در این میان یک نظریه عامیانهتر میگوید هرکسی که در استانهای آذربایجان شرقی، غربی و ادبیل دنیا آمده و به گویشهای مردم این مناطق سخن میگوید، آذری و زنجانیها و بخشی از مردم همدان یا قزوین ترکند. درحالی که همه اینها گویشهایی از آذری است و آذری اگرچه خود در نهایت یکی از شاخههای بیست و هشتگانه ترکی محسوب میشود اما باید به یاد داشته باشیم که سرزمین اصلی ترکان نه غرب خزر بلکه در شرق خراسان باستان که بخشی از خاک امروز افغانستان و تاجیکستان را شامل میشده، بوده که آیینی شمنی داشتهاند و همه گویشهای ترکی غرب چه آذری و چه ترکی استامبولی حاصل پردازش زبانی و فرهنگی است که در ایران و در ارتباط با زبان های ایرانی صورت گرفته و این فراتر از تاثیری است که یک زبان در زبان دیگر میتواند داشته باشد مثل تاثیر ترکی در فارسی یا به عکس. دکتر حجابی پژوهشگر ترکیهای مینویسد:" ترکهای ترکیه به دلیل آنکه عشایر و گلهدار بودهاند، بر اثر رفت و آمد از زبانهای ایرانی مثل پهلوی، کردی، فارسی و... تاثیر پذیرفتهاند." اما این درست نیست. به اعتقاد من زبانها و گویشهای ایرانی در ساخت زبان ترکی استامبولی و در ریشه آن حضور دارند همچنانکه در فرهنگ مردم این سرزمین. این موضوع تا آن اندازه جدی است که مستشرقین گاه ترکیه را ایران خارجی لقب دادهاند. آنچه که امروز به عنوان موسیقی ترکی میشناسیم در واقع همان موسیقی کردی است همچنان که عرفان و اندیشه عرفان ایرانی در این کشور توسط کردها رواج یافته. برای پیشبرد این بحث به فرصتی در حد یک کتاب قطور نیاز داریم اما به طور فشرده به چند مورد مهم اشاره میکنم: 1- نخستین بار در زمان اشکانیان عدهای از ترکان مرزهای ایران در خراسان را مورد تاخت و تاز قرار دادند و درست در همین زمان عربها به مرزهای ما در جنوب عراق امروزی حمله کردند. اشکانیان که فرزندان اسکندر را از ایران تارانده بودند، هنوز آنقدر قدرتمند نبودند که همچون دوره هخامنشیان نگاهبان مرزهای ایران باشند. استاد زرین کوب مینویسد اگر آن شکست کوچک و به چشم نیامدنی در زمان اشکانیان اتفاق نمیافتاد تاریخ جهان به گونه دیگری رقم میخورد و هرگز امپراتوری عثمانی شکل نمیگرفت و... آیا ترکها و عربها حکومتی چنان قدرتمند داشتند که بتوانند به ایران حمله کنند؟ خیر. برای آنها زندگی ایرانی جذاب بود. عربها گاه از دل بیابان وارد حیره- جنوب عراق- شده، چند روستا را غارت میکردند و در بیابان سوزان گم میشدند. آنها میخواستند مثل ایرانیان "خانه" و "شهر" داشته باشند. این موضوع چنان در میان عربها جدی بود که وقتی عراق را تسخیر کردند و کاخ سفید سقوط کرد، به دستور عمر شهر کوفه بنا شد. از سوی دیگر آنها میترسیدند تجربه زندگی به سبک ایرانی، عرب را شهری و غیر مهاجم کند، پس برای نگهداشتن جانب احتیاط کوفه در حاشیه بیابان بنا شد. ترکها نیز در دستههای پراکنده و با همین انگیزه به مرزهای شمال شرقی حمله میبردند. 2- ساسانیان از ترکهای خراسان و عربهای جنوب عراق که دیگر ایرانی شده بودند، برای نگهداشتن مرزهای کشور استفاده بردند و دولتهای کوچک تحت حمایت خود ساختند. در این میان البته درهم آمیزی خونی نیز پیش میآمد. این موضوع را در شاهنامه فردوسی به خوبی میبینیم تا آنجا که شخصیتی همچون سیاوش از مادری ترک به دنیا میآید. 3- زبان آذری باستان زبانی شبیه کردی و لری بوده که پس از تغییر زبانی مردم این منطقه هنوز نام باستانی خود را حفظ کرده است. پس ما دو گونه آذری داریم؛ آذری باستان که از گویشهای باز مانده آن میتوان به تالشی و هرزندی اشاره کرد و آذری جدید که شاخهای از ترکی محسوب میشود. پرسش: آیا آذری باستان در ساخت آذری جدید دخالت داشته؟ بله پژوهشگران نمونههای فراوانی از این تاثیر یافتهاند. 4- دوبیتیهای شیخ صفیالدین اردبیلی نشان میدهد تا آن زمان آذری باستان در منطقه رواج داشته است: "صفیم صافیم گنجان نمایم/ بدل درده ژرم تن بی دوایم/ کس بهستی نبرده ره باویان/ از به نیستی چو یاران خاکپایم" جالب آنکه برخی استدلال میکنند چون ناصر خسرو در سفرنامه به قطران تبریزی برخورد و قطران از او خواست معنی برخی عبارتهای فارسی را به او بگوید، پس قطران ترک بوده، درحالیکه ناصر خسرو در گزارش این دیدار هیچ اشارهای به ترک زبان بودن او ندارد.
فقط ایران
5- آیا ممکن است زبان مردم یک کشور و یا بخشی از آن به دلیل تهاجمها یا تغییر حاکمیت سیاسی، بدون تغییر نژاد، تغییر کند؟ بله. همانگونه که زبان مردم مصر، شمال آفریقا، لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و... تغییر کرد. درحالی که هیچ یک از این ملتها از نظر نژادی عرب نیستند. در ایران نیز آتورپادگان که عربها آن را آذربایجان نامیدند، همچون زنگان که به زنجان تغییر کرد، همواره مهمترین مرکز مقاوت ایرانی و ملیخواهی ایرانی بوده و به همین سبب برای حکومتها دردسرساز بوده است. تغییر زبان به لحاظ سیاسی میتوانسته تا حدودی این مقاومت را درهم بشکند اما حکومت صفویه و انقلاب مشروطه نشان داد، عنصر ایرانی و میهن دوستی در آذربایجان زندهتر از همیشه است. 7- برخیها برای نشان دادن مخالفت خود با جمهوری اسلامی متاسفانه به هر روشی تن میدهند از جمله اینکه وقتی حرف از اقوام ایرانی به میان میآید همچون اعراب جاهلی تعداد و شماره افراد را معیار دسته بندی قرار داده و مثلا به قومی که "جمعیت" خیلی زیادی داشته باشد ملت میگویند؛ ملت کرد، ملت ترک و...در حالیکه در ایران ملیتهای متفاوت و متمایزی وجود ندارد. بلکه همه قومیم، اقوام ایرانی؛ قوم فارس، قوم کرد، قوم آذری، قوم بلوچ ... و فرهنگ ملی را خرده فرهنگهای ما شکل داده است. فرهنگی ملی که نام آن نه فرهنگ پارس یا پرشیا بلکه ایران و ایرانی است. 8- ما وظیفه داریم در مورد همه اقوام ایرانی منصف باشیم و مثلا اگر جغرافیای مشترکی برای آذریها و کردها وجود دارد، به این سبب افتخارات یکی را به دیگری نسبت ندهیم. چه معنی دارد نظامی گنجهای (کرد کرمانج)، نادرشاه افشار(کرد کرمانج)، شیخ شهابالدین سهروردی (کرد گروس) و یا زین العابدین مراغهای نویسنده نخستین رمان ایرانی (کرد سوران) را هم آذری بدانیم. به یاد داشته باشیم فرهنگ ملی حاصل اندیشه و عمل همه اقوام ایرانی است؛ همچون تکه های یک پازل و با نادیده گرفتن یکی از این تکه ها چهره نهایی فرهنگ مخدوش خواهد بود.
هدف این مزدورانی که از رژیم عردوغان دفاع میکنن اینه که، مبارزان ومخالفان رژیم رو آروم آروم به این باور برسونن که برای دفاع از ایران درمقابل حمله بیگانه سمت حکومت حاکم ایران را بگیرند..درحالیکه رژیم آخوندی بزرگتر از کردوغان و الهاف علی تف دشمن ایران وایرانی هستند
فقط ایران
ببینید متن بالا نشان می دهد که خاستگاه ترکها افغانستان تاجیکستان و شرق خراسان است 🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕
میعاد جان ترکها در کتابهایی که من خواندم با ماها خواستگاه و نژادشان متفاوت است و سمت افغانستان و ازبکستان و مغولستان هستند
M. Vosoughi
🌎 روشنفكر ايرانی كيست؟
🔻روشنفكر ايرانی كسی است كه يكبار متن عهدنامه تركمنچای را نخوانده تا بفهمد در اين عهدنامه حرفي از بازگشت قفقاز به ايران بعد ١٠٠ سال نيست بلكه به تصريح قيد شده است كه اين مناطق الي الابد متعلق به روسيه گرديده است.
🔻روشنفكر ايرانی به قدری ضد تورک است كه از ميان مناطق جداشده در قفقاز از جمله آزربايجان گرجستان ارمنستان داغستان و حتي چچن فقط نسبت به آزربايجان ادعاي ارضي و بازگشت به ايران دارد و لفظ جمهوری باكو يا جمهوری جعلي استفاده میكند و نسبت به بقيه اصلا ادعايی ندارد و ماهيت ضد توركشان آنها را به اين بلاهت انداخته است.
🔻روشنفكر ايرانی يكبار منشور سازمان ملل متحد را نخوانده و نمي داند كه عليه خاك يك كشور مستقل نمیشود ادعای ارضی كرد و اصل تساوي حاكميت كشورها از اصول بنيادين است .
🔻روشنفكر ايرانی دركی از ماهيت جنگ دوم قره باغ ندارد و نميداند كه ارمنستان در قبال دالان لاچين مجبور به دادن دالان زنگه زور شده است و دو كشور ارمنستان و آذربايجان مي توانند هر توافقي نسبت به مرزهاي خود بكنند و كشور ثالثي مثل ايران حق دخالت ندارد . روشنفكر ايراني نمي داند كه در خصوص دالان زنگه زور صرفا توافق كلي شده و محل اجراي دالان ترانزيتي اصلا معلوم نيست ولي اين جاهلان ضلع شمالي رود ارس را محل اجراي دالان اعلام مي نمايند و فرياد مي زنند كه ارتباط زميني ايران و ارمنستان قطع شده است . روشنفكر ايراني تصور مي كند ارمنستان اصلا حكومت ندارد و هيچ كشوري از جمله آمريكا و روسيه و فرانسه با داشتن بزرگترين لابي ارمني مدافع اين كشور نيستند و اين متوهمان ايراني بايد سينه سپر كرده و از حق ارمنستان دفاع نمايند . روشنفكر ايراني يكبار تاريخ نخوانده است تا بفهمد كشورهاي تجزيه شده از جمله عثماني ،شوروي ،يوگسلاوي ،هندوستان هيچ ادعايي به خاك سابق خود ندارند و اصلا نمي توانند داشته باشند و نمونه اي تاريخي از برگشت خاك تجزيه و مستقل شده به وطن اوليه وجود ندارد ولي همچنان ادعاي بازگشت آذربايجان جدا شده در ٢٠٠ سال پيش به خاك ايران دارند . روشنفكر ايراني نميداند كه امكان تجزيه خيلي از كشورهاي چند قومي از جمله عراق و ايران و روسيه و چين و افغانستان و اسپانيا و بريتانيا طبق اصل حق تعيين سرنوشت مصرح در منشور سازمان ملل متحد وجود دارد و بوسني و كوزوو و سودان جنوبي با حق تعيين سرنوشت به استقلال رسيده اند و با توجه به احتمال تجزيه ايران نبايد با حساسيتهاي ٤٠ ميليون تورك ساكن ايران بازي كرد . 🔻روشنفكر ايرانی بيسواد و جاهل است و اسير جريان سازی ها قرار ميگيرد و ارتباطش با عقل و منطق و مطالعه قطع است .
عهدنامه ننگین گلستان و ترکمانچای بسته شده و ایل دلاور قاجار با خیانت ملاهای شیعه مجبور به انعقاد آن با کشور خبیث روسیه شدند و دیگر نباید حسرت گذشته ها را خورد
بله درسته.تورکها بعد از سقوط ساسانیان قدم در خوراسان بزرگ وفلات ایران گذاشتند ودلیل اونهم این بود که اتراک به اسلام گرویدند.واعراب از آنان درجنگها استفاده میکرد،وتورکها چون جنگاور بود آروم آروم تونستند پله های ترقی رو طی کنن به مقام سپهسالار یا حاکمان محلی انتخاب شوند، ت
⋆͜⋆↳̽⑉̶̶◌̶̶↰͙└͙͙ ̷̷ ̷̶ ̷͙ ̷̶ ┘
خامنهای جنده بینالمللی تُرک تروریست زورش به هیچ کشوری نمیرسه حتی کشور آذربایجان
نهایت کاری که میتونن بکنن ترور ایرانیان ساکن عراق و کشورهای همسایه است
کسی آریایی بودن ترکها را زیر سوال نمیبره با یه بیسواد طرف نیستی ،ما آریاییهای ماد هستیم اونها پارس ،اگر از یک ریشه هستیم اسم و زبان مهم نیست کل اسم ایران را آذربایجان وزبان رسمی هم ترکی بشود یا هرکس وطن خود وزبان خود را باید داشته باشد مثلا یک زبان ابتر فارسی چی دارد کجا به کار آید جز افغانستان که ما به زور باید یاد بکیریم اسم مناطقمان را فارسی کنیم ،در ظمن بنده به عنوان ترک با برادران عرب هیچ مشکلی ندارم از جمله با سایر ملل غیر فارس که اسمم را از عربی برگردانم ما تنها یک مشکل داریم اونهم قوم فارس
1- نخستین بار در زمان اشکانیان عدهای از ترکان مرزهای ایران در خراسان را مورد تاخت و تاز قرار دادند و درست در همین زمان عربها به مرزهای ما در جنوب عراق امروزی حمله کردند. اشکانیان که فرزندان اسکندر را از ایران تارانده بودند، هنوز آنقدر قدرتمند نبودند که همچون دوره هخامنشیان نگاهبان مرزهای ایران باشند. استاد زرین کوب مینویسد اگر آن شکست کوچک و به چشم نیامدنی در زمان اشکانیان اتفاق نمیافتاد تاریخ جهان به گونه دیگری رقم میخورد و هرگز امپراتوری عثمانی شکل نمیگرفت و... آیا ترکها و عربها حکومتی چنان قدرتمند داشتند که بتوانند به ایران حمله کنند؟ خیر. برای آنها زندگی ایرانی جذاب بود. عربها گاه از دل بیابان وارد حیره- جنوب عراق- شده، چند روستا را غارت میکردند و در بیابان سوزان گم میشدند. آنها میخواستند مثل ایرانیان "خانه" و "شهر" داشته باشند. این موضوع چنان در میان عربها جدی بود که وقتی عراق را تسخیر کردند و کاخ سفید سقوط کرد، به دستور عمر شهر کوفه بنا شد. از سوی دیگر آنها میترسیدند تجربه زندگی به سبک ایرانی، عرب را شهری و غیر مهاجم کند، پس برای نگهداشتن جانب احتیاط کوفه در حاشیه بیابان بنا شد. ترکها نیز در دستههای پراکنده و با همین انگیزه به مرزهای شمال شرقی حمله میبردند.
2- ساسانیان از ترکهای خراسان و عربهای جنوب عراق که دیگر ایرانی شده بودند، برای نگهداشتن مرزهای کشور استفاده بردند و دولتهای کوچک تحت حمایت خود ساختند. در این میان البته درهم آمیزی خونی نیز پیش میآمد. این موضوع را در شاهنامه فردوسی به خوبی میبینیم تا آنجا که شخصیتی همچون سیاوش از مادری ترک به دنیا میآید.
3- زبان آذری باستان زبانی شبیه کردی و لری بوده که پس از تغییر زبانی مردم این منطقه هنوز نام باستانی خود را حفظ کرده است. پس ما دو گونه آذری داریم؛ آذری باستان که از گویشهای باز مانده آن میتوان به تالشی و هرزندی اشاره کرد و آذری جدید که شاخهای از ترکی محسوب میشود. پرسش: آیا آذری باستان در ساخت آذری جدید دخالت داشته؟ بله پژوهشگران نمونههای فراوانی از این تاثیر یافتهاند.
4- دوبیتیهای شیخ صفیالدین اردبیلی نشان میدهد تا آن زمان آذری باستان در منطقه رواج داشته است: "صفیم صافیم گنجان نمایم/ بدل درده ژرم تن بی دوایم/ کس بهستی نبرده ره باویان/ از به نیستی چو یاران خاکپایم" جالب آنکه برخی استدلال میکنند چون ناصر خسرو در سفرنامه به قطران تبریزی برخورد و قطران از او خواست معنی برخی عبارتهای فارسی را به او بگوید، پس قطران ترک بوده، درحالیکه ناصر خسرو در گزارش این دیدار هیچ اشارهای به ترک زبان بودن او ندارد.
7- برخیها برای نشان دادن مخالفت خود با جمهوری اسلامی متاسفانه به هر روشی تن میدهند از جمله اینکه وقتی حرف از اقوام ایرانی به میان میآید همچون اعراب جاهلی تعداد و شماره افراد را معیار دسته بندی قرار داده و مثلا به قومی که "جمعیت" خیلی زیادی داشته باشد ملت میگویند؛ ملت کرد، ملت ترک و...در حالیکه در ایران ملیتهای متفاوت و متمایزی وجود ندارد. بلکه همه قومیم، اقوام ایرانی؛ قوم فارس، قوم کرد، قوم آذری، قوم بلوچ ... و فرهنگ ملی را خرده فرهنگهای ما شکل داده است. فرهنگی ملی که نام آن نه فرهنگ پارس یا پرشیا بلکه ایران و ایرانی است.
8- ما وظیفه داریم در مورد همه اقوام ایرانی منصف باشیم و مثلا اگر جغرافیای مشترکی برای آذریها و کردها وجود دارد، به این سبب افتخارات یکی را به دیگری نسبت ندهیم. چه معنی دارد نظامی گنجهای (کرد کرمانج)، نادرشاه افشار(کرد کرمانج)، شیخ شهابالدین سهروردی (کرد گروس) و یا زین العابدین مراغهای نویسنده نخستین رمان ایرانی (کرد سوران) را هم آذری بدانیم. به یاد داشته باشیم فرهنگ ملی حاصل اندیشه و عمل همه اقوام ایرانی است؛ همچون تکه های یک پازل و با نادیده گرفتن یکی از این تکه ها چهره نهایی فرهنگ مخدوش خواهد بود.
🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕
🔻روشنفكر ايرانی كسی است كه يكبار متن عهدنامه تركمنچای را نخوانده تا بفهمد در اين عهدنامه حرفي از بازگشت قفقاز به ايران بعد ١٠٠ سال نيست بلكه به تصريح قيد شده است كه اين مناطق الي الابد متعلق به روسيه گرديده است.
🔻روشنفكر ايرانی به قدری ضد تورک است كه از ميان مناطق جداشده در قفقاز از جمله آزربايجان گرجستان ارمنستان داغستان و حتي چچن فقط نسبت به آزربايجان ادعاي ارضي و بازگشت به ايران دارد و لفظ جمهوری باكو يا جمهوری جعلي استفاده میكند و نسبت به بقيه اصلا ادعايی ندارد و ماهيت ضد توركشان آنها را به اين بلاهت انداخته است.
🔻روشنفكر ايرانی يكبار منشور سازمان ملل متحد را نخوانده و نمي داند كه عليه خاك يك كشور مستقل نمیشود ادعای ارضی كرد و اصل تساوي حاكميت كشورها از اصول بنيادين است .
🔻روشنفكر ايرانی دركی از ماهيت جنگ دوم قره باغ ندارد و نميداند كه ارمنستان در قبال دالان لاچين مجبور به دادن دالان زنگه زور شده است و دو كشور ارمنستان و آذربايجان مي توانند هر توافقي نسبت به مرزهاي خود بكنند و كشور ثالثي مثل ايران حق دخالت ندارد .
روشنفكر ايراني نمي داند كه در خصوص دالان زنگه زور صرفا توافق كلي شده و محل اجراي دالان ترانزيتي اصلا معلوم نيست ولي اين جاهلان ضلع شمالي رود ارس را محل اجراي دالان اعلام مي نمايند و فرياد مي زنند كه ارتباط زميني ايران و ارمنستان قطع شده است .
روشنفكر ايراني تصور مي كند ارمنستان اصلا حكومت ندارد و هيچ كشوري از جمله آمريكا و روسيه و فرانسه با داشتن بزرگترين لابي ارمني مدافع اين كشور نيستند و اين متوهمان ايراني بايد سينه سپر كرده و از حق ارمنستان دفاع نمايند .
روشنفكر ايراني يكبار تاريخ نخوانده است تا بفهمد كشورهاي تجزيه شده از جمله عثماني ،شوروي ،يوگسلاوي ،هندوستان هيچ ادعايي به خاك سابق خود ندارند و اصلا نمي توانند داشته باشند و نمونه اي تاريخي از برگشت خاك تجزيه و مستقل شده به وطن اوليه وجود ندارد ولي همچنان ادعاي بازگشت آذربايجان جدا شده در ٢٠٠ سال پيش به خاك ايران دارند .
روشنفكر ايراني نميداند كه امكان تجزيه خيلي از كشورهاي چند قومي از جمله عراق و ايران و روسيه و چين و افغانستان و اسپانيا و بريتانيا طبق اصل حق تعيين سرنوشت مصرح در منشور سازمان ملل متحد وجود دارد و بوسني و كوزوو و سودان جنوبي با حق تعيين سرنوشت به استقلال رسيده اند و با توجه به احتمال تجزيه ايران نبايد با حساسيتهاي ٤٠ ميليون تورك ساكن ايران بازي كرد .
🔻روشنفكر ايرانی بيسواد و جاهل است و اسير جريان سازی ها قرار ميگيرد و ارتباطش با عقل و منطق و مطالعه قطع است .
ت
نهایت کاری که میتونن بکنن ترور ایرانیان ساکن عراق و کشورهای همسایه است