This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قطعه مجموعه‎ای از خلاف اخلاق قانون عرف و شرع را باهم یکجا دارد که اگر عدلیه کشوری صادقانه مدعی حق عمومی مردم باشد باید روحانی اتوبوس را با عناوین اتهامی مخل تندرستی آحاد جامعه ، نظم عمومی، مضر به اعتقادات مردم و متجاوز به قانون رسمی کشور محاکمه و راهی زندان کند.
این نمونه کوچکی از چهل سال مدیریت یک کشور معتبر و ثروتمند بدست کسانی است که حتی در حاکمیت تحت امر خود ماجراجویی و اخلال می‌کنند !

#فرهیختگان، راهی به آگاهی است

1 comment

این که می‌گوید "بلا را امام - بجای شیعیان - بجان می‌خرد" همان آموزه گنوستیکیِ Redemption یا "بازخرید" است.

"بازخرید" می‌تواند در امور اینجهانی باشد، چنان‌که در مثال این آخوند بود، یا در مقوله کلان‌ "رستگاری" اُخروی باشد، مثل آن که مسیحیان باوردارند که به‌شرط تمسک به عیسی‌مسیح گناهان دنیوی آنان ذیل تصلیبی که مسیح دچارش شد ازپیش "بازخرید" شده و آنان رستگاران تضمینیِ اُخروی‌اند.

شیعه هم همین آموزه را اقتباس کرده‌است (یا از خودِ‌مسیحیت، یا به‌نظرمن بیشتر از سرچشمه همان هستی‌شناسی گنوستیکی که مسیحیت هم از آنجا الگوگرفته بود) که برهمان سیاق می‌گویند: "ولایت‌ُ علی حِصنی، فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی"[(باور به) ولایتِ علی دِژ من(خدا) است، هرکس در دِژ من درآید از سزادهی من (برای گناهانش) ایمن خواهد بود] (روایت از زبان خدا ساخته شده است).

آن پاسخ‌ها که این آخوند در برابر پرسش‌های احتمالی یادِ زائران می‌دهد همان "پاسخ‌هایی"اند که یک "پارادایم" (دراینجا اسطوره‌ای) برای صیانت از consistency معقول خود تدارک دیده‌است تا "شبهه"ها نتواند انسجام‌درونی اسطوره را بهم‌بریزد. این کارکردِ "علم‌کلام" است. سازه‌های اساطیری نیز مثل پارادایم‌های علم برای پذیرفته شدن و برقرارماندنِ اعتبارشان، باید که از ثبات "معقول" خود دفاع بکنند، والا پرت‌وپلا تلقی شده و رونق بازارشان می‌شکند.

تفاوت پارادایم علمی از سازه (پارادایمیِ) اساطیری، در آزمون‌پذیریِ ابطال‌پذیرشان است‌، که اولی ابطال‌پذیر است و دومی نیست.
شما هرگز نمی‌توانید آزمونی را درنظربیاورید تا با آن بتوانید برای یک مومن "ثابت بکنید" که امام علم‌غیب ندارد، یا که او معصوم نیست. هرکاری بکنید اولا مومن گریزی "کلامی" برای رهاسازی اسطوره‌اش از نقدِآن "thought experiment" خواهد یافت، و ثانیا هیچ آزمون عملی برای رد آن باورِ اسطوره‌ای هم متصور نیست. این درحالی است که پارادایم‌های علم هم به لحاظ نظری، "مثل همان آزمون‌فکر" بالقوه قابل ابطال‌اند و هم درعمل نیز می‌توان آزمون‌هایی را برای رد و ابطال آنها تدارک و اجرا نمود.
درواقع بسیاری از آزمون‌های علم بطورضمنی برای آزمودن درستی پارادایم اجرا می‌شود، اینها همان آزمون‌هایی‌اند که کیون می‌گوید پاسخ‌شان ازپیش معلوم است ولی یکی از دلایل اجرای آنها تائید پارادایم است؛ آنگاه که چنان "تاییدی" (برخلاف‌انتظار) صورت نگیرد یک "آنومالی" (anomaly) پیداشده است، که جامعه علمی رویش متمرکز می‌شود.