🔴در شاهنامه گرامی؛ در جنگ ایرانیان و تورانیان آمده است که ایرانیان در جنگ سختی که میان آنها درگرفت؛ تاج پادشاه می افتد؛ ایرانیان در جنگ پیروز میشوند اما تاج پادشاه را پیدا نمی کنند؛ سران سپاه ایران میگویند اگرچه در جنگ پیروز شدیم اما تاج پادشاه افتاده است و ممکن است به دست دشمن بیفتد؛ و هیچ چیز ننگین تر از این نیست که تاج پادشاه ما به دست دشمن بیافتد؛ با این ننگ چگونه زندگی کنیم؛ در میان سپاه ایران بهرام بلد میشود و میگوید با جانم دوباره حمله میکنم و تاج را می اورم. بهرام دلاور به قلب دشمن میزند و تاج را می اورد؛ تاج را تحویل می دهد و میگوید ننگ به پایان رسیده اما تازیانه اسبم که نامم برروی ان است در میدان نبرد افتاده است و ممکن است؛ دست دشمن بیفتد اینهم برای من ننگ است برمیگردم و آن را پیدا میکنم؛ سران سپاه التماس میکنند که هفت تازیانه ارزشمند به تو میدهیم از رفتن انصراف بده که بهرام دلاور نمی پذیرد؛ میرود و تاریانه اش را هم پیدا میکند و در میان کشتگان ایران چندین ساعت گریه می کند تا اینکه یک سرباز ایرانی را زنده پیدا میکند که از بهرام طلب آب میکند؛ در این بین اسب بهرام رم میکند و می گریزد و بهرام سرباز ایرانی را بر پشت خود می گذارد و به میان سپاه ایران پیاده برمی گردد.
🔹ماجراهای شاهنامه طولانی است و فرصت نقل نیست تنها خواستیم خدمت شما هموطنان عزیز عرض کنیم که تاج شاهنشاه آریامهر که از هزاران سال پیش نماد ایران و ملتش بوده است اکنون در دست کفتاران آخوند است؛ ما برای به دست اوردن آن تاج و عزت و شرف ایرانیمان داریم مبارزه میکنیم. آن ژن میهن پرستی از بهرام دلاور به ما ارث رسیده است.
@PN_KFP