دیروز با دوست عزیزی گپ میزدم. در یک سخنرانی درباره اعتراضات ایران به کشتههای بالای هزار و چند صد نفر اشاره کرده و یک جوان آلمانی بلند شده بود گفته بود که اینها اغراق است و عفو بینالملل گفته سیصد و خوردهای. این دوست هم که تعارف ندارد برگشته گفته «عفو بینالملل غلط کرده».
بعد رسیدیم به یک پرسش بینادی: چرا ایرانیان اینهمه سازمان حقوق بشری متعدد دارند؟ الان اصلاً کار ندارم برخی از اینها در جهان وارونه ما عنداللزوم از وجود ناموجود «معتدل»ها در جمهوری اسلامی هم گاه دفاع کردهاند. سوال الان چیز دیگری ست: چرا ما نتوانستهایم یک نهاد آبرومند داشته باشیم که در این برههها دست کم بتواند یک آمار نزدیک به واقعیت از جانباختگان میهنمان به جهان ارائه دهد؟ کدامیک از این سازمانهای حقوق بشری موجود در برابر آمارهای قطرهای و شرمآور عفو بینالملل کاری کردهاند؟کار هم یعنی کاری متناسب با تحریفی که درباره وسعت کشتار آبان از سوی یک نهاد بینالمللی و بیطرف دارد صورت میگیرد. یکی از اپوزیسیون محترم نسل قبل خودش میگفت زمان شاه ما ضدامپریالیست بودیم و جوان و کشتهها و اعدامیان و زندانیان سیاسی را ضربدر هزاران میکردیم و میدادیم دست عفو بینالملل و آنها هم عیناً بهعنوان فکت علیه حکومت پهلوی مخابره میکردند. همان فرد محترم میگفت آن روز شاد بودیم ازین کارها ولی امروز پس از دههها از خودمان میپرسیم ما ضد شاه بودیم ولی چرا عفو بینالملل ضدیت با شاه در پیش گرفته بود؟ چون مهمترین ارزش این نهاد در بیطرفی او نسبت به جریانات درگیر در بحرانهای سیاسی است. چرا که به میزانی که به یک طرف نزدیک شوی، ناگزیری از خطاهای او بکاهی یا بر خطاهای طرف مقابلش بیفزایی. این تا همین امروز هم لکه نازدودنی در کارنامه این نهاد است. حال مقایسه کنید آن دستودلبازی را در آمار سرکوب زمان شاه که تصویر یک رژیم خونخوار از یک سلطنت فردی میانهرو (در مختصات قبل و بعدش و نیز همان زمان در خاورمیانه) ارائه داد و امروز که باز بهنحوی دیگر توحش برآمده از فروپاشی آن رژیم را کمتر از آنچه هست بازنمایی میکند.ما برای این روزها فکری نکردیم.
AmirYahya Ayatollahi____
@ajibzad