جدی روبه رو بود و خیلی از آنها به سلامت بیرون آمد امیدبخش خواهد بود، والله اعلم."

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

2 comments

Alfred
مردم میهن آریایی اسلامی(بقول شما) از قدیم با قهرمان های افسانه ای و دشمنان افسانه ای تر زندگی کرده
یا به کنجی خزیده و ابن الوقت شده
تاریخ ادبی ما و حال کنونی گواه این مدعا
با اين اقايان و عدم تن دادن به اصلاحات عميق و اين تصورات ايئولوژيك خطرناك تنها راه چاره يك حراحي است به دست مردم. اوضاع امروز شبيه اوضاع پيش از مشروطه است. ملت دنبال منجي و يا دستي براي بهبود اوضاع