رانندگان اسنپ و تپسی و راه جهنم!

گفته اند قرارداد رانندگان تاکسی‌ اینترنتی، کارگری می‌شود، بر اساس حکم یک قاضی در کالیفرنیا، شرکت‌های اوبر و لیفت مجبور خواهند شد با رانندگانشان به عنوان کارگر قرارداد ببندند، نه به عنوان پیمانکار مستقل.

استدلال های حقوقی هم آورده اند که رانندگان این شرکت ها در معنای دقیق کلمه پیمانکار مستقل نیستند، در واقع کارمند به حساب می آیند و این معنایش حداقلی از دستمزد و مزایا برای رانندگان است. شرکت‌های اوبر و لیفت تلاش کرده‌اند با تغییراتی در نرم‌افزارشان و همچنین با خرج کردن بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای کارزارهای تبلیغاتی و روابط عمومی ماجرا را طوری پیش ببرند که تحت تاثیر قانون جدید قرار نگیرند. می شود حدس زد در ایران هم استدلال هایی مشابه برای رانندگان شرکت‌های اسنپ، تپسی و دیگر شرکت‌های مسافربری اینترنتی مطرح شود. بسیاری معتقدند این شرکت‌ها با برچسب "مستقل و آزاد"، خود را از تعهدات کارفرمای مسئول رها کرده‌اند. منتقدان بر این باورند که تنها در صورت وجود اتحادیه ای قدرتمند از رانندگان این شرکت ها است که می‌توان امید به برقراری نوعی تعادل در رابطه‌ یک طرفه‌ قدرتِ مبتنی بر انحصار محض را داشت.

ظاهرا همه چیز خوب است، ولی بگذارید سر بزرگ قضیه که زیر لحاف است را هم ببینیم و استمبادهایی داشته باشیم. معنای این تغییر قرارداد برای شرکت های مسافربری اینترنتی هزینه های بالاتر است، می شود حدس زد که در صورت اجرای این قانون و افزایش موثر هزینه هایشان، سعی کنند اندازه شبکه رانندگانشان را کنترل کنند و حتی آن را کاهش دهند. یک نتیجه محتمل اینست که کسانی از افراد جویای کار دیگر نمی توانند وارد این شغل شوند، زیرا هر راننده جدید معنایش یک تعهد جدی برای شرکت هاست که طبیعی است اینجا با سختگیری بیشتری عمل کنند.

همچنین یحتمل این شرکت ها شرایط همکاری و نوع پرداختی به رانندگان را تغییر دهند و برای مثال دریافتی آنها که دستکم برای بخشی از رانندگان بسیار بالاتر است به همان "حداقل حقوق قانونی" کاهش یابد. غریب نیست که تعدادی از رانندگان ("پیمانکاران سابق") قید همکاری با این شرکت ها را بزنند و دنبال شغل پردرامدتری بروند. از آن سو کیفیت خدمت رسانی و پوشش این شرکت ها کاهش خواهد یافت یا در صورت اصرار بر حفظ شرایط قبلی مجبور به افزایش هزینه ها خواهند شد که معنایش اینست که برخی از مشتریان امکان استفاده از یک سرویس ارزان را از دست خواهند داد و نوع دیگری از تردد را برخواهند گزید.

بیایید فرض کنید این شرکت ها به دلایلی مثلا رقابت شدید قادر نباشند از تعداد کارکنان ("پیمانکاران سابق") کم کنند و همچنین نتوانند قانون را دور بزنند مجبور به پرداخت هزینه های بالاتر باشند، مشکل حل می شود؟ تردید دارم! در این حالت هم این صنعت در مقایسه با دیگران غیرجذاب می شود و نه تنها دیگر مقصد بسیاری از سرمایه گذاری های جدید نخواهد بود، بلکه سرمایه ها از آن خارج خواهند شد (بخوانید این صنعت کوچک تر و نحیف تر می شود) و چه بسا کسانی حتی سرمایه گذاری در خودروهای بدون راننده را جذاب تر از قبل ببینند!

باری، برای اظهار نظر دقیق باید حساب و کتاب کرد و خیلی متغیر ها را در نظر اورد، ولی به نظر با انکه حرف از دفاع از ضعیف هاست، چه بسا کار بیش از همه به زیان همان ها تمام شود، راه جهنم همیشه با نیت های خیر فرش شده است، والله اعلم.

لینک خبر

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

6 comments

جناب خالقی بنده همواره از جنابعالی آموخته ام و نوشته های جنابعالی برایم بسیار مفید بوده. اما در این مورد سوالی دارم. آیا واقعا به هر نوع رگولاتوری دولت باید این قدر بد بین بود ؟ مثلا والمارت ۱۳۰ میلیون دلار سود خالص سالانه دارد ولی کارکنانش زیر خط فقر حقوق می گیرند. این مشکل چه جوری باید حل بشه؟
Mahdi Hosseini
جناب خالقی بنده همواره از جنابعالی آموخته ام و نوشته های جنابعالی برایم بسیار مفید بوده. اما در این مورد سوالی دارم. آیا واقعا به هر نوع رگولاتوری دولت باید این قدر بد بین بود ؟ مثلا والمارت ۱۳۰ میلیون دلار سود خالص سالانه دارد ولی کارکنانش زیر خط فقر حقوق می گیرند. این مشکل چه جوری باید حل بشه؟
عرض کنم تا جایی که می دانم والمارت و البته بسیاری شرکت های بزرگ نه تنها از رگیولیشن از جمله حداقل حقوق بدشان نمی آید، از آن استقبال هم می کنند، چرا که بقیه رقبا را از میدان به در می کند! در آخرین فقره دیدم پرداختی حداقل ۱۲ دلار ساعتی را در ۵۰۰ شعبه اش اجرا کرده است. اما این را هم بگذاریم کنار، این قانون ها را چرا باید اجرا کرد، وقتی به دلایلی که بالا عرض شد بسیار زود به ضد خود بدل می شوند؟
یه منبع معرفی میکنید که حدود مناسب مداخله در دولت رو تبیین کرده باشد؟ درحال حاضر حدود مداخله محل اصلی بحث است در آمریکا، ترجیحا منبع جمع جور لطفاً
A
یه منبع معرفی میکنید که حدود مناسب مداخله در دولت رو تبیین کرده باشد؟ درحال حاضر حدود مداخله محل اصلی بحث است در آمریکا، ترجیحا منبع جمع جور لطفاً
پرسش هایی چنین جدی جواب های دو خطی ندارند و گشوده به بحث اند، تریلوژی هایک یعنی قانون قانونگذاری آزادی جمع و جور نیست ولی الهام بخش است
Amir Hossein KhaleQi
عرض کنم تا جایی که می دانم والمارت و البته بسیاری شرکت های بزرگ نه تنها از رگیولیشن از جمله حداقل حقوق بدشان نمی آید، از آن استقبال هم می کنند، چرا که بقیه رقبا را از میدان به در می کند! در آخرین فقره دیدم پرداختی حداقل ۱۲ دلار ساعتی را در ۵۰۰ شعبه اش اجرا کرده است. اما این را هم بگذاریم کنار، این قانون ها را چرا باید اجرا کرد، وقتی به دلایلی که بالا عرض شد بسیار زود به ضد خود بدل می شوند؟
خب یعنی راه حل نداره کلا؟ معمولا در این مواقع به رشد اقتصادی و بزرگتر شدن کیک برا همه اشاره میکنن.درست، ولی خب وقتی کشوری بعد از بیش از ۲۰۰ سال رشد اقتصادی پایدار هنوز چند میلیون نفر از کارگرانش زیر خط فقر هستند دیگه صرفا استدلال بزرگتر شدن کیک قابل پذیرش نیست.

بنده متوجهم که افتادن از آن طرف بام میتونه سرنوشتی مثل یونان رقم بزنه. ولی از این طرف بام هم به نظرم نباید افتاد.
باید توجه کرد که فرآیند اخراج یک راننده یا مسائلی از این قبیل به سادگی انجام نشود. مثلا در اسنپ اگر راننده در یک روز به طور تصادفی یک مسافر را دو بار سفارش گیری کند اخراج میشود چرا که فرض بر تقلب و سفر هماهنگ شده میان مسافر و راننده است. فک کنم اینا کف حقوق مورد انتظار هر شهروند باشه. حل مسائلی از این قبیل قطعا اولویت داره نسبت به تعریف کردن کف حقوق و