حضور در جلسات مذهبی، ریسک مرگ در اثر خودکشی را در پرسنل بهداشتی درمانی کم می کند.
✅ در مقایسه با افرادی که هرگز در جلسات مذهبی شرکت نمی کنند، خانمهایی که حداقل یک بار در هفته در این جلسات شرکت می کنند، میزان مرگ ناشی از خودکشی در آن ها 75% کمتر است. این مقدار برای مردان 48% بوده است.
✅ همچنین میزان مرگ ناشی از مسمویت الکلی و drug overdose و بیماری کبدی مزمن و سیروز، در این خانمها 72% کمتر بوده است. اما این میزان در مردان با گروهی که هرگز در جلسات مذهبی شرکت نداشته اند تفاوتی نداشته است.
✅ حتی بعد از کنترل فاکتورهای مختلف مثل بیماری زمینه ای، وضعتی تاهل و شرکت در دیگر جلسات اجتماعی تغییری در نتایح ایجاد نشده است.
ا
ین نتایج در دو مطالعه از 110 هزار پرستار خانم (66 492 نفر) و همچنین پرسنل بهداشتی درمانی مرد (43 141 نفر شامل دندانپزشک، داروساز، بینایی سنج و ....)، به شکل آینده نگر و در طول 16 و 26 سال به دست آمده است. مقاله این دو مطالعه در مجله JAMA Psychiatry منتشر شده است. به نظر می رسد پزشکان باید وابستگی مذهبی و معنوی را به همه بیمارانی که افکار خودکشی و یا رفتارهایی مثل اعتیاد دارند توصیه کنند.
خصوصا که «باید» گفته شده است.
بر اساس داده های ارائه شده،
شاید بتوان چنین «پیشنهادی» داد:
به نظر میرسد گروه خانم ها، بیشتر از گروه مردها، از سخنان/راهنمایی/پیشنهادات دیگران (مثلا یک روحانی یا یک کتاب مقدس) متاثر میشوند
در نتیجه،
احتمال تاثیر مداخله در گروه خانمها بیشتر به نظر می آید.
دو سه سال پیش هم یک مطالعه منتشر شده بود که به این قضیه ارتباط داشت.
این یک مشاهده است
که ارتباطی دیده شده است
بدون بررسی ارتباط که دلیلش چه چیز است، چرا و چگونه این ارتباط دیده شده است، «توصیه» یا هر گونه استفاده ی دیگری از آن صحیح نخواهد بود
باید الزام آور است
توصیه، همونطوری که گفتین الزام آور نیست
و از لحاظ ادبی، پارادوکس استفاده شده است،
که چون مبحث علمی است، نه ادبی،
نمیتوان قبول کرد صنعت ادبی )پارادوکس) بوده است.
علمی میشه این نتایج را به جوامع در حال توسعه یا در حال از دست دادن توسعه نیز تعمیم داد یا خیر
اما موضوع جالب و جامعه آماری بزرگی هست
البته من هم از پیشنهاد به جای باید، استقبال میکنم
همچنین سایر مطالعات هم نشان دادند زنان نسبت به مردان بیشتر مذهبیترند، بنابراین تفاوتها غیر طبیعی نیست
ممنون از کامنت شما. این مطالعه مربوط به آمریکاست والبته به همه مردم آمریکا هم کاملا قابل انتساب نیست وفقط روی پرسنل بهداشتی و درمانی بوده است اما در قسمت بحث مقاله عنوان شده است که شاید قابل تعمیم به جامعه باشد پس به نظر من به عنوان یک گزینه درمانی قابل پیشنهاد است و پزشک هم فقط می تواند پیشنهاد کند و نه اجبار و باید هم اینجا مثل فعل should
به معنای بهتر است می باشد. چه اگر درمان صد درصد هم بود باز باید بگوییم که باید پزشکان این درمان را توصیه کنند.
ممنون از کامنت شما
بله درست است. پزشک فقط می تواند یک گزینه درمانی را پیشنهاد کند. مثلا می گوییم پزشکان باید گزینه های درمانی لازم را به بیماران خود توصیه کنند😊
بله یاسر جان
البته باید دقت شود که این فقط مرگ مورد نظر در مطالعه یعنی مرگ ناشی از خودکشی و... بوده. نه این که کلا اینقدر مرگ فقط وجود داشته است
ممنون از کامنت شما
به نکته ی مهمی اشاره کردید. این مطالعه شاید به جمعیت عادی خود امریکا هم قابل انتساب به شکل کامل نباشد چرا که فقط روی جمعیت پرسنل بهداشتی و درمانی انجام شده است. چه برسد به دیگر کشورهای با وضعیت های مختلف توسعه یافتگی
ممنون از کامنت شما. در مقاله از چنین کلمه ای استفاده نشده است