ارسالی#
در خصوص
کشته شدن هموطنمان در کرج با نام
احتمالی مرتضی جعفری به دست نیروی سرکوبگر
افتضاحی خامنه ای:
به راستی چرا ما ایرانی ها اینقدر از عقل و شرافت
دور شدیم.،ترسو شدیم، سلحشوری یادمون رفت.
⚫️ هموطنمون را جلو رومون پلیس بی شرف با
هفت تیر میکشد بعد بی خیال بی خیال وایسادیم...
چه اشکالی داره خیابون را مقتل پلیس کنیم تا دیگه نتواند عرض اندام کند.
⚫️ می رویم توی صف اعتراض برای گرفتن حقمان تا عکس خامنه ای و سلیمانی دستمونه !!!
هنوز اینو نفهمیدیم که خود خامنه ای و سلیمانی و دار و دسته اش باعث شده تا حقمون راحت پایمال و خورده بشه.
عکسش را دستت می گیری که طرفدارشی،
حامیشی،دوستش داری....
⚫️ راننده تانکر، تریلر آب خاک وسیمان و گازوئیل را می برد بیرون کشور تحویل میده.
بعد تو صف گمرک فیلم میگیرم که آی ملت شما ببینید که مسئولان دارند آب و خاکمان را غارت می کنند.
تو کمکش کردی تا غارتمان کرده؛ خودت جلوشو بگیر حتی اگر شاگردشوفری.
⚫️ توی اعتراضات خوزستانی شعار میدیم که
«نیروی انتظامی حمایت حمایت»
یعنی بعد از چهل و چند سال نَفهمیدیم که نیروی انتظامی حامی و حافظ این حکومت تبهکار
آخوندی عسلامی ست.
حمایت بماند واسه بعدأ _در اسرع وقت پوست را
می کَند و پُر از کاه میکند.
⚫️ قلچُماق های شهرداری داره جلو چشم من و شما
به " دست فروش70ساله کنار خیابان " که هموطن
ماست بابای من و توست حمله میکنه بر و بر داریم
نگاش میکنم.
نهایتش فیلم میگیریم که تو دنیای مجازی و رسانه های شخصی پخش کنیم
حتی نمی دانیم که هدف از پخش و نشر این که جلو این ظالما را بگیریم. یه کم غیرت داشته باشیم! برویم جلو! نترسیم! نگویم به من چه..!
@SepehrAzadi
سالها قبل در زمان اشغال ایران توسط نیروهای انگلیسی، جنرال «سانی مود» که در یکی از مناطق کشور حرکت میکرد در میان راه نگاهش به چوپانی افتاد و ایستاد.
به مترجمی که همراه خود داشت گفت :برو به این چوپان بگو که جنرال سانی میگوید که : اگر این سگ گلهات را سر ببُری یک پوند انگلیس به تو میدهم...!!!!
چوپان که با یک پنس استرلینگ انگلیسی میتوانست نصف گله گوسفند بخرد...!بیدرنگ سگ را گرفت و آن را سر برید...!
آنگاه جنرال دوباره به چوپان گفت که : اگر این سگ را سلاخی کنی،یک پوند دیگر هم به تو میدهم.... و چوپان هم پوند دوم را گرفت و سگ را سلاخی کرد...!!! سپس جنرال برای بار سوم توسط مترجم خود به چوپان گفت که : این پوند سومی را هم بگیر و این سگ را تکه تکه کن...!!! و چوپان پوند سوم را گرفت و سگ گله را تکهتکه کرد...!!!
وقتی جنرال انگلیسی به راه افتاد، چوپان به دنبال او دوید و گفت :اگر پوند چهارم را هم به من بدهی، من این سگ را طبخ میکنم.
جنرال سانی مود گفت : نه...!!!
من خواستم که آداب و رفتارهای مردم این مرز و بوم را ببینم و به سربازانم نشان دهم...! تو بخاطر سه پوند حاضر شدی که این سگ گلهات را که رفیق تو و حامی تو و گلهٔ گوسفندان توست سر ببری، و سلاخی کنی،و آن را تکهتکه کنی، و اگر پوند چهارمی را به تو میدادم، آنرا میپختی....!و معلوم نیست با پوند پنجم به بعد چه کارها که نخواهی کرد...!!!
آنگاه جنرال سانی رو به سوی نظامیان همراهش کرد و گفت : « تا وقتی که از این نمونه مردم در این کشور وجود داشته باشند، شما نگران هیچ چیز نباشید...!!!!...» پول حتی علايق و احساسات انسانها را عوض میكند...!!!
از نخل برهنه سایه داری مطلب
از مردم این زمانه یاری مطلب
مقصر این جنایت مردمی بودن دور ور ان جوان نازنین تماشا گر بودن و کمم نبودن
از خودتان بیزار نیستید بی معرفتا.