سایت معاونت تهذیب حوزه علمیه، بااشاره به برخی احادیث و روایات پیرامون نهی‌ زنان به سوارشدن بر زین اسب، مسئله دوچرخه‌سواری هم شامل این قضیه دانست. به گفته این سایت، دوچرخه‌ نیز موجب تحریک هیجان جنسی زنان می‌شود. هیجانی که به گفته معاونت تهذیب حوزه علمیه خیلی آسیب‌زا و ویرانگر است.
.
نویسنده در یادداشت خود تاکید کرده است که: «زین حیوانات بزرگ­‌تروپهن‌­تر است و زین دوچرخه کوچک‌­تر و باریک‌­تر و میزان تحریک‌کنندگی در آن بیشتر». بنابراین آلت‌ تناسلی زن بیشترتحریک‌ می‌شود و زنان به فسادوگناه کشیده می‌شوند!
.
معاونت تهذیب حوزه علمیه در بخش دیگری از نوشته، تحریک شهوت مردان نیز از جمله نتیجه نشستن زنان بر دوچرخه است: «علاوه بر پیامدهای فردی دوچرخه سواری دختران، نباید از پیامدهای آن در عرصه اجتماع و امنیت اخلاقی و عفت عمومی جامعه هم غافل ماند. این رفتار بخصوص از سوی دختران نوجوان و جوان در پارک­ها­ و کوچه و خیابان­ها (با توجه به حالت نشستن بر روی دوچرخه و نوع پوشش­)، نوعا موجب تحریک شهوت نوجوانان و جوانانی می­شود که در آستانه یا بیداری جنسی و تحریک­پذیری قرار دارند. نتیجه آن هم کلامی و سوء استفاده­‌های مختلف جسمی دیده می­شود که متوجه دختران به ویژه دختربچه­‌ها است، جدای از این که همین جوانان، عقده­‌های ناکامی خود را در خلوت خود و با فیلم­های مبتذل، خودارضایی و... خالی می­کنند».
.
شاید بهترین قاضی خود زنان باشند. واقعا هستند زنانی که روی دوچرخه نشسته‌‌ باشند، و مبتلا به هیجان جنسی شده باشند؟! نکته این است که در دنیا مسابقات دوچرخه سوارری زنان انجام می‌شود. چگونه است که این زنان ورزشکار روی دوچرخه تحریک جنسی نمی‌شوند؟

لینک مطلب سایت معاونت تهذیب حوزه علمیه

@Tavaana_TavaanaTech

5 comments

خودشون جقی هستند، فکر میکنند همه عالم هم جقی هستند
Master Trainer
جمهوری اسلامی و اسلام ننگ تاریخی ایران و بشریت است... آخوند انگل هر جامعه ای است.. این !بیانگر اندیشیدن آنها را نشان می دهد.

✅ﺑﻪ ﺳﻪ دﻟﯿﻞ دﯾﻦ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﺪ ﭘﺎﯾﻪ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﺎﺷﺪ.
🔻
🔻
🔻

1️⃣اول اﯾﻨﮑﻪ ﻧﻘﺶدﯾﻦ اﯾﺠﺎد دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﻫﯿﭻ دﯾﻨﯽ وﺟﻮد ﻧﺪارد ﮐﻪ رﺳﺎﻟﺖﺧﻮد را اﯾﺠﺎد دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﺑﺴﻂ آن اﻋﻼم ﮐﺮده ﺑﺎﺷﺪ. آﯾﺎ ﮐﺴﯽ دﯾﻨﯽ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮش وﻋﺪه دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺮواﻧﺶ داده ﺑﺎﺷﺪ؟ اﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻨﺎ ﺑﺮ اﯾﻦاﺻﻮﻻ ﺑﺤﺚ دﯾﻦ و دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺸﺨﺺﺗﺮ اﺳﻼم و دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﺘﺎب و ﻣﻘﺎﻟﻪ راﺟﻊ ﺑﻪ آن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد اﺻﻮﻻ ﻣﻮﺿﻮﻋﯿﺖ ﻧﺪارد. ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺤﺜﯽاﺳﺖ ﺑﺪون ﻣﻌﻨﯽ و ﻋﺎری از موضوع

ﺑﺤﺚ ﺟﻨﺒﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺑﺤﺚ، ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻀﺎد ﯾﺎ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ اﺳﻼم ﺑﺎ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺑﺤﺚ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽرﺳﺪ ﭼﻮن ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺤﺚ ﻣﻮﮐﻮل ﺑﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺧﻮد اﺳﻼم اﺳﺖ. اﮔﺮ اﺳﻼم را ﻗﺮآن و ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ و ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺪﯾﻨﻪ و ﺗﺎرﯾﺦ اﺳﻼم ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ،از دل ﻫﯿﭻ ﮐﺪام از اﯾﻨﻬﺎ، ﻧﻪ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﯿﺮون ﻣﯽآﯾﺪ و ﻧﻪ ﺗﻄﺎﺑﻖ اﺳﻼم ﺑﺎ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ. [ﺑﺮﺧﯽ از ﻫﻮاداران دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ دﯾﻨﯽ] اﺻﻞ ﺷﻮرا را ﭘﯿﺶ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ. ﻧﻪ ﺷﻮرای زﻣﺎن ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﺮﮐﺐ از ﻋﺸﺮه ﻣﺒﺸﺮه، ﻧﻪ ﺳﻘﯿﻔﻪ ﺑﻨﯽ ﺳﺎﻋﺪه و ﻧﻪ ﺷﻮراﻫﺎیﺑﻌﺪ، ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ رﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﭘﺎرﻟﻤﺎﻧﺘﺎرﯾﺴﻢ دﻣﮑﺮاﺗﯿﮏ ﻧﺪارد. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﺳﺎده ﮐﻪ ﭘﺎرﻟﻤﺎﻧﺘﺎرﯾﺴﻢ دﻣﮑﺮاﺗﯿﮏ، ﺗﻘﻨﯿﻨﯽ اﺳﺖ وﺷﻮرای ﻣﺤﻤﺪی، در ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ وﺟﻪ، ﻣﺸﻮرﺗﯽ اﺳﺖ.

2️⃣دوم اﯾﻨﮑﻪ،
دﯾﻦ اﺳﺎﺳﺶ ﺑﺮ اﻋﺘﻘﺎد ﻧﻬﺎده ﺷﺪه و دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﺮ ﻗﺮارداد. راﺑﻄﻪ دﯾﻦ راﺑﻄﻪ ﻋﻤﻮدی اﺳﺖ، راﺑﻄﻪ ﻓﺮد اﺳﺖ ﺑﺎﻣﻮﺟﻮدی ﻓﺮا-اﻧﺴﺎﻧﯽ، در ﺣﺎﻟﯽﮐﻪ راﺑﻄﻪ دﻣﮑﺮاﺗﯿﮏ، راﺑﻄﻪای اﺳﺖ اﻓﻘﯽ، ﯾﻌﻨﯽ راﺑﻄﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ اﻧﺴﺎن. ﯾﺎ ﺑﻪ ﻋﺒﺎرتدﻗﯿﻖﺗﺮ، راﺑﻄﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪ ﺑﺎ ﺷﻬﺮوﻧﺪ. اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت ﻣﺎﻫﻮی ﺑﯿﻦ رواﺑﻂ، از ﺣﻮزه ادﯾﺎن ﻫﻢ ﺑﺎﻻﺗﺮ رﻓﺘﻪ و اﺧﺘﻼف اﺳﺎﺳﯽ ﺑﯿﻦاﻓﻼﻃﻮن و ارﺳﻄﻮ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ.

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ و ﺳﺎدهﺗﺮﯾﻦ ﺟﻠﻮه اﯾﻦ اﺧﺘﻼف در ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﻌﺮوف راﻓﺎﺋﻞ از ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺘﻪاﺳﺖ. آنﺟﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ اﻓﻼﻃﻮن ﮐﺘﺎﺑﯽرا ﺑﻪ ﻃﻮر ﻋﻤﻮدی در دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ و دﺳﺖ دﯾﮕﺮ را ﺑﺎﻻ ﺑﺮده و ﺑﺎ اﻧﮕﺸﺖ ﭼﯿﺰی را در آﺳﻤﺎن ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ. اﯾﻦ ﭼﯿﺰ،ﻫﻤﺎن ﻣﺜﻞ ﻣﻌﺮوف اﻓﻼﻃﻮﻧﯽ اﺳﺖ. ﯾﻌﻨﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮی ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮد را ﺑﺎ اﺻﻮﻟﯽ ﮐﻪ در ﺟﺎﯾﯽﮐﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ از اوﺳﺖ ﺗﻄﺒﯿﻖ دﻫﺪ.


3️⃣ﺳّﻮم آﻧﮑﻪ، واﺣﺪ دﯾﻦ، ﻣﺆﻣﻦ اﺳﺖ و واﺣﺪ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺷﻬﺮوﻧﺪ. دﯾﻦ ﺷﻬﺮوﻧﺪ ﻧﻤﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ. ﻣﺆﻣﻨﺎن اّﻣﺖ دﯾﻨﻨﺪ. اﯾﻨﺎن ازﺣﻘﻮﻗﯽ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ ﮐﻪ دﯾﮕﺮان از آن ﻣﺤﺮوﻣﻨﺪ. در دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﻫﻤﻪ از ﺣﻘﻮق ﯾﮑﺴﺎن ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ، ﺧﻮاه ﻣﺆﻣﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﯾﺎﮐﺎﻓﺮ ﯾﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ دﯾﮕﺮ. اﯾﻦ اﺻﻞ اﺳﺖ و ﺣﺎل آﻧﮑﻪ اﺻﻞ در دﯾﻦ، ﺗﺒﻌﯿﺾ اﺳﺖ.
Master Trainer
راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیرالدین
در بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود.
روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت: می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند؟

من بدو گفتم:
بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم.
خواجه نصیرالدین فرمود:
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند، آن فرمان "امّا" و"اگر" دارد.
در اسلام تو را می گویند:
دروغ نگو، امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست.
غیبت مکن، امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست.
قتل مکن، امّا قتل نامسلمان را باکی نیست.
تجاوز مکن، امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست.

و این "امّا" ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند.
این است راز نابخردی مسلمانان. «اخلاق ناصری»
شمس الدین محمد جوینی
Mehran Mousavi
ازقدرت مغز مريض غافليد!!!
#نه به حکومت آخوندی