ابوالفضل بهرام پور کارشناسی ارشد ادبیات وعلوم قرآنی از دانشکده الهیات دانشگاه تهران در تلویزیون جمهوریاسلامی در۵ آذرماه میگوید که قرآن گفته که مخالفان را نباید کشت بلکه باید زجرکش کرد و به دار آویخت و دست راست و پای چپشان را قطعهقطعه کرد...
#IranProtests
@Tavaana_TavaanaTech
درايران، ما با دو شخصيت متفاوت مذهبي مواجه هستيم... يكي علي بن ابيطالب كه شخصتي تاريخي است و اعمال و گفتار او در تواريخ مرجع اسلامي ثبت است و ديگري "علي مرتضي" كه يك شخصيت مجازي و افسانه اي است و داستانهاي عجيب و بسيار مهيج درباره ي او نقل ميشود كه در مواردي به رستم شاهنامه بيشتر شباهت دارد...
علي مرتضي يا حيدر كرار شخصي است كه:
باز شدن خلخال از پاي يك زن يهودي او را خشمگين ميكند، شبانه براي كودكان يتيم غذا ميبرد، در فقر زندگي ميكند و سنگ بر شكم مي بندد ، زمانيكه دشمنش بر روي او آب دهان مي اندازد از كشتنش صرف نظر ميكند، انتقاد پذير است، دموكرات است، سوسياليست است!! اينترنشنال مي انديشد، رئوف و مهربان است، عاشقانه همسرش را دوست دارد، مردانگي و فتوت در وجود او معنا مي يابد و بسياري از داستانهاي تخيلي ديگر كه از بس براي ايرانيان بازگو شده، ايرانيان بينوا آنرا باور كرده اند و اين شخصيت را قبله ي خود ميدانند و از بام تا شام، نام او ورد زبان است... ميتوان به جرات ادعا كرد كه "علي مرتضي" خداي ايرانيان است و هيچ كس همتاي او نيست... حتي به اصطلاح تحصيل كرده هاي فرنگ رفته مانند شريعتي نيز او را پرستش ميكنند وداستانهاي دل فريبي براي او ساخته و پرداخته اند...
و اما علي بن ابيطالب شخصيتي تاريخي است كه:
در جنگهاي تن به تن بر خلاف رسم جوانمردان و شواليه ها، پاي دشمنانش را هدف قرار ميدهد ، مانند مرحب يهودي در جنگ خيبر و عمربن عبدود در جنگ خندق كه همراه با خدعه او را فريب داد و پايش را قطع كرد.
پيرمردي به نام مغيره و شاعري به نام حويرث بن نقيذ را به جرم مخالفت با محمد به قتل ميرساند
بالغ بر 20 تن از افراد يك قبيله را به جرم سرقت شترهاي محمد چشمهايشان را در مي آورد، دست و پايشان را ميبرد و آنها را در اين حال رها ميكند تا بميرند
700 تن از يهوديان بني قريظه را با كمك زبير در يك روز گردن ميزند.
همسرش فاطمه از بدخويي او چندين بار به پدرش شكايت ميبرد. همچنين از فرط عشق و علاقه به همسر، تنها هفت روز بعد از مرگ فاطمه با امامه كه كودكي بيش نبود ازدواج كرد. و ايشان تا پايان عمر با 9 زن ازدواج كرد و تعداد زيادي كنيز داشت كه در نامه 24 نهج البلاغه در مورد آن كنيزها نيز وصيت كرده است.
علي ثروت بسيار داشت آنچنانكه در وصيتش كه در نامه 24 نهج البلاغه وجود دارد از قريه ها و نخلهاي بيشمار آن سخن به ميان مي آورد. از فرش بهارستان كه به عنوان غنيمت به مدينه ارسال ميشود تكه اي به علي ميرسد كه آنرا به 8000 درهم ميفروشد.
عده اي را به جرم اينكه او را خدا خطاب كرده بودند در آتش ميسوزاند و همچنين دو نفر را كه اتهامشان بت پرستي بوده نيز به فرمان علي در آتش سوزانده ميشوند.
در تواريخ اسلامي از علي نه به عنوان يار محمد بلكه به عنوان غلام محمد ياد ميشود... چرا كه محمد به دليل فقر ابوطالب، علي را به سرپرستي پذيرفته بود و اهل مكه او را غلام محمد خطاب ميكردند.
در زمان محمد هيچگاه مسئوليت مهمي مانند سرداري سپاه به علي واگذار نشد و محمد تنها از او براي كشتن و سر بريدن يا ترور و يا حتي كشتن سگها استفاده ميكرد... جز اين كارها، مسئوليتي كه چشمگير باشد در زمان حيات محمد به علي واگذار نشد.
پس از رسيدن به خلافت نيز از فرط بي سياستي، جنگ داخلي به راه افتاد و اولين مسلمان كشي در زمان خلافت او صورت گرفت...و تا پيش از مرگ، معاويه توانسته بود اكثر ولايات را از كنترل علي خارج كند و در ماههاي آخر، تنها حكومت عراق براي علي باقي مانده بود...
در زمان خلافت علي، بدليل باج و خراج سنگيني كه از ايرانيان گرفته ميشد، قيامهاي بسياري در فارس، آذربايجان، خراسان و سيستان اتفاق افتاد كه همگي آنها با وحشيانه ترين شكل سركوب شدند.
و در نهايت امر، علي آنقدر خون ريخت تا اينكه او را در صبح روز جمعه 17 رمضان سال 40 هجري در هنگام ورود به مسجد با ضربت شمشير زهرآگين ابن ملجم مجروح و سه روز بعد در 20 رمضان همان سال كشته شد.
و اين بود بخشي از داستان دو شخصيت مشهور، يكي "علي بن ابيطالب" و ديگري "علي مرتضي"
👈هوشيار باشيم كه افسانه ها ما را از حقايق دور نسازند
برخی کار را از این هم فراتر برده و نام آن ها را نوکر هیتلر و یا کنیز هیتلر میگذارند.
نصف این جماعت هنوز برج ایفل را ندیده اند ولی حتماً میروند و دیوار برلین را بازدید می کنند.
با اینکه اصلا آلمانی بلد نیستند روزی چند مرتبه رو به دیوار برلین به زبان آلمانی کلماتی را تکرار می کنند.
آنهایی که بر اثر تجاوز ارتشیان آلمان به اجدادشان دورگه ی آلمانی-فرانسوی شده اند، یک شال اس اس به کمرشان میبندند تا همه بدانند که این ها از پدر آلمانی اند و بر اثر تجاوز به دنیا آمده اند و البته به این امر افتخار هم می کنند.
یک عکس از یک جوان خوشتیب و خوش هیکل را توی خانه شان قاب کرده اند و می گویند این عکس هیتلر است و به آن احترام می گذارند. هرچقدر هم دیگران عکس واقعی هیتلر را نشانشان می دهند، زیر بار نمی روند و می گویند اصلا هیتلر سبیل نداشته.
---------------------------
هر وقت این ماجرا را برای آشنایان ایرانی مسلمان تعریف می کنم قاه قاه می خندند و می گویند این ها چه آدم های احمق و نادانی هستند!!
یا می گویند اینها از یک خر کمتر می فهمند. دلشان شدیدا برای حماقت آن ها می سوزد و به حالشان تاسف می خورند.
غافل از اینکه خودشان به همان اندازه .... می پرسید چرا؟
ببینید متن پایین چقدر به متن بالا شباهت دارد:
☝
بعد از حمله ی اعراب و اشغال ایران توسط سربازان عرب، مردم ایران رفتار عجیبی پیدا کرده اند. آنها نام فرزندان خود را محمد و علی می گذارند!!
برخی کار را از این هم فراتر برده و نام آن ها را غلامعلی (نوکر علی) و یا غلام حسین (نوکر حسین) می گذارند!!
نصف این جماعت هنوز به شهرهای دیدنی ایران سفر نکرده اند ولی حتماً می روند و مکه و کربلا را زیارت می کنند!!
با اینکه اصلا عربی بلد نیستند روزی چند مرتبه رو به ساختمانی سیاه رنگ در عربستان به زبان عربی کلماتی را تکرار می کنند!!
آنهایی که بر اثر تجاوز اعراب به اجدادشان دورگه ی عرب-ایرانی شده اند، یک شال سبز به کمرشان می بندند تا همه بدانند که این ها سید هستند و از پدر عرب و بر اثر تجاوز جنسی به دنیا آمده اند و البته به سید بودن خود افتخار هم می کنند!!
یک عکس از یک جوان خوش قیافه با چشم های درشت و مژه های بلند مشکی و ابروهای برداشته ی کمانی را توی خانه شان قاب کرده اند و می گویند این عکس علی است و به آن احترام می گذارند. هر چقدر هم دیگران عکس واقعی علی را نشانشان می دهند، زیر بار نمی روند و می گویند علی زیبا و خوش هیکل بود
چه بگویم ...