We have come across these issues many times that ISIL is not Islam or ISIL is American Islam and ..... I want to criticize this kind of content. There is no sect in the world that does not follow a certain ideology. It is a school of thought that includes different sects. The main issue here is the general inference of which is right and which is wrong, what is the true path of Islam? Suppose several critics are watching a film, one person criticizes it from a Marxist point of view, another person from a liberal point of view, these two people have different perceptions of the film and start literary criticism. Now consider Islam. Suppose ISIL was founded by the United States. Who and by what criteria recognizes that the US perception of Islam is wrong and that ISIL has nothing to do with Islam? In fact, there is no specific criterion, but this is also a reading, like the jurisprudential and traditional reading of Islam. Can it be said that Islam is not the cause of the emergence of these two readings which have created different differences? Such a claim is really exaggerated. The reason for both views of Islam is that if Islam did not exist, these two readings would not have occurred. Among the critics that ISIL has nothing to do with Islam are mystical Islamists who have confused Islam with Saadi Park. To violate this view, it is enough to quote apostasy and stoning and authorize murder with 162 verses of the Qur'an. Naturally, the reason why this recitation is wrong is that it is not in accordance with the principle of Islam. It is either violated or obsolete. If the God of Islam says to kill those who do not believe in God and the Last Day, it rejects any compromise and draws us to ISIS, which has associated the Yazidis with dust, blood and aggression. Therefore, the cause of all these centuries and views is Islam, one of the main problems of Islam and this divine religion is also considered, considering that this religion has been a kind of change since its inception, such as abrogated and obsolete verses. Iran has never been able to be useful for human well-being. But who says ISIS is not Islam? Islam is the only religion that can be used to accuse any personal opponent of blasphemy and blasphemy and surrender his life to the ground. No mercy could be found in the opposite person in this person. All these rulings originate from the heart of Islam, and all my evidences, including ISIS, Jaish, mysticism, and jurisprudence. ISIL was a reading of Islam, and nowhere in Islam have the takfir been excommunicated.
: One_minute_study of blasphemy and blasphemy! Blasphemy is a word that the majority whispers in the ears of a few. Blasphemy is an old mistake that speaks to the discovery of a new reality. Blasphemy is what a withered leaf says to this year's bud a year ago. Insulting the sacred is a bulwark of religious bigotry. Insulting the sacred is a heartless shield. What is blasphemy? I will give you a definition and an idea to think about. What is blasphemy or blasphemy? Living with an unpaid worker is an insult to the sacred. To enslave one's fellow man, to chain his body, is to insult the sacred. To enslave the human mind, to lock the brain, to sew the lips, is to blaspheme and insult the sacred. Denying what you think is right, acknowledging the truth of what you believe is false, is blasphemy. Violation of one's conscience is an insult to the sacred. A jury that rules completely unjustly and a judge who renders an unjust verdict, a man who kneels before public opinion against his honest views, is blasphemy and an insult to the sacred. Why should we be afraid of other human beings? Why shouldn't every human being have the right to express his thoughts and ideas about the world? Whoever adds to the total happiness of human beings is worship. One adds to the total misery of human beings is a blasphemer. گر Robert Green Ingersoll
کسانی که ملاهای حنفی را ملامت میکنند، اگر از روی صداقت باشد، اسلام را نفهمیدهاند. بهتر است برای یکبار هم که شده به متونِ دینی و تاریخی و داستان ازدواج محمد ۵۴ ساله با عایشه ۷ ساله مراجعه کنند. توجیه برخی از موارد آسان است ولی مواردی چون موضوع ازدواج محمد با عایشه فقها را با یک بنبست روبهرو کرده است. یا ازدواج با کودک را حرام اعلام کنند و بپذیرند که محمد مرتکب امر حرام شده است یا به خاطر محمد ازدواج با کودک را امر شرعی بدانند. ناگزیر راه دوم را انتخاب کردهاند. بر اساس همین خطای محمد فقهای اسلامی تلاش کردهاند ازدواج و بهرهگیری جنسی از کودکان و دختران خردسال را توجیه کنند.
بر اساس روایتهای تاریخی، عایشه کودک بود. در دو سال اول توانایی جنسی را نداشت. محمد او را در آغوش میگرفت، اندام آن طفل معصوم را دست میزد و خودش را بر او میمالید. چون بر اساسِ اصولِ فقه "فعل نبی"، در صورتی که دليل متقنی بر اختصاصی بودن آن نداشته باشیم، اگر دال بر وجوب و استحباب نباشد، حداقل بر جواز دلالت دارد، بحث ازدواج با دختران خردسال و حتی "طفل شیرخوار" به یکی از بحثهای مهم اسلامی تبدیل شد.
موضوع بحث، جواز ادواج با کودک خرسال نیست، موضوع بحث این است که استمتاع جنسی از کودک "شیرخوار/ رضیعه" جایز است یا نه؟ درباره "عده" و "استبراء" کودک شیرخوار بحثهای زیادی شده است. اصطلاح "تفخیذ" در فقه شیعی ریشه در ازدواج محمد و عایشه دارد. معنای فقهی تفخیذ، مالیدنِ آلتِ تناسلی بر رانها و بازی جنسی به قسمی است که بیش از ختنهگاهِ مرد وارد قُبل یا دُبر طرف نشود. بحث تفخیذ در مرور زمان توسعه یافت و مصادیق متعدد پیدا کرد ولی در فقه شیعی یکی از کاربردهای آن جواز شرعی بازی جنسی با تن کودک است.
آیتالله خمینی در کتاب "تحریرالوسیله" میگوید: "کسی که زوجهای کمتر از نه سال دارد وطی او برای وی جایز نیست... اما سایر کامگیریها از قبیل لمس به شهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد" (تحریرالوسیله، بابِ نکاح، صفحه ۴۳۰، مسئله ۱۲).
از شما مسلمین میخواهیم در این فتوای خمینی اندکی تأمل نمائيد. اگر کودک شیرخوار دارید بازی جنسی یک مرد با او را در ذهن خود مجسم کنید تا دریابید که منادی اسلام چه میگوید. تصور کنید مردی پیری در لای پای دختر هفتسالهتان نشسته است. یا آلتِ تناسلیاش را به کودک شیرخوارتان میمالد! آیا کار زشتتر از این قابل تصور است؟ از هر منظر بنگریم، تصور بازی جنسی با طفلمعصوم و شیرخوار نفرتانگیز است ولی نفرتانگیزتر از آن پندار و رفتار کسانی است که چنین چیزهایی را امر مقدس میپندارند!
کاری زشتتر و قبیحتر از آن نیست که کسی درباره کودکِ شیرخوار خیالپردازی جنسی کند، چه رسد به آنکه عملاً چنین کاری را مرتکب شود! انحرافِ جنسی و جنون شهوت تا چه حد باشد که کسی عملاً یا در عالم خیال با دختر خردسال و یا "طفل شیرخوار" شهوتش را فرو نشاند!
بدتر اینکه هرگاه درباره شهوترانان دینی و فقهی حرف بزنیم، این ما هستیم که ملامت میشویم نه آنهایی که مردم را به تفخیذ و مالیدنِ آلتِ تناسلی به کودک شیرخوار دعوت میکنند! وقتی این همه بیاعتنایی به اسناد و احادیث و تجربه را میبينم، آشکار در میيابم که برخی در عوض وارسی و کندوکاو حقیقت در پیِ نفهمی و لجاجتاند!
کسانی که ملاهای حنفی را ملامت میکنند، اگر از روی صداقت باشد، اسلام را نفهمیدهاند. بهتر است برای یکبار هم که شده به متونِ دینی و تاریخی و داستان ازدواج محمد ۵۴ ساله با عایشه ۷ ساله مراجعه کنند. توجیه برخی از موارد آسان است ولی مواردی چون موضوع ازدواج محمد با عایشه فقها را با یک بنبست روبهرو کرده است. یا ازدواج با کودک را حرام اعلام کنند و بپذیرند که محمد مرتکب امر حرام شده است یا به خاطر محمد ازدواج با کودک را امر شرعی بدانند. ناگزیر راه دوم را انتخاب کردهاند. بر اساس همین خطای محمد فقهای اسلامی تلاش کردهاند ازدواج و بهرهگیری جنسی از کودکان و دختران خردسال را توجیه کنند.
بر اساس روایتهای تاریخی، عایشه کودک بود. در دو سال اول توانایی جنسی را نداشت. محمد او را در آغوش میگرفت، اندام آن طفل معصوم را دست میزد و خودش را بر او میمالید. چون بر اساسِ اصولِ فقه "فعل نبی"، در صورتی که دليل متقنی بر اختصاصی بودن آن نداشته باشیم، اگر دال بر وجوب و استحباب نباشد، حداقل بر جواز دلالت دارد، بحث ازدواج با دختران خردسال و حتی "طفل شیرخوار" به یکی از بحثهای مهم اسلامی تبدیل شد.
موضوع بحث، جواز ادواج با کودک خرسال نیست، موضوع بحث این است که استمتاع جنسی از کودک "شیرخوار/ رضیعه" جایز است یا نه؟ درباره "عده" و "استبراء" کودک شیرخوار بحثهای زیادی شده است. اصطلاح "تفخیذ" در فقه شیعی ریشه در ازدواج محمد و عایشه دارد. معنای فقهی تفخیذ، مالیدنِ آلتِ تناسلی بر رانها و بازی جنسی به قسمی است که بیش از ختنهگاهِ مرد وارد قُبل یا دُبر طرف نشود. بحث تفخیذ در مرور زمان توسعه یافت و مصادیق متعدد پیدا کرد ولی در فقه شیعی یکی از کاربردهای آن جواز شرعی بازی جنسی با تن کودک است.
آیتالله خمینی در کتاب "تحریرالوسیله" میگوید: "کسی که زوجهای کمتر از نه سال دارد وطی او برای وی جایز نیست... اما سایر کامگیریها از قبیل لمس به شهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد" (تحریرالوسیله، بابِ نکاح، صفحه ۴۳۰، مسئله ۱۲).
از شما مسلمین میخواهیم در این فتوای خمینی اندکی تأمل نمائيد. اگر کودک شیرخوار دارید بازی جنسی یک مرد با او را در ذهن خود مجسم کنید تا دریابید که منادی اسلام چه میگوید. تصور کنید مردی پیری در لای پای دختر هفتسالهتان نشسته است. یا آلتِ تناسلیاش را به کودک شیرخوارتان میمالد! آیا کار زشتتر از این قابل تصور است؟ از هر منظر بنگریم، تصور بازی جنسی با طفلمعصوم و شیرخوار نفرتانگیز است ولی نفرتانگیزتر از آن پندار و رفتار کسانی است که چنین چیزهایی را امر مقدس میپندارند!
کاری زشتتر و قبیحتر از آن نیست که کسی درباره کودکِ شیرخوار خیالپردازی جنسی کند، چه رسد به آنکه عملاً چنین کاری را مرتکب شود! انحرافِ جنسی و جنون شهوت تا چه حد باشد که کسی عملاً یا در عالم خیال با دختر خردسال و یا "طفل شیرخوار" شهوتش را فرو نشاند!
بدتر اینکه هرگاه درباره شهوترانان دینی و فقهی حرف بزنیم، این ما هستیم که ملامت میشویم نه آنهایی که مردم را به تفخیذ و مالیدنِ آلتِ تناسلی به کودک شیرخوار دعوت میکنند! وقتی این همه بیاعتنایی به اسناد و احادیث و تجربه را میبينم، آشکار در میيابم که برخی در عوض وارسی و کندوکاو حقیقت در پیِ نفهمی و لجاجتاند!