دو پرده از واقعیت، حرف هایی که برایتان محبوبیت نمی خرد!
پرده اول، دوستی نادیده نوشته است: "به عنوان شخصى كه بخشى از عمرش را در پروژه هاى عمرانى اطراف آبادان و اهواز گذارنده است. يك نكته را بايد در نظر داشت و آن مردم منطقه است. كافيست از هر فردى كه در اينگونه پروژه ها دخيل بوده بپرسيد كه كار كردن با مردم آن منطقه چقدر مشكل است.
يك پيمانكار به علت مزيت اقتصادى در ابتدا سعى ميكند از نيروهاي بومي تامين پرسنل كند، اما اين اغاز ماجراست در آن منطقه به شدت با كارگران به مشكل بر می خوريد، يك دفعه ساعت ٩ به كيلومتر فلان خط لوله ابياری می روی مي بيني كه درازكش خوابيده اند و حالا جرات داري اعتراض كن. جواب می دهد : مگه نمی بينی دارم استراحت مي كنم! اعتراض و برخورد هم مساوی است با چماق کشی و كلاش و ...
در مرحله بعد با هزار مكافات نيرو را از اطراف تامين مي كنی، جلوي ماشين آلات را مي گيرند كه كار حق ماست و چند تا كارگر غير بومی لت و پار ميشوند. اين تازه بخشی از ماجراست.
در يكي از ابر پروژه هاي آبياری كشور دولت قصد داشت به رايگان نخلستانها را پاكسازی و خاك را شيرين و شبكه آبياری ايجاد كند. به خاطر قطع هر نخل كه قيمت ان بعضا چند بار پرداخت ميشد ، گاه حتی دو سه روز خط را تعطيل مي كردند. اگر فكر ميكنيد نخل درآمدزا بود بايد بگويم خير. اين كار روشی شده بود برای اخذ چند باره قيمت درختان! اين بود كه بسياری از شركت ها پروژه را نيمه كاره رها ميكردند و صرفا شركتهاي دولتی با هزينه كرد چند برابر زمان و ريال موفق مي شدند يك پروژه را به اتمام برسانند اين تازه اول ماجرا بود، تا بهره برداری دهها مورد تخريب و خرابكاري بايد دوباره تعمير مي شد. اينها بخشي مشكلات كار كردن در آنجاست، بايد با هموطنان ان مناطق سَر و كله زده باشى تا متوجه عمق مشكلات بشويد".
پرده دوم، زانیار کولبری است که دو برادر یعنی آزاد و فرهاد خسروی را در شب حادثه همراهی می کرده است در مصاحبه با همشهری می خوانیم: "هرچه میگذشت سرما بیشتر به عمق جان سه کولبر نوجوان نفوذ میکرد. در نیمههای شب تنها امیدشان این بود که شاید کمکی از راه برسد و آنها از مرگ نجات پیدا کنند. کمی که گذشت چند نفر از دور به آنها نزدیک شدند. آنها چند کولبر غریبه بودند که حاضر نشدند کوچکترین کمکی به آنها و آزاد از پا افتاده کنند.
زانیار میگوید: "چند کولبر که قاطر هم داشتند دیدم. صدایشان کردم. از آنها کمک خواستم اما توجهی نکردند. آنها را نمیشناختم. هرچقدر خواهش و التماس کردم که آزاد را با خودشان ببرند فایدهای نداشت". آنها تنها افرادی نبودند که وضعیت 3 پسر نوجوان را دیدند و چشمانشان را بر مصیبتی که آنها گرفتارش شده بودند بستند. چرا که در ادامه چند کولبر دیگر هم با نامهربانی آنها را در همان وضعیت رها کردند: "چند کولبر دیگر هم آمدند که باری نداشتند.رفتم دنبالشان از آنها خواهش کردم که آزاد را با خودشان ببرند. حتی گفتم حاضرم اگر آزاد را پایین ببرند یک میلیون تومان به آنها بدهم اما هیچ کمکی نکردند و رفتند".
اتفاقاتی نظیر مرگ دو برادر جوان کولبر و آنچه در ماه شهر رخ داد دردناک است و شاید دنبال مقصر فوری برای تسکین خود باشیم، دولت و نئولیبرالیسم و مافیا هم البته گزینه ها همیشه حاضرند و رندان هم از آنها به خوبی برای تحریک احساسات استفاده می کنند، ولی اجازه دهید در کنار همه آنها سهمی هم برای اوضاع فرهنگی و خود مردم قائل باشیم، قضیه را پیچیده تر ببینیم و کار را به تقابل خیر و شر تقلیل ندهیم. به قول محمد قائد رابطه بین مردم و دولت ها بر اساس قانون ظروف مرتبطه است یعنی نمی شود زمین تا آسمان با هم تفاوت سطح داشته باشند. اگر در "حاشیه" توسعه نیافتگی هست، علاوه بر دولتی ناکارآمد باید سهمی هم به خود مولفه های اجتماعی و فرهنگی داد. می فهمم که سرمایهگذاری دولتی در مناطق حاشیه ای به شدت متاثر از ملاحظات امنیتی است، اما خطاست فکر کنیم ایراد اینکه خوزستان یا کردستان یا بلوچستان بدل به سوئیس نشده است، فقط و فقط دولت است. برای بهتر کردن اوضاع باید بیش از دائم الطلبکار بودن در درجه اول واقع بین بود و این ژانر مردم معصوم، دولت جبار را کنار گذاشت. والا پیشنهادهایی نظیر اینکه پول را از بقیه بگیریم و به فقرا صدقه بدهیم بعید است دردی از آن دوا کند. دولت کار را خرابتر نکند، آن را بهبود نخواهد بخشید. والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
موانع سرمایه گذاری مثل حرص صاحبان زمین رو گفتید،به جای درختشان چی گرفتند؟پول
شاید دارند سیاستمان می کنند این تمام احساس هم میهنان شما در حاشیه های کشور است،تمام
فساد و خشونت وقتی قاطی شد چه انتظاری دارید،د.
اینجا هنوز دل نگرانند که مرکز نشینها هنوز فکر می کنند ما تاریخ جنگ داخلی را می خوانیم.هنوز
دغدغه دولت ملی داریم.
انتخابات را یادتان رفته بالاترین آرا برای آشتی و دموکراسی را همین حاشیه نشین ها جورکردند.یامجلس،آنوقت سرمایه دار چکار کرد دولت را تصاحب .
...ومجلس را تحقیر رها شده
شدید بهتر بود علل توسعه نیافتنی و تعاریف توسعه را ابتدا شرح می دادید.
راجع به فرار سرمایه ها و اختلاسها بنویسید یا پشت پرده ملاحظات امنیتی را بحث کنید.
اینطور شاید نیاز نباشد به فقرا پولی داد .کاش اول می نوشتم از متن شما اینطور فهمیدم که تقصیر خودشان است که بدبختند. والسلام
الان سوال من این است که برای خروج از این مصیبت چکار باید کرد؟ مردم بدون حکومت خوب، خوب نمیشوند و تا زمانی که مردم خوب نشوند حکومت خوبی هم تشکیل نمیدهند. آیا تنها راه چنین خروجی یک پینوشه یا مشابه داستان سنگاپور هست؟
نظر شما رو خیلی دوست دارم بدونم استاد عزیز
بیگانه از اوضاع نیستم در مورد فولاد خوزستان و هفت تپه بی خبر نیستم
رسیدن به یک جمله درست
در مورد ماهشهر هم دقیقا درست بیان شده. تا جایی که من شنیدم اون منطقه ای که تیراندازی انجام شده برای خودش به نوعی غرب وحشی بوده و شهرت بسیار بدی داره