نقدی بر افسانه!
واقعیت 1. در ... 32 مدرسه خصوصی وجود دارد و بیش از 70 درصد از بچه مدرسه ای ها به مدارس خصوصی می روند، همین طور در ... هم آمار بیش از 75 درصد است.
واقعیت 2. در ... 586 مدرسه خصوصی وجود دارد، در حالیکه تنها 26 مدرسه دولتی می توان یافت.
جاهای خالی را با چه پر کنیم؟ به نظر می رسد در مورد مناطق مرفه نشین متروپولیس های غربی باشد. جواب یک نه بزرگ است، جای خالی اول در مورد ماکوکو حلبی آبادی در نیجریه، دومی به بخش های فقیرنشین ایالت لاگوس در آن کشور اشاره دارد. جای خالی سوم هم توصیفی از ایالت گانسو چین نزدیک مرز مغولستان است که با توجه به جغرافیایش از استان های ثروتمند به حساب نمی آید. توصیف های جالب مشابهی در مورد هند هم می توان یافت.
در یک پژوهش جالب در قالب کتاب (با نام "درخت زیبا") در مورد نیجریه، غنا، چین و هند صورت گرفته و به بررسی تحصیل فقرا پرداخته است، از مدارس خصوصی صحبت می شود که دولت ها از آنها خبر ندارند و حتی گاهی وجودشان را انکار می کنند، با این حال از نظر کیفیت آموزش از مشابه های دولتی شان اغلب بهتر عمل کرده اند. مدرسه های خصوصی کم هزینه راه حل بازاری برای تامین "خدمات" (نه "حق") آموزشی است.
آدم ها را آزاد بگذارید، مقررات و ماده و تبصره های غیرضروری را دور بریزید از پول پاشی و یارانه دادن به مدارس فشل دولتی دست بردارید، سازوکار بازار با قیمت پایین خدمات مناسب را فراهم خواهد کرد. راه دیگر البته اینست که "کالایی سازی" آموزش را نقد کنید و فکر کنید که از "حقوق طبیعی" انسان ها برای بهره مندی از آموزش رایگان دفاع می کنید، والله اعلم.
http://bit.ly/2ZjcoOahttps://amzn.to/2KXiZcaکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
به تاریخ رجوع کنید. آیا زمانی که در جامعه فقر بیشتر می شده ، آموزش ارزان گسترش پیدا می کرد یا به کل از سبد خانوار حذف می شد، حتی اگر آموزش از نوع رایگان می بود؟ شما باید آمار بچه هایی که مثلا در نیجریه به کل ترک تحصیل کرده اند را هم بیاورید تا بتوان قضاوت درست کرد.
من خود در دانشگاه های برتر کشور دیده ام که چطور اکثر دانشجویان از طبقات متوسط به بالای جامعه هستند.
قطعا آموزش رایگان هم بهینه نیست. اما باید راهی بینابینی پیدا کرد.
نکته این است که نخست باید مسئله را متوجه شویم بعد دنبال پاسخش بگردیم. اینکه دولت "به شکلی" مداخله کند که حرف جدیدی نیست، مدافع زیاد دارد، بیایید حرف متفاوت بزنیم. خیلی سخت است استدلال کنیم "آموزش" مهم است، فقرا پول و انگیزه ندارند پس دولت به دلیل عدالت و .... امکانش را فراهم کند؟ هدف من نشان دادن سطحی بودن برخی استدلال ها و توجه به پیش فرض ها و دیدن الترناتیوهاست، "آموزش" ببیند یعنی چه؟ یا چه کیفیتی و چه محتوایی و چگونه؟ کافی است فقط سواد خواندن و نوشتن بیاموزد؟ دقیقا چه دانش و مهارتی برای چه کاری کسب کند؟ طرف نان ندارد بخورد، قرار است آموزش چه کمکی به او کند و چگونه؟ قرار است برای او فرصت فراهم کنید، با ارائه مشتی دروس خاص با کیفیت نازل تحصیل کار حل می شود؟
گفته می شد اگر دولت نیاید، خصوصی ها هم نخواهند آمد، این تحقیق نشان می دهد این ادعا افسانه است، حتی در فقیرترین کشورها هم کسانی پیدا می شوند که با هزینه پایین این کار را انجام دهند و البته به دلایل روشن کیفیت بهتری هم دارند، برای جستجوی راه حل اول باید ابعاد موضوع را شناخت، این پست ها نشان دادن برخی از گوشه های نادیده موضوع است، قرار هم نیست با یک حرف مسئله را یک بار برای همیشه حل کنیم
در مسئله آموزش فقط یک نکته را توجه کنید: اکنون بودجه آموزش و پرورش ۵۶ هزار میلیارد تومان، و تعداد کل دانش آموزان کشور ۱۴ میلیون نفر است. یعنی چهار میلیون تومان بابت هر دانش آموز! ۴ میلیون تومان شهریه یک مدرسه غیرانتفاعی متوسط در خیلی از شهرهاست، به گمانم! یعنی اگر شما "وزارت بد آموزش و بد پرورش" را کلا تعطیل کنید و به هر مدرسه ای برای هر دانش آموزی چهار میلیون تومان بدهید، کل مسئله آموزش یک شبه بدون هیچ مشکلی با همین بودجه فعلی حل خواهد شد. (این تجربه ایست که در نیوزیلند با موفقیت اجرا شد)
ولی البته این کاملا خلاف موازین عدل و عدالت اجتماعی است! و صد البته پس چه کنند خیل بوروکراتهای برنامه ریز و نظارتی که تا به حال اینقدر خوب عمل کرده اند؟ و اگر این کار انجام شود چه کسی امسال تعیین خواهد کرد آیا سیستم ۶-۶ خوب است، یا سیستم ۵-۳-۴، و چه کسی حکمت خودش را در امر آموزش را به صورت بخشنامه درخواهد آورد؟!
با کلیت حرف های شما و حضرت خالقی موافقم ولی از آنجایی که در نیوزلند زندگی میکنم مطلعم که هنوز بیش از ۵۰ در صد بچه ها به مدارس دولتی میروند و هزینه ای نمی پردازند. اگر اطلاعات بیشتری از سیستم آموزشی نیوزلند دارید لطفاً همرسانی کنید
این سیستم حتی در سوئد هم که کعبه آمال سوسیالیستها به شمار میرود ( البته به غلط چون سوئد یک سیستم اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد دارد) مورد استفاده قرار میگیرد.
ببینید: صحبتم این است که در میان سیستمهای ممکن ما فشل ترین را گرفته ایم و به اسم "عدالت اجتماعی" رهایش نمی کنیم. عدالت اجتماعی را باید اسمش را عوض کرد گذاشت: نوندونی بوروکراتها و متخصصین