بر خود ببالید

ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمی‌بست و معصومانه اعتماد نمی‌کرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا رشته امید ما را نبربد. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه می‌ساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی می‌گذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمی‌دیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
شناسنامه‌ام را می‌بینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامه‌هایمان هم کردید. فردا نسلی از راه می‌رسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن می‌کند؛ آنجا که دست شما به آن نمی‌رسد.

رضا بابایی
۹۸/۱۱/۱۹



#فرهیختگان، ندای آگاهی

1 comment


این پست را وقت انتخابات ریاست جمهوی تجدید ارسال بفرمایید رضای ما راضی شد به رضای خدا ؛ پر کشید و بهار ایران را ندید اما فردا که بهار آید با یاد او آزادی و آبادانی را قدرخواهیم دانست ...یاد و نام بلندش گرامی باد.