ساسیمانکن، الکسیس تگزاس و کُپکردن «ارزشی»هاپس از آنکه #ساسی_مانکن بخشی کوتاه از ویدئو کلیپ «تهران - توکیو» را در اینستاگرام خود منتشر کرد، آتش به خرمن فضای مجازی فارسیزبان افتاد. توییتر فارسی و اینستاگرام فارسی محل گفتگوی فراوان پیرامون این کلیپ جدید شد. البته ساسیمانکن خوانندهای جنجالی است ولی این بار آنچه به جنجالهای پیرامونی او سطح متفاوتی بخشید، حضور یک پورناستار بسیار مشهور در کلیپ او بود؛ الکسیس تگزاس.
#الکسیس_تگزاس، یک پورناستار مشهور آمریکایی است که برای ایرانیها نیز شناختهشده است و به شهادت کامنتهای فراوان فارسی که در اینستاگرام او دیده میشوند، میتوان گفت ایرانیان بسیاری نیز او را در فضای مجازی دنبال میکنند.
همانطور که انتظار میرفت در این میان مخالفان بیشترین حمله را به اینترنت و آزادی شبکههای اجتماعی کردند. بیشترین واکنشها از سوی جریان وابسته به جمهوری اسلامی بود. آنان از اینکه یک پورناستار در ویدئو کلیپ ساسیمانکن رقصیده بود بسیار خشمگین بودند و آن را مصداق «ترویج هرزهنگاری» میدانستند. در زیر تلاش میشود به موضع سه نمونه از چهرههای نسبتا مشهور رسانهای جمهوری اسلامی پرداخته شود.
«وحید یامینپور» که از جمله چهرههای نسبتا جوان جمهوری اسلامی است و مدتی نیز در صداوسیمای جمهوری اسلامی، مجری و گرداننده برنامههایی چون «جهانآرا» بود، در توییتر خود خواستار آن شد که جمهوری اسلامی برای شرکتهای خارجی «جریمه» وضع کند!
یامینپور احتمالا به شرکت اینستاگرام که کلیپ ساسیمانکن در آنجا [پس از سه روز از انتشار و تا زمان نگارش این گزارش] بیش از ۱۴ میلیون بار دیده شده اشاره دارد و خواستار وضع جریمه از طرف جمهوری اسلامی برای اینستاگرام است: «...در این موضوع ما بیشتر نیاز به سیاستگذاری ناظر به کنترل و اعمال حاکمیت در فضای مجازی داریم. مثل کشورهایی که برای شرکتهای خارجی شروط و محدودیت و جریمههایی وضع میکنند.»
موضع وحید یامینپور از اینرو عجیب است که احتمالا نمیداند اینستاگرام اساسا یک شرکت خارجی است و جمهوری اسلامی اساسا در قامت اعمال تصمیمات قضایی و حقوقی بر اینستاگرام نیست. ضمن اینکه اینستاگرام اگرچه یک پلتفرم و شبکه اجتماعی است ولی خود تولید محتوا نمیکند بلکه شبکهای برای انتشار محتوای تولیدی مخاطبان است. نکته دیگر اینکه اگرچه در اینستاگرام قابلیت گزارش (ریپورت) درباره مسائلی چون تصاویر تروریستها (همچون قاسم سلیمانی) یا آزار جنسی وجود دارد، ویدئوکلیپ ساسیمانکن نه تروریستی است نه مصداق آزار جنسی.
ادامه:
bit.ly/3rkwLJV@tavaanatech
🛑مغالطه انگیزه و انگیخته
آرین رسولی
✍از مغالطات رایج گفتمانهای اهل اندیشه، به ویژه در جامعهٔ توهمِ توطئهزدهٔ ما و حتی دیگر جوامع، مغالطه خلط انگیزه و انگیخته است.
مراد از «انگیزه» در اینجا نیت و هدفی است که مدعی در پسِ ادعای خود دارد، و مراد از «انگیخته» همان نتیجه و میزان صحت یا خطای مدعای اوست. به عبارت دیگر فرض کنید یک نفر در دادگاه متهم به سرقت است و برای دفاع از خود، ادعا میکند هیچ سرقتی مرتکب نشده است. بدیهیست که انگیزهٔ این متهم آزادی و تبرئه شدن است، اما این بدان معنا نیست که ادعای او لزوماً دروغ بوده و برای آزادی خود ادعای دروغی را مطرح کرده است.
💠در هر بحثی، نیت مدعی با ادعایی که مطرح میکنند دو امر مجزاست و باید از هم تفکیک شود. در مثالی دیگر فرض کنید یک خبرنگاری مثلاً مخالف دولت فرانسه است و چندین بار علیه این دولت اعتراض کرده است. حالا همین خبرنگار مدعی شده دولت فرانسه یک عمل غیرقانونی مرتکب شده است. از این مقدمه که خبرنگار مذکور با دولت فرانسه مخالف است، نمیتوان نتیجه گرفت که پس بنابراین خبر او در مورد این دولت کذب است. بارها و بارها ما در مصاحبهها و سخنرانیها و حتی زندگی روزمره شاهدیم که افراد به جای پاسخ به ایراد یک ادعا، انگیزه و نیات مدعی را هدف میگیرند و از این نکته قصد دارند ادعای مورد نظر را نیز باطل کنند. این یک خطای منطقی و مغالطهٔ رایج است. البته ما میتوانیم علاوه بر اینکه یک ادعا را با ادلهٔ روشن رد میکنیم، سوءنیت افراد را (در صورت آشکار شدن) هم برملاء کنیم، اما هیچگاه از «انگیزه»ٔ آنها نمیتوانیم نتیجه بگیریم «انگیخته» آنها نیز باطل است.
🗯برای ایضاح بیشتر به این گفتگوی فرضی توجه کنید:
➕الف:من بر اساس مستنداتی مدعی هستم شخص «ب» دروغ گفته است.
➖ب: شخص «الف» سالهاست با من اختلاف شخصی دارد، پس ادعای او دروغ است.
☑️اگر در این فرض،«ب» تنها به این ادعا که شخص «الف» سالهاست با او اختلاف شخصی دارد اکتفا کند، مرتکب مغالطه انگیزه و انگیخته شده است. زیرا تنها به انگیزهٔ الف حمله کرده و نه به انگیختهٔ او که همان مستندات بود. اگر «ب» هم به مستندات ایراد میگرفت و هم به انگیزهٔ «الف» اشاره میکرد، در این صورت ادعای او مغالطه محسوب نمیشد.
🔷حال با توجه به این مثالها احتمالاً به سادگی دریافتهاید که این مغالطه تا چه حد در زندگی شخصی و جمعی ما رواج دارد. در جامعه ما گاهی با توسل همین مغالطه، سعی میشود آراء اندیشمندان، فلاسفه و حتی دانشمندان نیز رد شود. این یک خطای آشکار منطقی به حساب میآید که راه حل آن تمایز میان انگیزه و انگیخته در سنجش ادعاهای افراد است. اینکه نیت و انگیزهٔ افراد میتواند در کنشهای آنها موثر واقع شود،دلیل بر این نیست که داوری ما در باب ادعاها در انگیزهٔ افراد خلاصه شود. علاوه بر این حتی گاهی انگیزه افراد نیز به شکل کاذب و ناروا به آنها نسبت داده میشود که این مشکلی مضاعف را در بررسی یک مدعا پدید میآورد.اما حتی در صورتی که انگیزهٔ فردی را به درستی تشخیص دادیم، انگیختهٔ او را باید متمایز بدانیم و به طور مجزا مورد بررسی قرار دهیم.
اگر اینا نمیگفتن شاید بسیاری از مردم اصلا متوجه نمیشدن که اینی که رقصیده کیه و چکاره است