دوستان وبرادران ترک عزیزم ،از شما یه خواهش دارم شما کمترین نیرویی را جهت جواب دادن به این فارسهای بی بنیاد سرف نکنید،اگر میخواهید به ملت ترک وسرزمینمان آذربایجان لطفی کرده باشید شما هم به همراه پانفارس ،بعنوان یه فارس بر ترکها فحش بدهید ببینید کدوم ثمره بیشتری خواهد داد ،اونموقع همه ملت ترک با عقده با این بیشرفها روبرو خواهند شد یاشاسین تورک میلتی یاشاسین آذربایجان وران اولسون عیران
⋆͜⋆↳̽⑉̶̶◌̶̶↰͙└͙͙ ̷̷ ̷̶ ̷͙ ̷̶ ┘
تصاویر محمد حسینپور ملقب به سایان مزدور جمهوری اسلامی در کنار اربابان خود سربازان خامنهای در کانال زیر
▪️مدارک زیادی علیه این مزدور جمهوری اسلامی جمعآوری کردیم مشاهده کنید.
🆔@sakariyouha1414_in👈 در این کانال مدارک مهمی در مورد این مزدور جمع شده است مشاهده کنید
در این میان یک نظریه عامیانهتر میگوید هرکسی که در استانهای آذربایجان شرقی، غربی و ادبیل دنیا آمده و به گویشهای مردم این مناطق سخن میگوید، آذری و زنجانیها و بخشی از مردم همدان یا قزوین ترکند. درحالی که همه اینها گویشهایی از آذری است و آذری اگرچه خود در نهایت یکی از شاخههای بیست و هشتگانه ترکی محسوب میشود اما باید به یاد داشته باشیم که سرزمین اصلی ترکان نه غرب خزر بلکه در شرق خراسان باستان که بخشی از خاک امروز افغانستان و تاجیکستان را شامل میشده، بوده که آیینی شمنی داشتهاند و همه گویشهای ترکی غرب چه آذری و چه ترکی استامبولی حاصل پردازش زبانی و فرهنگی است که در ایران و در ارتباط با زبان های ایرانی صورت گرفته و این فراتر از تاثیری است که یک زبان در زبان دیگر میتواند داشته باشد مثل تاثیر ترکی در فارسی یا به عکس. دکتر حجابی پژوهشگر ترکیهای مینویسد:" ترکهای ترکیه به دلیل آنکه عشایر و گلهدار بودهاند، بر اثر رفت و آمد از زبانهای ایرانی مثل پهلوی، کردی، فارسی و... تاثیر پذیرفتهاند." اما این درست نیست. به اعتقاد من زبانها و گویشهای ایرانی در ساخت زبان ترکی استامبولی و در ریشه آن حضور دارند همچنانکه در فرهنگ مردم این سرزمین. این موضوع تا آن اندازه جدی است که مستشرقین گاه ترکیه را ایران خارجی لقب دادهاند. آنچه که امروز به عنوان موسیقی ترکی میشناسیم در واقع همان موسیقی کردی است همچنان که عرفان و اندیشه عرفان ایرانی در این کشور توسط کردها رواج یافته. برای پیشبرد این بحث به فرصتی در حد یک کتاب قطور نیاز داریم اما به طور فشرده به چند مورد مهم اشاره میکنم: 1- نخستین بار در زمان اشکانیان عدهای از ترکان مرزهای ایران در خراسان را مورد تاخت و تاز قرار دادند و درست در همین زمان عربها به مرزهای ما در جنوب عراق امروزی حمله کردند. اشکانیان که فرزندان اسکندر را از ایران تارانده بودند، هنوز آنقدر قدرتمند نبودند که همچون دوره هخامنشیان نگاهبان مرزهای ایران باشند. استاد زرین کوب مینویسد اگر آن شکست کوچک و به چشم نیامدنی در زمان اشکانیان اتفاق نمیافتاد تاریخ جهان به گونه دیگری رقم میخورد و هرگز امپراتوری عثمانی شکل نمیگرفت و... آیا ترکها و عربها حکومتی چنان قدرتمند داشتند که بتوانند به ایران حمله کنند؟ خیر. برای آنها زندگی ایرانی جذاب بود. عربها گاه از دل بیابان وارد حیره- جنوب عراق- شده، چند روستا را غارت میکردند و در بیابان سوزان گم میشدند. آنها میخواستند مثل ایرانیان "خانه" و "شهر" داشته باشند. این موضوع چنان در میان عربها جدی بود که وقتی عراق را تسخیر کردند و کاخ سفید سقوط کرد، به دستور عمر شهر کوفه بنا شد. از سوی دیگر آنها میترسیدند تجربه زندگی به سبک ایرانی، عرب را شهری و غیر مهاجم کند، پس برای نگهداشتن جانب احتیاط کوفه در حاشیه بیابان بنا شد. ترکها نیز در دستههای پراکنده و با همین انگیزه به مرزهای شمال شرقی حمله میبردند. 2- ساسانیان از ترکهای خراسان و عربهای جنوب عراق که دیگر ایرانی شده بودند، برای نگهداشتن مرزهای کشور استفاده بردند و دولتهای کوچک تحت حمایت خود ساختند. در این میان البته درهم آمیزی خونی نیز پیش میآمد. این موضوع را در شاهنامه فردوسی به خوبی میبینیم تا آنجا که شخصیتی همچون سیاوش از مادری ترک به دنیا میآید. 3- زبان آذری باستان زبانی شبیه کردی و لری بوده که پس از تغییر زبانی مردم این منطقه هنوز نام باستانی خود را حفظ کرده است. پس ما دو گونه آذری داریم؛ آذری باستان که از گویشهای باز مانده آن میتوان به تالشی و هرزندی اشاره کرد و آذری جدید که شاخهای از ترکی محسوب میشود. پرسش: آیا آذری باستان در ساخت آذری جدید دخالت داشته؟ بله پژوهشگران نمونههای فراوانی از این تاثیر یافتهاند. 4- دوبیتیهای شیخ صفیالدین اردبیلی نشان میدهد تا آن زمان آذری باستان در منطقه رواج داشته است: "صفیم صافیم گنجان نمایم/ بدل درده ژرم تن بی دوایم/ کس بهستی نبرده ره باویان/ از به نیستی چو یاران خاکپایم" جالب آنکه برخی استدلال میکنند چون ناصر خسرو در سفرنامه به قطران تبریزی برخورد و قطران از او خواست معنی برخی عبارتهای فارسی را به او بگوید، پس قطران ترک بوده، درحالیکه ناصر خسرو در گزارش این دیدار هیچ اشارهای به ترک زبان بودن او ندارد.
فقط ایران
5- آیا ممکن است زبان مردم یک کشور و یا بخشی از آن به دلیل تهاجمها یا تغییر حاکمیت سیاسی، بدون تغییر نژاد، تغییر کند؟ بله. همانگونه که زبان مردم مصر، شمال آفریقا، لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و... تغییر کرد. درحالی که هیچ یک از این ملتها از نظر نژادی عرب نیستند. در ایران نیز آتورپادگان که عربها آن را آذربایجان نامیدند، همچون زنگان که به زنجان تغییر کرد، همواره مهمترین مرکز مقاوت ایرانی و ملیخواهی ایرانی بوده و به همین سبب برای حکومتها دردسرساز بوده است. تغییر زبان به لحاظ سیاسی میتوانسته تا حدودی این مقاومت را درهم بشکند اما حکومت صفویه و انقلاب مشروطه نشان داد، عنصر ایرانی و میهن دوستی در آذربایجان زندهتر از همیشه است. 7- برخیها برای نشان دادن مخالفت خود با جمهوری اسلامی متاسفانه به هر روشی تن میدهند از جمله اینکه وقتی حرف از اقوام ایرانی به میان میآید همچون اعراب جاهلی تعداد و شماره افراد را معیار دسته بندی قرار داده و مثلا به قومی که "جمعیت" خیلی زیادی داشته باشد ملت میگویند؛ ملت کرد، ملت ترک و...در حالیکه در ایران ملیتهای متفاوت و متمایزی وجود ندارد. بلکه همه قومیم، اقوام ایرانی؛ قوم فارس، قوم کرد، قوم آذری، قوم بلوچ ... و فرهنگ ملی را خرده فرهنگهای ما شکل داده است. فرهنگی ملی که نام آن نه فرهنگ پارس یا پرشیا بلکه ایران و ایرانی است. 8- ما وظیفه داریم در مورد همه اقوام ایرانی منصف باشیم و مثلا اگر جغرافیای مشترکی برای آذریها و کردها وجود دارد، به این سبب افتخارات یکی را به دیگری نسبت ندهیم. چه معنی دارد نظامی گنجهای (کرد کرمانج)، نادرشاه افشار(کرد کرمانج)، شیخ شهابالدین سهروردی (کرد گروس) و یا زین العابدین مراغهای نویسنده نخستین رمان ایرانی (کرد سوران) را هم آذری بدانیم. به یاد داشته باشیم فرهنگ ملی حاصل اندیشه و عمل همه اقوام ایرانی است؛ همچون تکه های یک پازل و با نادیده گرفتن یکی از این تکه ها چهره نهایی فرهنگ مخدوش خواهد بود.
▪️مدارک زیادی علیه این مزدور جمهوری اسلامی جمعآوری کردیم مشاهده کنید.
🆔 @sakariyouha1414_in 👈 در این کانال مدارک مهمی در مورد این مزدور جمع شده است مشاهده کنید
1- نخستین بار در زمان اشکانیان عدهای از ترکان مرزهای ایران در خراسان را مورد تاخت و تاز قرار دادند و درست در همین زمان عربها به مرزهای ما در جنوب عراق امروزی حمله کردند. اشکانیان که فرزندان اسکندر را از ایران تارانده بودند، هنوز آنقدر قدرتمند نبودند که همچون دوره هخامنشیان نگاهبان مرزهای ایران باشند. استاد زرین کوب مینویسد اگر آن شکست کوچک و به چشم نیامدنی در زمان اشکانیان اتفاق نمیافتاد تاریخ جهان به گونه دیگری رقم میخورد و هرگز امپراتوری عثمانی شکل نمیگرفت و... آیا ترکها و عربها حکومتی چنان قدرتمند داشتند که بتوانند به ایران حمله کنند؟ خیر. برای آنها زندگی ایرانی جذاب بود. عربها گاه از دل بیابان وارد حیره- جنوب عراق- شده، چند روستا را غارت میکردند و در بیابان سوزان گم میشدند. آنها میخواستند مثل ایرانیان "خانه" و "شهر" داشته باشند. این موضوع چنان در میان عربها جدی بود که وقتی عراق را تسخیر کردند و کاخ سفید سقوط کرد، به دستور عمر شهر کوفه بنا شد. از سوی دیگر آنها میترسیدند تجربه زندگی به سبک ایرانی، عرب را شهری و غیر مهاجم کند، پس برای نگهداشتن جانب احتیاط کوفه در حاشیه بیابان بنا شد. ترکها نیز در دستههای پراکنده و با همین انگیزه به مرزهای شمال شرقی حمله میبردند.
2- ساسانیان از ترکهای خراسان و عربهای جنوب عراق که دیگر ایرانی شده بودند، برای نگهداشتن مرزهای کشور استفاده بردند و دولتهای کوچک تحت حمایت خود ساختند. در این میان البته درهم آمیزی خونی نیز پیش میآمد. این موضوع را در شاهنامه فردوسی به خوبی میبینیم تا آنجا که شخصیتی همچون سیاوش از مادری ترک به دنیا میآید.
3- زبان آذری باستان زبانی شبیه کردی و لری بوده که پس از تغییر زبانی مردم این منطقه هنوز نام باستانی خود را حفظ کرده است. پس ما دو گونه آذری داریم؛ آذری باستان که از گویشهای باز مانده آن میتوان به تالشی و هرزندی اشاره کرد و آذری جدید که شاخهای از ترکی محسوب میشود. پرسش: آیا آذری باستان در ساخت آذری جدید دخالت داشته؟ بله پژوهشگران نمونههای فراوانی از این تاثیر یافتهاند.
4- دوبیتیهای شیخ صفیالدین اردبیلی نشان میدهد تا آن زمان آذری باستان در منطقه رواج داشته است: "صفیم صافیم گنجان نمایم/ بدل درده ژرم تن بی دوایم/ کس بهستی نبرده ره باویان/ از به نیستی چو یاران خاکپایم" جالب آنکه برخی استدلال میکنند چون ناصر خسرو در سفرنامه به قطران تبریزی برخورد و قطران از او خواست معنی برخی عبارتهای فارسی را به او بگوید، پس قطران ترک بوده، درحالیکه ناصر خسرو در گزارش این دیدار هیچ اشارهای به ترک زبان بودن او ندارد.
7- برخیها برای نشان دادن مخالفت خود با جمهوری اسلامی متاسفانه به هر روشی تن میدهند از جمله اینکه وقتی حرف از اقوام ایرانی به میان میآید همچون اعراب جاهلی تعداد و شماره افراد را معیار دسته بندی قرار داده و مثلا به قومی که "جمعیت" خیلی زیادی داشته باشد ملت میگویند؛ ملت کرد، ملت ترک و...در حالیکه در ایران ملیتهای متفاوت و متمایزی وجود ندارد. بلکه همه قومیم، اقوام ایرانی؛ قوم فارس، قوم کرد، قوم آذری، قوم بلوچ ... و فرهنگ ملی را خرده فرهنگهای ما شکل داده است. فرهنگی ملی که نام آن نه فرهنگ پارس یا پرشیا بلکه ایران و ایرانی است.
8- ما وظیفه داریم در مورد همه اقوام ایرانی منصف باشیم و مثلا اگر جغرافیای مشترکی برای آذریها و کردها وجود دارد، به این سبب افتخارات یکی را به دیگری نسبت ندهیم. چه معنی دارد نظامی گنجهای (کرد کرمانج)، نادرشاه افشار(کرد کرمانج)، شیخ شهابالدین سهروردی (کرد گروس) و یا زین العابدین مراغهای نویسنده نخستین رمان ایرانی (کرد سوران) را هم آذری بدانیم. به یاد داشته باشیم فرهنگ ملی حاصل اندیشه و عمل همه اقوام ایرانی است؛ همچون تکه های یک پازل و با نادیده گرفتن یکی از این تکه ها چهره نهایی فرهنگ مخدوش خواهد بود.