This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 این گزارش امروز صدا وسیما از باز گشایی #نمازجمعه_تهران بعد از ۲۰ ماه است که طی روزهای اخیر در مورد آن اطلاع رسانی شده بود.

اگر به تصاویر ورودی و پشت نرده ها در انتهای ویدیو دقت کنید متوجه می شوید که کل مراجعین نماز جمعه تهران در ساعت ۱۰ صبح و با فاصله دو تا سه ساعت مانده تا انتهای مراسم کمتر از ۵۰ نفر هستند!
که در نهایت شاید تا انتهای این مراسم، به پنج برابر این تعداد یعنی ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر برسند!!

⭕️ یعنی از تهران ۱۰ میلیونی نزدیک #صفر_درصد در نمازجمعه شرکت کرده اند!

که البته حکومت در اینگونه مواقع فورا از نیروهای نظامی و سربازان مستقر در پادگان ها برای پرکردن نمایشی صف ها کمک می گیرد!

🔺بی دلیل نبود که آخوندها از تعطیلی مساجد و نمازجمعه ها به خاطر کرونا نگران بودند چون می دانستند بعد از باز شدن مساجد هم مردم عادت می کنند و دیگر به این اماکن نمی روند!

@SepehrAzadi

50 comments

Show 27 more comments
- صَهّاک، کنیزک تنومند حبشی برای حضرت عبدالمطلب بود و برای او شترچرانی می‌کرد و میل به نکاح داشت، روزی مردی به نام نُفَیْل نظرش به صهاک افتاد و عاشقش شد، و در چراگاه شتران با او زنا کرد. نتیجه این عمل نامشروع، پسری شد به نام خَطّاب. 
2- وقتی خطاب به حد بلوغ رسید به خاطر تنومندی مادرش از او خوشش آمد و با او زنا کرد. از زنای این مادر و پسر، دختری متولد شد. صهاک ، از ترس اهلش آنرا در پارچه‌ای از پشم پیچید و در میان گله چهارپایان بیابان مکه رها کرد، و هشام بن مغیره بن ولید آنرا در بیابان‌های مکه یافت، و به منزلش برد و نامش را «حَنْتَمه» گذاشت و او را بزرگ کرد، روش عرب این بود که هرگاه بچه یتیمی را می‌یافتند تربیتش می‌کردند و او را بچه خود قرار می‌دادند
وقتی حنتمه به سن بلوغ رسید ، روزی خطاب که در واقع پدر حنتمه بود حنتمه را دید و عاشق شد و او را از هشام بن مغیره خواستگاری کرد و هشام حنتمه را به عقد خطاب در آورد. حاصل ازدواج این پدر و دختر عمر بن خطاب بود.

بنا بر این خطاب، هم پدر عمر و هم پدر بزرگ عمر و هم دایی عمر بود، و حنتمه نیزهم مادر عمر و هم خواهر عمر و هم عمه عمر بوده است.

در این زمینه شعری منسوب است به امام صادق(ع)که ترجمه آن چنین است: کسی که جدش، دائی‌اش و پدرش می‌باشد، و مادرش، خواهر و عمه‌اش می‌باشد، سزاوار است که بغض وصی رسول خدا علی مرتضی را در دل ناپاکش داشته باشد و بیعتی که در روز غدیرخم با علی(ع) کرده انکارش کند.{ علامه مجلسی، بحار الانوار، تحقیق: شیخ عبدالزهرا علوی، دارالرضا، بیروت، ج31،باب24، ص 100}.

یک نکته: اعراب از تمدن بهره چندانی نداشتند اما در علم نسب شناسی بسیار خِبره بودند. و این هم به خاطر وجود نظام قبیله‌ای، در میان آنان بود. علی رغم این مسنله، در روایات اهل سنت، تا بحث به حَسَب ونسب عمر می‌رسد یا به هیچ عنوان حرفی از آن ذکر نمی‌کنند و یا سریع بحث را عوض کرده و به بحث دیگری رجوع می‌کنند. (در حالی که نسبت به سایرین دست به قلم فرسایی زده و به شرح حال وی، پدر و مادر و اجدادش می‌پردازند). این مسئله نشان دهنده آن است که آنها به خوبی از این امر آگاه بوده‌، برای حفظ آبروی خود و هم‌کیشانشان از ذکر اصل و نسب عمر خودداری ‌کرده‌اند. فقط در برخی موارد گو اینکه حساب از دستشان در رفته باشد به بعضی موارد اعتراف کرده‌اند:

از بخاری و غزالی (در کتابش به نام احیاء العلوم) نقل شده که: شخصی به پیامبر خدا فرمود: پدر من کیست؟ حضرت فرمود: حذافه، دیگری پرسید: پدر من چه کسی است؟ پیامبر پاسخ داد: سالم. عمر بر دو زانوی خود نشست و پس از سخنانی گفت: ای رسول خدا از معایب ما سخن مگو و از پرداختن پیرامون این مسئله از ما در گذر. متن عربی این سخن به نقل از بحار الانوار چنین است:

(نقل عن البخاری و احیاء العلوم: اسند احمد بن موسی: ان رجلا قال لنبی(ص): من آًبی؟ قال: حذافه، فسآًله آخر: من آًبی؟ قال: سالم، فبرک عمر علی رکبتیه و قال - بعد کلام-: لا تبد علینا سواتنا، واعف عنّا، رواه ابو یعلی الموصلی فی المسند عن انس).{ علامه مجلسی، بحار الانوار، تحقیق: شیخ عبدالزهرا علوی، دارالرضا، بیروت، ج31،باب24، ص 100}.

ابن ابی الحدید معتزلی نیز (بدون ذکر نام عمر بن خطاب) ذیل شرح این فراز از نهج البلاغه : «لم یسهم فیه عاهر و لا ضرب فیه فاجر...» می‌نویسد: این فراز از کلام امیرالمؤمنین علی(ع) اشاره به برخی صحابه پیامبر دارد که در اصل و نسب آنان شبهه وجود دارد.{ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، 1378ق،‌ (افست شده توسط انتشارات اسماعیلیان)ج11، ص67-68}. وی در ادامه به روایتی جعلی از امام صادق اشاره می‌کند که در آن مردم را از مذمت خلیفه به خاطر اصل و نسبش و همچنین کاری که نفیل با صهاک کرد بر حذر می‌دارد که خود نشانگر این مطلب است که: اولا قطعا خبری بوده که امام می‌فرمایند آن را برای دیگران بازگو نکنید. ثانیا: یاد آور این واقعیت است که: «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها».

همچنین علی بن یونس عاملی (درگذشته به سال 877ق) در کتابش به نام الصراط المستقیم می‌نویسد: عمر بن خطاب می‌گفت: نسب خود را - از ابتدا تا زمانی که به شما می‌رسد- بشناسید و آن را بیاموزید. اما هیچ کس حق ندارد در مورد نسب من از پدرم خطاب بالاتر رود.{ علی بن یونس عاملی، الصراط المستقیم ، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، المکتبه المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، ج3، ص28}.
If you have a conscience and honor, study and accept the truth. Hope you have.
اگر وجدان و شرف داری بخوان و مطابقت بده و حرف حقیقت رو بپذیر و در نادانی و تعصب کور اسرار نورز
کتاب المعجم الکبیر الطبرانی صفحه ۵۱
مادر ابوبکر دختر عموی ابوبکر بوده. بیش از ده کتاب اهل سنت به این قضیه اعتراف دارند.
حالا تمام اسناد و مدارک رو در حرامزاده بودن ابوبکر و عمر برات در میارم تا از خجالت آب بشی احمق نباش
شرف داری؟ ببینیم داری یا نه. کتابهای خودتونه
کتاب البدایه و النهایه جلد ۲ صفحهء ۲۳۷.
پدر عمر هم برادر عمر بوده و هم عموی عمر. این اعتراف ۲۷ نفر از علمای طراز اول اهل سنت. برو تحقیق کن تا بفهمی
حالا کی کلاغه؟ من یا تو؟
کی ملحده؟ من یا تو؟
کی شرف داره؟ من یا تو؟ خودت رو به خودت واگذار میکنم. برو واسه خودت
https://www.aparat.com/v/LGn98
نسب ابوبکر و عمر در کتب اهل سنت با روایات معتبر
اینم آدرس کتابها و روایاتش. برو ببین. کلاه ت رو بزار بالا
https://www.aparat.com/v/nG5EO
آبروریزی در سریال عمر فاروق !!!
همینقدر برای محک زدن شرافتت بسه.
وقتی کسی خودش رو زده به خواب نمیشه بیدارش کرد. بخواب. در جهل مرکب ابد الدهر بمان.
چرا علماتون از این حرفها نمیزنند. مشکل این نیست که از آپارات ذکر کردم یا از جای دیگه. من موافق اون کسی که منبع رو ذکر کرده هستم یا نیستم. فرار نکن. منبع درسته و مال خودتونه.حالا ممکنه شیعه از اون منبع مدرک بیاره و بیان بکنه و یا هر کس دیگه ای. طفره نرو. منبع معتبره. حالا هر کسی و یا هر جایی ذکر کرده. موضوع عقیدهء من نیست. منبع و ماخذ درسته. مغلطه نکن و خودت رو فریب نده.از اونجا هم دلیل و سند و مدرک بیارم باز قبول نمیکنید. آدم متعصب مثل یابو و قاطر میمونه. وقتی نمیخواد قبول بکنه خب نمیکنه. چون نمیخواد کم بیاره نمیپذیره. بیست و هفت تا کتاب رو ذکر کرده که همه از اهل سنته. چه اهمیتی داره که چه کسی از کتاب دلیل میاره. کتاب مهمه. . به قاطر نمیشه چیزی فهموند. شیعیان هم مثل شماها هستند. مسلمونا همشون حرومزاده هستند. منطق ندارن که. برید کتابها تون رو درست کنید. شرافت رو باید داشته باشی نمیشه بری از بازار بخری. دیگه سریال عمر رو سنی ها ساختن. شیعیان نساختن که ابله. این کتابها از تو کون شماها اومده بیرون. پس اگه قراره بره تو کون کسی، کون شماها واجب تره. چون جاش همون جاست.
اصلاً به فرض محال که منابع و ماخذ من بی اعتبار. تو نسب عمر و ابوبکر رو از منابع معتبر خودتون بیار و آدرسش رو هم بده. اگه شرف داری. من منتظرم. حالا ببینیم چه جوری میپیچونی. نگی که توی منابع معتبرتون ذکری از این موضوع نشده. نسبشون رو بیار منبعت رو هم بگو و آدرسش رو هم بده. ریدی آب هم قطعه. فراموش نکن شرف خریدنی نیست. شرف ندارید شماها. منتظرم تا هزار سال. بیار
فضائل رو ول کن و نسب ارباباتون رو بیار. بحث سر نسبه و بجز این کتابها منبعی ندارید. ندارید؟
این کتابها رو قبول ندارید چون بی آبروتون میکنه. نسب عمر و ابوبکر رو از صحاح سته یا از هر جایی که قبول داری بیار. بیار ببینیم
این کتابها هم که تو فرستادی جعل است و دروغ برای اینکه آبرویی برای عمر بخرند از روی هم نوشتند.
منابع معتبر همونهای هستند که برات فرستادم بیش از بیست و هفت کتاب و منبع حرف من رو تائید میکنند
ای بی خرد کتاب المعجم الکبیر نزد اهل سنت است. تو که کسی نیستی. علمای اهل سنت این کتاب رو قبول دارند. چرا گیر دادی به ابن ابی الحدید. ابن ابی الحدید هم از روی اونها گفته از خودش که نگفته. هر جا به ضرر شما ست قبول ندارید و هر جا که به نفع عقاید باطل شما ست قبول دارید. مگه دل بخواهیه آخه. ابله
این بیست و هفت تا چوپان دروغگو هستند و اون چهار تا دانشمند؟ عجب
ای لاف زن دروغ باور. همون کتاب المعجم الکبیر طبرانی رو برو و صفحهء ۵۱ رو نگاه کن.جلد اول
شاشیدم تو اون قیامتتون. شما قرآنتون پر از تناقض و چرت و پرته و تحریفه چه برسه به کتابهای دیگه تون. برات میفرستم که ببینی بدبخت فریب خورده
Show next 2 comments