در مقاله ای که من و همکارم منتشر کردیم مشخص کردیم که در پنج سال گذشته، سردبیران مجلات ایرانی نمایه در ISI، به طور متوسط یک چهارم مقالات خود را در مجلات خودشان چاپ کرده اند. این میزان برای کل سالها حدود19% بوده است.
نمودار نشان می دهد که هر سردبیر، چند مقاله تا پایان 2019 داشته و از این تعداد چند درصد از مقالاتش در مجله ی خودش چاپ شده است.
https://jamanetwork.com/journals/jama/fullarticle/2623618
https://academy.pubs.asha.org/erc/editor-conflicts-of-interest/
https://publicationethics.org/taxonomy/term/731
https://publicationethics.org/files/NevilleGibbs-presentation%20%282%29.pdf
https://globaljournals.org/about-us/short-guide-to-new-editors
ممنون از کامنت شما
همانطور که گفتم بسیاری از سردبیران تمایل دارند مقالات برتر خود را در مجله خود چاپ کنند. این پژوهش زمانی اعتبار بیشتری خواهد داشت که با سایر مجلات از کشور ها و فیلدهای دگیر هم بررسی شود
ممنون از کامنت شما استاد عزیز. بله اگر اصل مقاله ما را مطالعه بفرمایید در آن اشاره کرده ایم که سردبیران تمایل دارند مقالات برتر خود رادرمجله خود به چاپ برسانند تا مجله ی خود را ارتقا دهند. به شما به خاطر مجله ی خوبیتان که امسال در نمایه آی اس آی هم قرار گرفته تبریک میگم. اگر بخواهید می توانیم یک انالیز کامل از مجله شما در تمام ابعاد تهیه کنیم
بسیار ممنون از کامنت شما
بله سوالات اساسی مطرح فرمودید که باید مورد پژوهش قرار بگیرد. لازم است در سطح جهانی پژوهش ما تکرار شود. همچنین به برخی از سوالات شما در متن اصلی مقاله خودمان پاسخ داده ایم
گزارش جالبی چاپ کردید تبریک میگم بهتون
از کامنت برخی چیزی که برداشت میشه شبیه به تیرگی است که بر تاروپود ذهن نشسته باشه و سعی دارن با طرح سوالات بعضا مغرضانه آرامشی گذرا بر تاروپود آشفته ذهنشون ایجاد کنند.خیلی جالبه، حتی در زمان فتح قله هم باید منتظر پرتاب سنگ از افراد کمین گرفته در قعر دره باشن. بیرون گودی ایستاده اید که حالا حالاها جرات ورود بهشو ندارید و فقط در نقش اپوزیسون همیشه شاکی به هر چیزی غیر از ساخته های ذهنیتون باور ندارید. سایت اسکور و ایمپکت فاکتور دو شاخص ارزشمند مقبول جهانی هستند که برای مجلات با کیفیت ایرانی مثل بایوایمپکت گواه عملکرد قوی سردبیران و ادیتورهای مجله است. اینکه شبهه در مورد صحت مقالات چاپ شده در مجلات مطرح بشه و چیزی شبیه به بازی شاکی و متهم" راه بندازیم خود مصداق بارز
"بی اخلاقی" در علم محسوب میشود.
و اما مجلات مطرح شده در نتایج جالب شما، من فکر میکنم "درصدی" از توجه سردبیران به مجله خودی کاملا طبیعی است بویژه اگر مجله در سالهای ابتدایی کار خودش باشه. اینجور مجلات بعضا نیاز دارند لابلای طیف گسترده ژورنال های با نام و نشون برای خودشون اسم و رسمی داشته باشند و این به هیچ وجه ارتباطی به "تعارض منافع" ندارد.
در پایان هر شخصی می تواند به راحتی با طرح سوالات حق و ناحق مطلبی را نقد کند، عملکرد و خروجی های افراد معیار قضاوت نهایی آنها خواهد بود و نه کنکاش در زیر و بم افراد برای یافتن نقطه ای
تاریک
در ضمن به مجلات خوب ایرانی که تونستن امسال خودشونو بالا بکشن تبریک میگم، امیدوارم در کنار نقد حداقل زبانی برای تبریک برای دستاوردها داشته باشیم و نه حب و بغض های بی انتها
یک همچین حسی داشتند ولی بایستی از شما عزیزان عذرخواهی کنند که به نکته ی ارزشمند شما پی نبرده اند
ازطرفی، هر دو نویسنده ی این مقاله در مجله هپاتمان ادیتور هستند، مجله ای که در همین نمودار شماره ششم است.
قصد ما از این مقاله بیان این نکته بود که: دقیقا مشابه سایر تعارضات منافع احتمالی که در انتهای مقالات ذکر می شود، این مورد نیز می تواند در نظر گرفته شده و داوری مقالاتی که حاوی اسم چیف ادیتور است، مانند سایر مقالات و بدون سوگیری انجام شود