دولت خزنده!
در این توصیف درخشان (
لینک ۱) شرح داده می شود که چطور در ایران با نوعی "دولت خزنده" و "مالکیت آبشاری چندلایه" در شرکت های خصوصی سازی شده روبه روییم، در ظاهر خصوصی سازی انجام می شود، ولی اقتدار نهایی و قدرت تصمیم گیری در دستان دولت باقی می ماند.
به دلایل کاملا قابل فهم اهالی سیاست در ایران برای سپردن منابع اقتصادی و دارایی های ثروت آفرین به "بخش خصوصی" اعتماد نمی کنند، شباهت های جالبی در این فقره با چین می توان سراغ گرفت. چاره کار برای شکستن آن مقاومت های سیاسی چیست؟
خلاصه عرض می کنم و توضیح را به وقتی دیگر وا می گذارم، راه حل توقف یا کند کردن خصوصی سازی نیست تا بتوان به اصطلاح راه مناسب یافت، از قضا گذاشتن پا بر روی گاز و افزودن بر شتاب و گستردگی خصوصی سازی است، به صراحت می گویم "فساد" مهم نیست، اصل بالا بردن حداکثری مقیاس و قلمرو خصوصی سازی در همه لایه ها و دولت زدایی از دارایی های مولد است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel
این قبیل خصوصی سازی ها که در واقع واگذاری شرکتها به نور چشمی ها نام برازنده تری برای آن است هیچگونه مولد سازی در دارایی ها ایجاد نخواهد کرد و صرفا ابزاری جهت تحکیم موقعیت الیگارشی حاکم به شمار میرود.
اگر تا پیش از این شرکتهای خصوصی واقعی در حوزه های محدودی میتوانستند با این قبیل شرکتها با منطق اقتصادی رقابت کنند از این پس حتی قادر به رقابت با این منطق با این قبیل شرکتها نخواهند بود چرا که هر جا لازم باشد با ابزار های فراقانونی شرکتهای خصوصی سر جای خود نشانده خواهند شد تا حد و مرز خود را بهتر بشناسند!
اگر در واگذاریهایی که تا کنون صورت گرفته شما اثری از بهبود اثربخشی این بنگاهها مشاهده کردید حداقل چند نمونه را اعلام کنید تا ذهن ما هم روشن شود.
به حق جناب غنی نژاد آزادسازی اقتصادی را مقدم بر خصوصی سازی دانسته اند و تا زمانیکه دولت دخالت حداکثری خود را در اقتصاد حفظ کرده باشد، دست به دست کردن شرکتها صرفا ابزاری جهت تحکیم موقعیت الیگارشها خواهد بود نه مولد سازی دارایی های در اختیار دولت.
تحویل داده بشه بعد از اجرای این پروژه دیگه حکومت وحاکمان عروسکهای خیمه شب بازی سرمایه داران وصاحبان ثروت هستند در این صورت خکومت هم دیگر مفهومی نداره ،دولت ک دیگه سرجای خود
بعد از گرفتن تمام بخشهای اقتصادی دیگر قبل از هر تصمیمی ک سران مملکت بخواهند بگیرند ابتدا باید با صاحبان ثروت مشورت کنند واگر اون تصمیم خلاف منافع صاحبان ثروت نبود اونوقت اجازه میدهند ک مثلا سران کشور در مورد ان تصمیم اقدامامی کنند
بعد از این اتفاق هر روز صبح ک از خواب بیداربشیم میشنویم ومیبینیم ک سران ومسولان کشور
هر روز ملت را سوپرایز میکنند
مثلا یک روز سخنرانی قرایی انجام میدهند واعلام میکنند با امریکا رابطه برقرار میکنیم(هر چند این چیز بدی نیست)
روز دیگر قانون اساسی را عوض میکنند و روز دیگر اعلام میکنند
اسلامی از کنار نام ایران برداشته شد وزین پس جمهوری ایران یا جمهوری دمکراتیک ایرانی
شایدم ایالات فدرال یا فدراسیون ایران داشته باشیم.
اما چیزی ک مهمتر از تمام این مسایل هست.نفس عمل هست ک تفاوتی برای مردم کوچه وخیابان یا مردم عادی ک غالبا۹۰درصدمردم کشور را تشکیل میدهند نمیکند وان انتقال قدرت از گروهی ب گروه دیگر هست.
تا قبل از انقلاب قدرت دست سلطنت وطرفداران ووابستگانش بودبعد از انقلاب ب دست گروه دینداران وعمامه داران رسید و حال امروز اقای دکتر معتقد است اگر بدست صاحبان ثروت بیفتد ان روز گلستان ایران خواهد بود،ذقیقا همان حرفها و وعده هایی ک هر گروهی برای بدست اوردن قدرت شعار میدهند
کدام حاکم عاقلی احازه میدهد ک این اتفاق در کشورش بیفتد
یکی از طرحهای عالی وبی نقص برای براندازی حکومتها همین مدلی هست ک اقای دکتر میفرمایند(سوتفاهم نشود منظورم جسارت ب شخص اقای دکتر نیست)
خلاصه اش اینکه دکتر جان اینکه دولت ها نباشند تا بازار و سرمایه دست پنهانش را از استین بیرون بیاورد و تمام مشکلات را حل کند هم فریبی بیش نیست
دست پنهان بازار همان قدرت مطلقه یا دولت خواهد شد ک بر اساس منافع خودش سیاست گذاری میکند و امروز میبینیم نمونه بارز ان را درصنعت خودروسازی کشور خودمون ک عملا دولت وحاکمیت قدرت هیچگونه اعمال نظری در جهت منافع مصرف کننده وعامه مردم ندارد چون صاحبان خودروسازی کشور بخش اعظم واصلی ان در دست سهامداران خصوصی هست ک اینجا تا قسمتهای قبل وبعد از تولید هم مثل قطعه سازی وخدمات پس از فروش پیش رفته اند و نتیجه اش رو ۸۰ملیون ایرانی دارد میبیند ویا
امریکا کشوری ک صاحبان شرکتهای اسلحه سازی و صنایع بزرگ پشت پرده دارن.سیاستمداران را اداره میکنند ومنافع شخصی اشون اکر در جنگ باشد رسانه های وابسته اشون جنگ را مقدس میکنند ویا بالعکس
چیزی ک مهم هست سود بیشتر سرمایه داران وصاحبان ثروت
ک شاید در هر کشوری در جهان کمتر از ۵درصد مردم اون کشور را شکل بدهند
منافع ۵درصد تامین شود
قانون اساسی سرمایه داری همین عست
منافع اقلیت ثروتمتد ارجحیت دارد بر منافع ۹۵درصد اکثریت کشور
دقیقا بخاطر همین معادله هم با کلماتی مثل منافع عمومی،مصالح عمومی،بهره برداری عمومی،عدالت،عدالت اجتماعی واقتصادی مخالفند
اگر امروز حاکمیت کشور موحودیت اسرایل را ب رسمیت نمیشناسد
فردا روز حکومت سرمایه داران موجودیت
واژه عدالت و منافع عموم را ب رسمیت نمیشناسند و شعار محو لغت عدالت وعموم را از تمام غرهنگ لغات هدف عالی خود مینامند.
تجربیات خصوصی سازی سایر کشورها به نظرمخیلی کارگشاست، دربهترن حالت فک نکنم چیزی بهتر از شوروی از تو خصوصی سازی ما بیرون بیاد. به نظرم کتاب جهانی یازی و مسائل آن نوشته جوزف استیگلیتز خیلی آموزنده باشه. ت
مقررات زدایی و حذف مجوزهای بیهوده یا
بهبود فضای کسب کار طبق استاندار جهانی و قانون ضد انحصار نداریم
قوه قضائیه مستقل بحث دیگری است فقط فساد چرا مهم نیست؟
بنظر میاد مشکلات ایران با خصوصی سازی هم حل نمیشه
مثل کشور دوست و همسایه روسیه