در باب احمد
محمود خان خیامی، بنیانگدار ایران ناسیونال به همراه برادر بزرگش احمد، از دنیا رفت و از او بسیار گفتند، اما از احمد خان که ۲۰ سال پیش از برادر فوت کرده بود چندان حرفی نبود، دوستی نادیده بر اساس کتاب خاطرات احمد خیامی،
پیکان سرنوشت ما، از حادثه جالبی یاد می کند:
"وی به شاه در آن ملاقات آخر پیشنهاد داده بود تا حداقل ده هزارنفر از مجموع سیزده هزار نفر از کارگران ایران ناسیونال را مجهز به سلاح های سرد کرده و هنگامی که یکی از تظاهرات های مخالفان در حال برنامه ریزی برای اجرا بود به آن تظاهرات حمله کرده و بدون نیاز به دخالت ارتش و نیروه های امنیتی،شورش را در همان نطفه خفه کنند و جلوی گسترش آن ها را بگیرند ولی پادشاه در آن جلسه با پیشنهاد احمدخیامی مخالفت کرده و اعلام می کند که علاقه ای برای سرکوب تظاهرات ندارد و احمد خیامی هم پس از شنیدن این پاسخ شاه کلا از بهبود شرایط طبق گفته خود ناامید شده و در همان سال ۵۶ که به خارج از کشور سفر می کند دیگر به ایران بر نمی گردد تا اینکه انقلاب به وقوع می پیوندد و اموال وی مصادره می گردد". والله اعلم.
http://bit.ly/2TIEAcJکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
از آنجا که مطالب کانال را با علاقه دنبال میکنم به نظرم میرسید که شناخت خوبی از هم طرز فکر حضرتعالی به دست آورده باشم.
توصیه میکنم بر وسوسه های خودتان در تمایل به انگشت نما شدن از طریق زدن ساز مخالف در هر شرایطی غلبه کنید و ادبیات دقیقتری برای ارائه نکاتتان انتخاب کنید این وسوسه ها باعث میشود در جایی که میتوان یک حرف درست را به شکلی درست مطرح کرد، آنرا به شکلی مطرح کنید که در کشور چپ زده ما صرفا مقاومت زیادتری در مخاطب ایجاد شود.
در ضمن تلاش در جهت تقلید از سبک آقای محمد قائد شما را به جایی نمیرساند. به جای آن تلاش کنید سبک خودتان را پیدا و یا ایجاد کنید.
اما شاه فقید توهم زده و ترسو تشریف
داشتن
نه توان مقاومت داشت نه خیال اصلاح