ماموران پلیس مخفی چکسلواکی در شب پانزده مارس ۱۹۷۶ به خانهای که اعضای گروه موسیقی"آدمهای پلاستیکی کائنات" در آن برنامه اجرا میکردند ریختند و همه آنها را با خود بردند.
این گروه موسیقی راک معروفترین گروه موسیقی در کشور کمونیستی چکسلواکی بود. آنها با اینکه خود را فعال سیاسی تلقی نمیکردند، به جرم"بر هم زدن آرامش عمومی، الکلیسم، اعتیاد به مواد مخدر و رفتارهای جامعهستیزانه" محکوم به تحمل زندانهای طویلالمدت شدند. رژیم موسیقی راک و پاپ را به منزله خطری علیه خودش میدانست. آدم پلاستیکیها ابتدا با مجوز کار میکردند و کنسرت میدادند اما موقعی که هوادارانشان زیاد شد مجوز اجراهای عمومیشان لغو شد و آنها از این پس فقط در مهمانیهای خصوصی مردم برنامه اجرا میکردند.
اما رژیم این را هم تاب نیاورد و کل اعضای گروه و بیست تن از طرفداران آنها را دستگیر و زندانی کرد. از نظر رژیم اینها "مشتی تن لش جامعهستیز و سوسیالیست ستیز" بودند. اما واتسلاو هاول، روشنفکر چک، عاشق
آدم پلاستیکیها و موسیقیشان بود. او در جلسه دادگاه نمایشی آنها شرکت کرد و بلافاصله مقاله محکمی در دفاع از آنها نوشت و متذکر شد "آدم پلاستیکیها، خیلی ساده، جوانانی هستند که میخواهند به شیوه خاص خودشان زندگی کنند. آنها هیچ جرمی مرتکب نشدهاند. آنها دوست دارند ترانهای را بخوانند که دلشان میخواهد. آنها دوست دارند با خودشان راحت و روراست باشند"
هاول دو ماه پس از محاکمه آدم پلاستیکیها، به اتفاق گروهی دیگر از روشنفکران و هنرمندان چک تشکیلاتی را تاسیس کرد که هدفش تلاش برای آزادی اعضای این گروه موسیقی و جلب توجه عموم به نقض حقوق بشر در چکسلواکی بود. اطلاعیه تاسیس تشکیلات مذکور به "منشور هفتاد و هفت" معروف شد.
به این ترتیب، یک گروه موسیقی راک کلید نابودی رژیم کمونیستی چکسلواکی را زد. منشور ۷۷ به شالودهای برای اتحاد روشنفکران و سپس مردم چکسلواکی علیه یک رژیم مستبد تبدیل شد.
این مبارزات سرانجام به سقوط رژیم منجر شد.
بیژن اشتری، در اینستاگرام خود نوشت که این متن خلاصه شده، بخشی از کتابی است که دارد ترجمه می کند به اسم: "انقلاب هزار و نهصد و هشتاد و نه"، نوشته ویکتور سبستین، نشر ثالث
#انقلاب_مخملی #چکسلواکی #واتسلاو_هاول
مرتبط:
انقلاب مخملی؛ پایان کمونیسم در چکسلواکی
http://bit.ly/2w5YWnV@Tavaana_TavaanaTech
در چکسلواکی یک گروه موسیقی مخالف حکومت جواز کنسرت داشت. مخالفان حکومت مانند واتسلاو هاول میتوانستند در جلسه دادگاه شرکت کنند و پس از دادگاه مقالاتی در محکوم کردن بیعدالتی و تشریفاتی بودن آن بنویسند
در دیکتاتوری جمهوری اسلامی این چیزها قابل تصور نیست. از اسماعیل عبدی گرفته تا دراویش گنابادی دادگاه علنی نیست، کسی نمیتواند در داخل ایران علیه احکام قاضی مقیسه مقاله منتشر کند
من قبلاً بارها نوشتم که جمهوری اسلامی را دست کم نگیرید. اینها دلایل فروپاشی شوروی کمونیست و دیکتاتوری چکسلواکی را میدانند و اشتباهات آنها را تکرار نمیکنند