خط ویژه "پولی"!
جناب دکتر سرزعیم پیشنهاد کرده اند مجوز تردد در خطوط ویژه اتوبوسرانی به آنها که پولش را دارند فروخته شود و عواید حاصل از آن به بهزیستی و کمیته امداد تعلق گیرد و برای بهبود وضعیت فقرا هزینه شود. پیشنهاد بر این استدلال استوار است که اگر مسیر خط ویژه را یک منبع اقتصادی تصور کنیم، از آنجا که در بیشتر اوقات برخلاف مسیر های عادی که عمدتا زیر بار ترافیک قرار دارند از این خطوط کمتر استفاده نمی شود، می شود با دریافت مبلغی از آن استفاده بهتر کرد و کارایی منابع را بالا برد.
راهکار موجهی به نظر می رسد، کسانی با قضیه مخالفند و می گویند این همان خط کشی میان فقیر و غنی و "بازاری شدن" و "پولی کردن" هرچه بیشتر جامعه است که تبعات اجتماعی و سیاسی نامطلوب دارد. حس نابرابری را در جامعه افزایش می دهد و در نهایت همه ضرر می کنند. نگارنده این سطور که به هیچ وجه توی کتش نمی رود که خدمت یا کالای رایگان وجود داشته باشد، معتقد است ما چه بخواهیم و چه نخواهیم جامعه "پولی" است و اگر کالا یا خدمتی را استفاده می کنیم، حتی اگر خودمان آن را پرداخت نکنیم، کسی دیگر در جایی دیگر باید آن را پرداخت کند. برای خدماتی مانند خیابان و معبر و تونل هم قضیه متفاوت نیست، ساخت و نگهداری و بازسازی آن خرج دارد و باید کسانی آن را پرداخت کنند.
در حال حاضر که ورود به خط ویژه ممنوع است و عرض معابر اصلی باریک تر از طرح اصلی است، هر روز شهروندان خودروسوار با ترافیک بیشتر و هدر شدن وقتشان هزینه ای را پرداخت می کنند، در واقع خط ویژه ای ها زودتر می رسند و البته این به زیان بقیه است. پس اکنون هم فارغ از اینکه چقدر این کار را "درست" بدانیم، "نابرابری" برقرار است. اما اجازه دهید به عنوان یک غیرحقوقدان از منظر حق مالکیت به موضوع نگاه کنیم.
همین آغاز بگذارید یک فرض معقول ولی سخت داشته باشیم و ادعا کنیم معابر عمومی کنونی "متعلق" به همه شهروندان (ایران یا فلان شهر خاص) است. عجالتا از پیچیدگی ها این فرض، چگونگی اعمال آن و آن بحث تراژدی اشتراک بگذریم، معابر دارایی های به شمار می آیند که 80 میلیون نفر صاحب دارند (چیزی مثل مالکیت شرکت و سهامداری). در چنین حالتی نفس ایجاد خطوط ویژه بدون رضایت مالکان و البته تبعات حاصل از آن را باید نقض حق مالکیت آنها دانست.
اما این ایراد اولیه را هم حل شده می گیریم و فرض می کنیم همه از ایجاد خطوط ویژه رضایت دارند، حالا با این پیشنهاد حضور متمولان و مایه دارها (مثلا همان پورشه سوارهای معروف) در خطوط ویژه چه کنیم؟ به نظر می رسد اگر عایدی حاصل از استفاده آنها از خطوط ویژه به همه مالکان (80 میلیون ایرانی یا 8 میلیون تهرانی برای مثال) برسد، مشکلی پیش نمی آید، در این وضعیت همه اعم از آنها که خودرو دارند یا ندارند با سهم یکسان صاحب یک دارایی اند، کسی می خواهد از دارایی آنها (و در واقع خودش) استفاده کند، هزینه اش را (برای مثال 10 میلیون ماهانه) پرداخت می کند و این به نسبت مساوی به جیب مالکان می رود یا از مالیات آنها کاسته می شود. غریب نیست در چنین حالتی خیلی ها علاقه داشته باشند تعداد متقاضیان تردد در خط ویژه حتی بیشتر هم بشود!
اما نکته اساسی این است که باید ترتیبی داد این پول مستقیم به دست مالکان و نه "دولت" و "شهرداری" برسد، آن فرض گرفتن از اغنیا و دادن به فقرا هم دیگر موضوعیتی ندارد (همه حتی پورشه سواران مالک اند و یکسان سهم می برند، این هزینه اجرا را هم کمتر می کند). پس اگر نخواهیم از شر خطوط ویژه راحت شویم، با شروطی این پیشنهاد "پولی شدن" تردد از قضا بد هم نیست، والله اعلم.
پ.ن: این تنها یک گمانه زنی نظری صرف بود که موجه به نظر می رسد و البته جزئیات اجرایی بسیاری برای قضیه "پولی کردن" وجود خواهد داشت.
http://bit.ly/2ZG0IcCکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
کاش در آخر می نوشتید که بنیاد مستضعفان ! وکمیته امداد و ماده ۱۰۰ و چند صد هزار موسسه خیریه آنقدر پول دارن که میتونن تمام پورشه سوارها رو هم تحت پوشش قرار بدن ولی باز هم اوضاع این طوره. دیگه استاد سرزعیم فقط مونده بود رابین هود بشن که بحمدلله شدند.
برای مردم هزینه خواهند کرد؟
دولت یا شهرداری بودجه زیادی دارند، اما این بودجه اسیر بی کفایتی و رانت و فساد دولتمردان شده است.
مثال آن طرح فروش خدمت سربازی و هزینه درآمد آن برای سر سربازان بی بضاعت بود اما در واقع دآمد فروش سربازی به جیب چاه ویل مانند دولت ریخته شد،
لطفا بیایید فلسفه خط ویژه را مرورکنیم
خطوط ویژه برای گسترش حمل و نقل عمومی، کاهش ترافیک، کاهش آلودگی، امکان امداد و نجات در اسرع وقت ایجاد شده است.
لذا طبق تعریف فقط افرادی مجاز به استفاده از آنند که در این تعریف گنجانده شده باشند.
بنابراین مطلقا هراستفاده دیگیری خارج از این تعاریف محکوم است.
خودوری پلیس،آتش نشان یا آمبولانسی که در ماموریت نیست، خودروهای سیاسی و شخصیتی و.. مطلقا اجازه استفاده ازآن را ندارند.
ایراد کار کجاست؟آنجا که ناظر خود سوء استفاده گر می شود، فکر کنید اگر پطروس بجای بستن راه آب با انگشت به تماشا می نشست. نتیجه آن می شد که برسرخط ویژه آمده.
آنچه نگارنده طلب می کند، نه راه درمان که راه استفاده (سوء استفاده و توجیه) کاهلی و سستی ناظران این خطوط بویژه ماموران راهور است.
کنترل و جریمه بازدارنده "مجریان طرح مصادره اموال و تسهیلات مردم"، کار سختی است؟یا جربزه ای میخواهد که نیست؟
از طرفی مفهوم حرف شما این است که تنها مزیت استفاده از این خطوط که افراد بی بضاعت و کم درآمد به نحوی مجبور به استفاده از آنند یا معدود افرادی که اهمیت استفاده از حمل و نقل عمومی را درک کرده و از آن استفاده می کنند، را بفروشند؟ گستره عدالت اجتماعی در کشور اسلامی که داعیه عدالت خواهی دارد تا این حد بدوی است؟
آیا اندیشیده اید که عملا فروش زمان را پیشنهاد می کنید؟آنهم از جیب مردم؟
این عقیده از عقاید تاناکورایی هم گذشته، بوی جنگل و غار می دهد.😏😏
فرموده اید خط ویژه "پولی"!!؟؟؟
آنچه که همه چیز را دارد پولی می کند همین افکار و توجیحات ترشیده است که از بطن حکومت و دولت تراوش می کند، جامعه پولی شده است چون به این سمت هدایت می شود...
👈والله اعلم👉
فلسفه ايجاد اين خطوط كه در تعدادي از كشورهاي ديگر هم راه اندازي شده اند، همانطور كه يكي از خوانندگان در بالا ذكر كردند، در وهله اول ايجاد امتياز سريع تر رسيدن توده اي از مردم هست كه از حمل و نقل عمومي كه آلودگي كمتر و هزينه كمتري رو به جامعه وارد ميكنه، مي باشد.
لذا اگر ظرفيت اين خطوط به مانند خطوط ديگر
كامل استفاده نميشه، ناشي از عدم وجود تعداد مناسب ناوگان حمل و نقل عمومي و كيفيت پايين اونها هست كه باعث كمتر بودن استقبال از اين خطوط نسبت به ظرفيتي كه دارند هست
پس بهتره با يافتن راهكارهايي، به دنبال به حداكثر رسوندن ظرفيت اين خطوط و حتي بيشتر كردن تعداد اونها باشيم
همونطور كه در اكثر شهرهاي دنيا به دنبال توسعه و به حداكثر رسوندن ظرفيت حمل و نقل عمومي هستند